سیستان و بلوچستان 1100 کیلومتر مرز با کشورهای پاکستان و افغانستان و 300 کیلومتر مرز آبی با دریای عمان دارد و به دلیل قرار گرفتن در موقعیت راهبردی و ترانزیتی از اهمیت فراوانی برخوردار است، بویژه بندر چابهار که تنها بندر اقیانوسی ایران است و آسانترین و بهترین راه دسترسی به کشورهای آسیای میانه و آبهای آزاد را دارد.
این استان دارای اقوام مختلف است که همگی در کنار هم زندگی را میگذرانند. سیستان و بلوچستان امروز از کم آبی و ریزگردها مانند سایر استانهای کشور رنج میبرد که باید برایشان تدبیر شود. علاوه بر این، بروز پاره ای ناامنی ها و تحرکات ضدامنیتی که به دست اشرار گاه در مرزهای این استان رخ میدهد، بر مشکلات این استان افزوده است. بررسی مشکلات این استان بهانه ای شد تا با یکی از نمایندگان استان سیستان و بلوچستان به گفت و گو بنشینیم.
مهندس هدایت ا... میرمرادزهی نماینده سراوان، سیب، سوران و زابلی است که در بعد از ظهر یکی از نخستین روزهای ماه مبارک، پاسخگوی پرسشهای ما بود.
سیستان و بلوچستان بزرگترین استان کشور است، این استان اقوام مختلفی را در خود جای داده است، مردم این استان چگونه با وجود تفاوتها در کنار یکدیگر قرار گرفته اند؟
- استان سیستان و بلوچستان از قومیتهای بلوچ و سیستانی هستند. سیستانی ها به گویش پارسی سیستانی صحبت میکنند و پیرو مذهب تشیع و مردم بلوچ عموماً پیرو مذهب تسنن هستند و به زبان بلوچی سخن میگویند. این مردم در کنار هم از مدتها پیش زندگی میکنند، بدون اینکه مشکل خاصی داشته باشند. این دو قوم مشکل اساسی با یکدیگر ندارند، اما گاه بروز برخی نگرشهای دوگانه بویژه از سوی مسؤولان، مردم محلی را به این سمت سوق میدهد که قومیت فلان بر قومیت فلان، ترجیح داده میشود.
به نظر من همین سوء برداشتها و البته گاه سوء مدیریتها باعث میشود تا قومیتهایی که سالیان سال در صلح و صفا در کنار هم بودهاند، رویکردهای منفی نسبت به یکدیگر نشان میدهند.
با وجود اینکه قوم بلوچ و جامعه اهل سنت این منطقه در تمامی صحنههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی بالاترین مشارکت در کشور را دارند و حفظ اتحاد و وطندوستی را جزیی از اعتقادات مذهبی خود میدانند، اما عدهای معاند، نان تفرقه را میخورند و چشم دیدن این اتحاد را ندارند. از این رو فتنه میکنند و بر طبل تفرقه بین شیعه و سنی و سیستانی و بلوچ میکوبند.
طبق اصل 19 قانون اساسی، مردم ایران از هر قوم و قبیلهای باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد و زبان باعث امتیاز نخواهد بود و همچنین طبق اصل 20 قانون اساسی، همه افراد اهل ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت از قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی از جمله سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، با رعایت موازین اسلام برخوردارند.
اهل سنت و مردم بلوچ نیز جزو جمعیت جدایی ناپذیر ایران هستند. به عنوان کسی که در این آب و خاک بزرگ شده ام، میگویم، قوم بلوچ در کنار سایر اقوام ایرانی، سرمایه اجتماعی این کشور هستند. این مردم نجیب بیش از اینکه خواهان خدمت باشند، مشارکت، حرمت، حق قانونی و اصل مساوات را خواستارند.
مثلاً هنوز هم که هنوز است گوشه و کنار در برخی فیلمها و سریالها شخصیتهای منفی با لباس قومیتها نشان داده میشوند؛ خب این جفا در حق قومیتهاست. این یک مشکل فرهنگی است و باید ریشهای حل بشود.
این مردم دوست دارند در سپاه، ارتش و نیروی انتظامی و مرزبانی خدمت کنند، تا هرجا که دشمن چشم طمع به وطن داشت، جان خود را فدا کنند. باور کنید هیچ آتش فتنهای در بین قوم بلوچ نمی تواند جان بگیرد. تاریخ این قوم ایرانی، این ادعا را ثابت کرده است و مشکلی هم اگر هست، از قومیتها نیست.
شما به عنوان مسؤولی که اهل همین استان هستید و سالها در این استان خدمت کردهاید، ریشه مشکلات امنیتی سیستان و بلوچستان را در چه چیز میدانید؟
- مشکلات، ریشه در خارج از مرزها دارد و برخی سوء مدیریتها، زمینه را برای بروز مشکلات فراهم میکند. مردم سیستان و بلوچستان قرنهاست که مرزبان و مرزدار ایران هستند و هیچ چشمداشتی هم ندارند، اما باید این اعتماد متقابل وجود داشته باشد و برای آن برنامهریزی شود تا از وجود این ظرفیت استفاده شود. زیرساختهای امنیتی در این استان، وقتی فراهم میشود که معیشت و اشتغال مردم فراهم شده باشد. تأمین معیشت مردم، راه را بر فتنه جو ها میبندد.
