تحولات منطقه

پایگاه خبری تحلیلی قدس انلاین_مصطفی لعل شاطری: این نهایت آمال و آرزوی تمامی کسانی است که از خدا بریده اند و بر خدایان ثروت سجده برده اند، همانان که با جیره و مواجب مختصری که به برکت خوشخدمتی هایشان از کانون های قدرت و ثروت می گیرند، خشنودند و جز این چیز دیگری برایشان ارزش و قداست ندارد.

این افراد به سادگی فریفته مظاهر فریبنده دنیا می شوند!
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

به گزارش سرویس فرهنگی قدس انلاین آرزوهای دنیایی، خیال پردازی ‌های دور و دراز برای رسیدن به شهوات، دستیابی به ثروت و مال و منال، دسترسی به قدرت و مناصب دنیوی و همه این ‌ها برای خوشی و راحتی و لذت،... اینها همه انسان را فریب می ‌دهد، زیرا از دور، زیبا است و آرام بخش، ولی کسانی که به اندکی از آن می‌رسند در می‌ یابند که دچار خیال باطل و توهمات غلط شده بودند و آنچه را می‌ پنداشتند بدست نیاورده اند!
در لا به لای داستان های قرآن چهره ها و اقوامی را می توان سراغ گرفت که به دلیل بی بهره بودن از ایمان و معنویات، افق اندیشه و فکرشان تنها در چارچوب تنگ دنیا و جلوه های فریبنده آن خلاصه می شد و خدایشان تنها دنیایشان بود و بس؛ که در نهایت نیز سرنوشتی جز هلاکت در باتلاق دنیاپرستی و رفاه طلبی عایدشان نشد، چنانچه دکتر حمید محمد قاسمی گوشه ای از آن ها را چنین بیان می نماید.
بلعم باعورا نمونه بارزی است از کسانی که بر اثر دنیاپرستی و تمایل به رزق و برق دنیا همه سرمایه های فکری و اعتقادی خود را زا دست داد و در صف گمراهان و پیروان شیطان قرار گرفت.
او که از دانشمندان و علمای مشهور بنی اسرائیل به شمار می آمد و حتی موسی (ع) از او به عنوان مبلغی توانا استفاده می کرد و کارش در این راه آن قدر بالا گرفته بود که دعایش در پیشگاه خدا به اجابت می رسید، بر اثر تمایل به فرعون و وعده های او از راه حق منحرف شد و همه مقامات خود را از دست داد؛ قرآن سرگذشت او را چنین گزارش می کند: وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذی آتَیْناهُ آیاتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطانُ فَکانَ مِنَ الْغاوینَ، وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لکِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ أَوْ تَتْرُکْهُ یَلْهَثْ ذلِکَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ؛ برای آن ها بخوان سرگذشت آن کسی را که آیات خود را به او دادیم، ولی (سرانجام) از آن ها خارج شد و شیطان به او دست یافت و از گمراهان شد. اگر می خواستیم (مقام) او را با این آیات (و علوم و دانش ها) بالا می بردیم؛ ولی او به پستی گرایید و از هوای نفس خویش پیروی کرد. (سوره اعراف: آیه 175-176)
در ادامه، قرآن تصویر چنین انسانی را که به زمین چسبیده و آلوده رزق و برق دنیا گردیده، در قالب تمثیلی گویا ترسیم می نماید:
او همچون سگ (هار) است که اگر به او حمله کنی، دهانش را باز خواهد کرد و زبانش را بیرون خواهد آورد و اگر او را به حال خود واگذاری، باز همین کار را می کند (گویی آن چنان تشنه دنیاپرستی است که هرگز سیراب نمی شود)؛ این مثل جمعیتی است که آیات ما را تکذیب کردند. (سوره اعراف: آیه 176)
از این رو صاحب تفسیر المنار می نویسد: مقصود آیه این است: چنین کسی که از هوای نفس پیروی کرده، به زمین و تعلقات مادی دل بسته است، بدترین حالات را دارد. او به دنبال دنیای حقیر و پست، دائماً حریصانه چون سگی نفس می زند و خسته و وامانده، دست از طلب دنیا برنمی دارد و به آنچه دارد راضی نیست و هر روز حرص و طمع او با وجود دستیابی بیشتر به تمتّعات دنیوی فزونی می یابد.
همچنین از امام باقر (ع) روایت شده است که فرموده اند: این آیه در اصل دباره بلعم (باعورا) است. سپس خداوند آن را به عنوان مثالی درباره افراد این امت یعنی کسانی که هواپرستی را بر خداپرستی و هدایت الهی مقدم شمارند، ارائه نموده است.

