به گزارش قدس آنلاین از شهرکرد، هر ساله هفتم تیر بهانه خوبی است تا به سراغ نزدیکان و بستگان شهدای حزب جمهوری اسلامی ایران که در میعادگاه این حزب واقع در سرچشمه پایتخت جمهوری اسلامی ایران به فیض عظمی شهادت نائل آمده رفته و از نزدیک با رفتار و سجایای اخلاقی این عزیزان سفر کرده آشنا شویم.
و اما این بار به سراغ حاج فریدون استکی برادران شهیدان رحمن استکی که در فاجعه هفتم تیر به شهادت رسید،مجتبی استکی و در شهر مشهد مقدس به دست منافقین کوردل ومنفور ملت ایران شربت شهادت نوشید و حمید استکی که در جبهه های نبرد حق علیه باطل به لقاء معشوقش رسید رفته و با او که 2 دوره یعنی دوره اول و دوم مجلس شورای اسلامی سنگر 2 برادر شهید و نماینده اش در مجلس را پر کرده رفته و با او در خصوص شهید رحمن استکی که در قتلگاه حزب جمهوری اسلامی به شهادت رسید به گفتگو پرداختیم.
حاج فریدون با روی باز و گشاده و خیلی صمیمانه در منزل پر از عطر شهیدان استکی ما را به حضور پذیرفت و چنین آغاز کرد.
شهید رحمان استکی سوم اردیبهشت ماه سال 1339 در یک خانواده مذهبی در شهرکرد به دنیا آمد و پس از دیپلم و اتمام خدمت سربازی در سال 1351 به شغل آموزگاری مشغول شد و بعد از یک سال برای آشنایی با جریانات مبارزاتی به تهران هجرت کرد و در سال 1353 شهید استکی وارد دانشگاه شد و در همین ایام در جلسات درس علامه محمدتقی جعفری و جلسات مخفی درس شهید مظلوم دکتر بهشتی شرکت می کرد و در سال 57 در رشته علوم تربیتی فارغ التحصیل شد .
با اوج گیری مبارزات ملت ایران شهید استکی به زادگاهش شهرکرد بازگشت و مدیریت و سازماندهی اکثر راهپیمایی ها و تظاهرات شهر را بر عهده داشت.
در اوج مبارزات که دانش آموزان مدارس شهرکرد برای نشان دادن خشم و نفرت از رژیم پهلوی به خیابان ها می ریختند و دست به تظاهرات می زدند، مدیر کل وقت اداره آموزش و پرورش چهارمحال و بختیاری در گزارشی عامل تحریک دانش آموزان را ˈرحمان استکیˈ که دبیر یکی از مدارس شهرکرد بود، معرفی کرد.
شهید استکی به علت شناخت عمیق از مبانی اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله و سلم توانست گروه زیادی ازدانش آموزان را با شرکت دادن در جلسات مخفی به صحنه مبارزه علیه رژیم ستم شاهی بکشاند.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی شهید استکی که از فقدان تشکیلات منسجم اسلامی و عدم تشکل نیروهای مبارز مسلمان رنج می برد در فکر چاره افتاد.
با اعلام تأسیس حزب جمهوری اسلامی پس از تحقیق و با توجه به شناخت قبلی که از استادانی همچون شهیدان بهشتی و باهنر داشت، مقدمات تأسیس دفتر حزب جمهوری اسلامی را در شهرکرد فراهم کرد.
پس از مدتی که خود در حزب جمهوری اسلامی فعالیت کرد به عنوان معاون آموزش و سرپرست اداره کل آموزش و پرورش استان چهارمحال و بختیاری انتخاب شد.
حاج فریدو استکی در خاتمه تصریح کرد: شهید رحمن استکی در شب هفتم تیر سال 1360 دبیر جلسه بود و مشغول سخنرانی و اعلام برنامه ها بود که به گفته دوستان و بازماندگان این فاجعه بزرگ و به نقل از مرحوم فردوسی پور: ناگاه شهید رحمن استکی در بین سخنرانی سخنانش را قطع نموده و چنین می گوید که" چه عطری خوشی در فضا پیچیده و بوی بهشت را استشمام می کنم " بعد از اتمام این سخن شهید مظلوم حضرت آیت الله دکتر بهشتی سخنان آقا رحمن را تایید می کند و چنین می فرمایند که " من هم این چنین حسی دارم و بوی عطر بهشت را احساس می نمایم" که به یک باره آن ثلمه و فاجعه غم انگیز رخ می دهد و در یک شب 72 یار انقلاب به مثابه این شعر(در محفل عاشقان فرزانه مست می گشت سبوی کربلا دست به دست ناگاه زخیل ناکثان دستی پست 72 پیمانه به یک سنگ شکست) پر می کشند و با سید و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین همنشین می شوند.
خانواده شهید رحمان استکی دو شهید دیگر نیز به نظام و انقلاب تقدیم کرده است، شهید ˈحمید استکیˈ که در 16 اسفندماه سال 1362در عملیات خیبر به شهادت رسید و شهید مجتبی استکی که به همراه حجت الاسلام سید رضا تقوی امام جمعه وقت شهرکرد و رئیس فعلی شورای سیاستگزاری ائمه جمعه در یکم دی ماه 1360در چهارراه خواجه ربیع در مشهد مقدس مورد سوء قصد عوامل سازمان منافقین قرار میگیرند که آقا مجتبی و براثر اصابت ترکش نارنجک به شهادت میرسد ولی حجت الاسلام تقوی جان سالم به در می برند.



نظر شما