مردم ما، مثل همه ایرانیهای دیگر، به خاک کشورشان اعتقاد دارند. این مردم در زمان قاجار، انگلیس را از خاک وطن، بیرون کردند. فرهنگ مردم ما بسیار فرهنگ غنی است. قرنها تاریخ و تمدن، پشت این فرهنگ است. مردم این استان، در همه انتخاباتها، مشارکت بسیار بالایی داشته و دارند.
با این وجود دولت باید زیرساختها را فراهم کند. باید مشخص شود که مردم این استان محروم، از چه طریقی امرار معاش کنند؟ باید زمینه ادامه تحصیل جوانان فراهم شود. باور کنید اگر جوانان تحصیل کنند، بهتر و آگاهانهتر میتوانند از کشورشان حفاظت کنند. باید برای نسل جوان زمینه اشتغال فراهم شود، اشتغال که بود، رونق و آبادانی هست و زمینه مشکلات امنیتی وجود نخواهد داشت. مثلاً همین اواخر سپاه پاسداران، تعدادی از مردم محلی را جذب کرد. خب همین حرکت منشأ مشارکت هر چه بیشتر مردم در مقوله امنیت و از آن طرف، باعث ایجاد فرصت اشتغال است. اقدامهای این چنینی مردم را امیدوار میکند تا بیشتر از پیش از استان و منطقه خود حفاظت کنند.
از آن طرف هامون به عنوان رگ حیات منطقه، سالهاست که خشکیده و زندگی خانوارهای فراوانی را مختل کرده است. خب هزاران هزار نفر از طریق هامون امرار معاش میکرده اند که حالا دیگر نمی توانند معاش خود را تأمین کنند.
الان آخرین وضعیت این دریاچه چگونه است؟
- خب همان طور که حتماً شنیده اید، امسال آب به بخشی از هامون بازگشت و در حقیقت زندگی را به منطقه برگرداند، اما معلوم نیست این وضعیت تا کی ادامه پیدا میکند. چندی پیش به خاطر مشکلات حقابه مان با افغانستان، سفری در دوره هفتم مجلس به همراه معاون وزیر نیروی وقت به این کشور داشتیم و با «اسماعیل خان» وزیر نیروی افغانستان ملاقات کردیم. آنها نسبت به تأمین حقابه ایران نظر مساعدی داشتند، چرا که خدمات ایران در آنجا محرز بود. آنها معتقد بودند که برای دادن حقابه ایران هیچ کوتاهی نخواهند کرد، اما خب گروههایی در افغانستان وجود دارد که گاهی دولت مرکزی بر آنها اشرافی ندارد. آن گروه ها اشکالها را به وجود میآورند.
امسال استاندارمان توانست رابطه مناسبی با برخی گروههای مختلف آن طرف مرز برقرار کند که حاصل آن این بود حجم قابل ملاحظه ای از آب، به سیستان هدایت شد. این امر قابل توجه است و باعث خوشحالی مردم شد. این آب علاوه بر حقابه تعیین شده بود. خب مردم از این طریق میتوانند به امور خود در زمینه کشاورزی و سایر مسایل رونق دهند.
تالاب هامون هم از این آب بهرهمند شد. حتی پرندههای مهاجری که فصلی بودند، امسال به هامون برگشتند. باور کنید همین حیات دوباره هامون، بخش عمده ای از مشکلات را میتواند بر طرف کند. ما انتظار داریم که اقدامهای این چنینی ادامه پیدا کند. هامون باید حیات دایمی داشته باشد و دوباره بشود، قطب اقتصاد منطقه.
مشکل کم آبی مشکل همه کشوراست، اما همین مشکل، در استان ما مضاعف است و زمینه ساز مشکلات فراوانی شده است.
برای حل ریشه ای مشکل کم آبی باید چه اقدامهایی انجام داد؟
- باید برای آبهای مرزی که از دسترسی ما خارج میشود، برنامهریزی اساسی صورت گیرد و قانونی مصوب شود که دولت بدون فوت وقت آبهای مرزی و نزولات آسمانی را مدیریت کند.
استاندار تهران امسال اعلام کرده بود که اگر در آب مدیریت نشود، امکان موفقیت وجود ندارد ما باید از همه لحاظ در مصرف، مدیریت، جمع آوری آب تدبیر کنیم.
در بخش کشاورزی راندمان 37 درصد است. مقدار ریزشهای کم در وضعیت جوی خشک و نیمه خشک، مشکلات را افزون کرده است. باید با طرحهای مختلف بخش آب و احداث طرحهای آبخیزداری و ... آب کشور را سامان دهیم.
مثلاً کشور هلند باتلاقی است. مردم زهکش زدند و از آن آب استفاده میکنند، در مقابل ایران کشوری خشک و نیمه خشک است، از این رو باید آبها و فاضلابها مدیریت شوند. این تدبیر میتواند مشکلات ما را حل کند.
اما مشخصاً برای استان سیستان و بلوچستان، باید با بهره گیری مناسب از آبهای جاری و موجود سیستان و تغییر الگوهای آبیاری با مدیریت یکپارچه منابع آبی این منطقه را در مسیر رونق گذشته قرار داد. نداشتن الگو و برنامه کارشناسی در حوزه توزیع و تقسیم بهینه آب موجب شده همواره مسأله آب در منطقه سیستان به یک بحران تبدیل شود.
با مدیریت و اصلاح مسیرهای عبور آب، علاوه بر تأمین خواستههای دستگاههای اجرایی ذی نفع در استفاده از ظرفیتهای تالاب هامون، محیط زیست سالم و مطلوبی در منطقه سیستان خواهیم داشت و تبع آن بخشی از مشکل ریزگردها در استان هم حل خواهد شد و در سایه این اتفاقات، امنیتی پایدار در منطقه ایجاد خواهد شد.
الان معضل ریزگردها در سیستان و بلوچستان چطور دنبال میشود؟
- در حال حاضر بیش از دوسوم استانهای کشور با این مشکل درگیر هستند و این موضوع به مخاطره اصلی زیست محیطی کشور بدل شده است. هر چند که ریزگردها در سیستان امری عادی تلقی میشود، اما آثار مخرب آن بر جسم و روح مردمان این دیار سنگینی میکند. باید بتوانیم این مشکل کشور را هم با تکیه بر توان داخلی حل کنیم.
سیستان باتوجه به وسعت محدود مناطق برداشت و نقش داشتن سرزمین یک کشور(افغانستان) جغرافیای خوبی برای این مهم است تا با بهره گیری از دانش و تجربه راه حل آن را بیابیم. این موضوع مورد درخواست جدی مردم هم است و عزم دولتمردان را میطلبد.
حل این مشکلات، که هر کدام مربوط به حوزههای مختلفی است، زمینه ساز توسعه استان خواهد شد.
به نظر شما برای توسعه استان سیستان چه باید کرد؟
- انتظار میرود با توجه به وجود حدود یک هزار روستا در منطقه سیستان، نهادی ویژه به صورت جدی برنامههای توسعه روستایی را تعقیب کند. توسعه روستا، اساس توسعه منطقه است. با بهره گیری و انتقال تکنولوژیهای نو، توجه به مشاغل خرد و ایجاد معیشتهای جایگزین و غیر وابسته به آب و خاک را هم باید به صورت جامع و هماهنگ در دستور کار توسعه استان قرار بدهیم. سیستان و بلوچستان توسعه یافته، سیستان و بلوچستان امن و آرام است.
یک واقعیت مهم در استان ما وجود دارد و آن اینکه برنامههای توسعه در استان میبایست به گونهای اولویتبندی شوند که در گام نخست همراهی همه اقشار را موجب شده و اجرای آن هیچ بخشی را مورد بیتوجهی قرار ندهد. این خیلی مهم است. دوم اینکه مبتنی بر نیازهای واقعی مردم باشد که این نیازها را هم میشود با بکارگیری سازمانهای مردم نهاد و روشهای علمی بدست آورد.
با همه اینها واقعیت این است که موضوع معیشت در این برنامه ها سهمی اساسی دارد و صنایع دستی و مشاغل خرد سنتی، گردشگری و سایر مشاغل جایگاهی ویژه دارند. در کنار آن ایجاد اشتغال برای بخش زیادی از جوانان و تحصیل کردگان منطقه نیز اهمیت فراوانی دارد.
من معتقدم که مردم ما فهیم هستند. استان ما وسعت مرزی خوبی دارد که میتوان از آن صادرات و واردات انجام داد، از این طریق آنچه که کم داریم، وارد کنیم و آنچه که فراوان تولید کردهایم، صادر شود.
مثلاً کاشت برنج در استان ما به دلیل کم آبی مقرون به صرفه نیست و اگر برنج وارد شود، کم هزینه تر است. از طرف دیگر ما میتوانیم به راحتی در میوههای گرمسیری و مواد پتروشیمی و نفتی صادرات داشته باشیم و از این طریق بخشی از معیشت مردم را حل کنیم. همین میوههای گرمسیری، ظرفیت بزرگ استان در حوزه تولید است که اشتغالزایی را به دنبال دارد.
استان سیستان و بلوچستان با داشتن موقعیت راهبردی بازرگانی و ترانزیتی و دارا بودن کشاورزی و باغبانی و همچنین جاذبههای فراوان تاریخی و طبیعی و نیز صنعت در حال رشد از توانایی و ظرفیت فوقالعادهای برای توسعه و آبادانی برخوردار است. امنیت پایدار در استان، فقط و فقط از این راه حاصل میشود.




نظر شما