یکی دیگر از کسانی که نخست در صف مؤمنان بود، ولی غرور ثروت او را به آغوش کفر کشید و به قعر زمین فرستاد، قارون بود.
وی از بستگان نزدیک موسی (ع) بود و اطلاعات و آگاهی زیادی از تورات داشت، ولی بر اثر فراموشی یاد خدا و چشم دوختن به مظاهر فریبنده دنیا گرفتار چنان غروری شده بود که ثروت ها و گنج های بی شمارش را ثمره تلاش و علم و دانش خود می دانست و در برابر نصیحت کسانی که می گفتند: إِنَّما أُوتیتُهُ عَلى‏ عِلْمٍ عِنْدی أَ وَ لَمْ یَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَهْلَکَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَ أَکْثَرُ جَمْعاً وَ لا یُسْئَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُون‏؛ این همه خوشحالی آمیخته با غرور و غفلت نداشته باشد که خدا شادی کنندگان مغرور را دوست نمی دارد»، باد به غبغب انداخته از سر غرور و تکبر می گفت: «من این ثروت را با علم و دانش خودم به دست آورده ام. (سوره قصص: آیه 76-78)
این سخن هر انسان مغرور و فریفته ای است که از مُنعم خویش و الطاف او غافل شده، ثروت های مادی چشمش را کور کرده و فریفته زرق و برق دنیا شده است و از این قبیل افراد که گمان می کنند که تنها دانش و کوشش خودشان سبب شده که آن ها را به چنان ثروت های سرشاری برساند، کم نیستند.
نمونه دیگر ساحران فرعون بودند که پیش از آن که به خدا ایمان آورند، تنها همّ و غمشان دستیابی به پاداش های مادی فرعون بود و در حقیقت پاداشی بالاتر از این نمی دیدند که از ثروت هایی که فرعون در اختیارشان می گذارد، روزگارشان را سپری کنند. از این رو خاضعانه رو به فرعون می گویند: فَلَمَّا جاءَ السَّحَرَةُ قالُوا لِفِرْعَوْنَ أَ إِنَّ لَنا لَأَجْراً إِنْ کُنَّا نَحْنُ الْغالِبین‏؛ آیا اگر پیروز شویم، پاداش مهمی خواهیم داشت؟ (سوره شعرا: آیه 41)
این نهایت آمال و آرزوی تمامی کسانی است که از خدا بریده اند و بر خدایان ثروت سجده برده اند، همانان که با جیره و مواجب مختصری که به برکت خوشخدمتی هایشان از کانون های قدرت و ثروت می گیرند، خشنودند و جز این چیز دیگری برایشان ارزش و قداست ندارد. فرعونیان و طواغیت نیز در طول تاریخ همواره چنین انسان های ضعیفی را به استخدام خود درآورده و چون مهره ای از آن ها بهره جسته اند.

قرآن درباره یهودیان و روحیه دنیاپرستی و رفاه طلبی آن ها می فرماید: فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُوا الْکِتابَ یَأْخُذُونَ عَرَضَ هذَا الْأَدْنى‏؛ بعد از آن، فرزندانی جانشین آن ها شدند که وارث کتاب (تورات) گشتند، (اما با این حال) متاع این دنیای پست را گرفته (بر حکم و فرمان خدا ترجیح دادند.) (سوره اعراف: آیه 169)
همین تعلقات مادی و فریفته شدن به جلوه های فریبنده دنیا سبب شد تا بزرگان یهود را به تحریف آیات الهی یا فراموش کردن آن دسته از احکامی که با منافعشان در تضاد بود، وادارد.
گفتنی است دنیاپرستان مغرور که همه ارزش ها را منحصر در ثروت و قدرت و شهرت می پندارند، حتی معیار شخصیت و شایستگی انسان ها را نیز تنها از همین منظر می نگرند.
قرآن چهره برخی از این افراد را در قالب داستان های خود ترسیم کرده است.
1. فرعون جبار و زرپرست به اطرافیانش می گوید: فَلَوْ لا أُلْقِیَ عَلَیْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ أَوْ جاءَ مَعَهُ الْمَلائِکَةُ مُقْتَرِنین‏؛ من باور نمی کنم که موسی از طرف خدا آمده باشد. اگر راست می گوید، پس چرا دستبند طلا به او داده نشده است؟! (سوره زخرف: آیه 53)
او حتی نداشتن چنین زر و زیوری را دلیل بر پستی مقام موسی (ع) می شمرد و می گوید: آیا من بهترم یا او که از خانواده و طبقه پستی است؟ (سوره زخرف: آیه 52)
2. بنی اسرائیل به اشموئیل، پیغمبر زمانشان، در مورد انتخاب «طالوت» به فرماندهی لشکر ایراد گرفتند و گفتند: «ما از او به فرماندهی و حکومت سزاوارتریم. چرا که ما از دودمان معروفیم؛ به علاوه طالوت ثروتی ندارد! (سوره بقره: آیه 247)
3. مشرکان ثروتمند قوم نوح نیز به او ایراد می گرفتند که چرا این اراذل و افراد پست اطراف تو را گرفته اند. منظورشان از پستی، نداشتن مال و ثروت بود می گفتند: آیا ما به تو ایمان بیاوریم در حالی که افراد پست و بی ارزش از تو پیروی می کنند؟ (سوره شعرا: آیه 111)
4. مشرکان عصر پیامبر (ص) نیز از اینکه قرآن بر مرد تهیدستی نازل شده است، تعجب می کردند و می گفتند: «چرا این قرآن بر شخصیت بزرگ و مرد ثروتمندی از سرزمین مکه یا طائف نازل نشده است؟ (سوره زخرف: آیه 31)

منابع:
1-طبرسی. مجمع البیان. ج4: 769.
2- قطب، سید. تفسیر فی ظلال قرآن، ج5: 2712، 2595.
3- مکارم شیرازی، ناصر. تفسیر نمونه، ج18: 112.

4- محمد قاسمی، حمید. اصول تربیتی در داستان های قرآن: 102.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha