این نگاه او در تولید آثار تلویزیونیاش بیشتر از زمانی که برای سینما فیلم میسازد، بروز میکند.
هنرمند برای تلویزیون مجموعه کمدی کاکتوس را در ساختاری متفاوت ساخت که البته مخاطبان خاص آن بیشتر از عام بودند.این مجموعه هرچند هفته ای یک بار به نمایش درمیآمد، اما مخاطبان ویژهای داشت که این مجموعه آپارتماتی با لوکیشن و بازیگران محدود را تماشا میکردند و به موقعیتهایی که برای آنها پیش میآمد میخندیدند و البته بعد از تماشای آن به اطراف و آدمها بیشتر توجه میکردند تا شاید مابازای کاکتوس را پیدا کنند.
هنرمند اما اوج کمدیسازی خود را با سریال آشپزباشی نشان داد که اکنون از شبکه تماشا بازپخش میشود.سریالی که میتوان در بازپخش آن متوجه شد که سریالی مدرن بوده که هم در قالب و هم در روایت به ریزهکاریهایی توجه کرده که اکنون در شتاب سریالسازی و پخشهای هر شبی سریالهای تلویزیونی کمتر به آنها توجه میشود.
سریال آشپزباشی داستان زن و شوهری است که سالهاست با هم زندگی و کار میکنند؛ آنها صاحب سه فرزند هستند و رستورانی را با مشارکت هم اداره میکنند. زن ( مینو) مدیر داخلی رستوران است و مرد( اکبر) سرآشپز؛ همه چیز خوب است و این خانواده دارند تازه مزه خوشبختی و رفاه را مزه مزه میکنند که اتفاقی به ظاهر کوچک اما در باطن بزرگ و مهم بنیاد خانواده آنها را از هم میپاشد! زن به دعوت یکی از دوستان تلویزیونیاش به برنامهای میرود و در آنجا میگوید که موفقیت رستوران بیشتر در گرو مدیریت خوب اوست و شوهرش فقط سرآشپز موفقی است که در آشپزخانه کار میکند...
اکبر به صورت اتفاقی این برنامه را میبیند و از همینجاست که جنگ بین اکبر و مینو آغاز میشود، جنگی که حواشی زیادی دارد و به محوریت بجنگ تا بجنگیم تا از هم فروپاشی خانواده و طلاق هم پیش میرود.
آشپزباشی، کمدی صرف نیست؛ نه دیالوگهایش فقط طنز است و نه روابطش بر اساس طنزسازی طراحی شده است، اما موقعیتهایی که شکل میگیرد برای بیننده جالب است و گاهی او را به خنده وامیدارد.
آشپزباشی سریالی فانتزی است، یعنی زیاد به زندگی واقعی نزدیک نیست؛ البته نویسنده و کارگردان برای دراماتیزه کردن یک سوژه مجبور هستند، از زندگی واقعی فاصله بگیرند و داستان را از فیلترهایی عبور دهند که تماشایی شود و گرنه خود زندگی واقعی که چیزی برای تماشا ندارد، چون همه مردم هر روز به نوعی رویدادهای آن را تجربه میکنند.
آشپزباشی سریال شیکی است، شسته ورفته است و از بدبختیهایی که معمولاً در سریالهای تلویزیونی به آنها پرداخته میشود، اثری نیست.فقط مینو و اکبر در چند دیالوگ گذشته را مرور میکنند و میگویند که در گذشته زندگی سختی داشتهاند و کارشان را از زیر پله شروع کردهاند، اما بعد از آن هر چه بیننده میبیند در فضای شیک و خوش آب و رنگی رخ میدهد که چشمنواز است.
طبق شنیدهها و آمار غیر رسمی که در سال 88 ، سال تولید آشپزباشی منتشر شد، شبکه یک برای این سریال حدود چهار میلیارد تومان هزینه کرد که در آن سال رقم بسیار بالایی بود و صدای بسیاری از تهیهکنندگان دیگر تلویزیون را در آورد که این چه تبعیضی است که بین تهیهکنندگان قایل میشوید، اما آشپزباشی از بازیگران مطرحی مانند پرویز پرستویی، فاطمه معتمد آریا و فرهاد اصلانی برای اجرای نقشهای اصلی استفاده کرده بود و همین اسمها کافی بود تا تهیهکننده و تلویزیون به دیگران پاسخگو باشند.
از بازیهای خوب پرستویی و معتمد آریا که بگذریم، فرهاد اصلانی در این سریال در نقش شوهر خواهر اکبر(صفدر) آنقدر خوب درخشید که بازی دیگر بازیگران را تحت تأثیر قرار داد.گریم و لهجه اصلانی به او کمک کرد که نقش صفدر دیده شود و در جاهایی حتی به محور داستان تبدیل شود و بار کمدی سریال را به دوش بکشد.
آشپزباشی را میتوان از سریالهای متفاوت تلویزیون در چند سال اخیر دانست که داستان و فضای جدیدی را به بیننده ارایه میکند، همه اینها کافی است تا این سریال در بازپخش هم دیدنی باشد.
۴ مرداد ۱۳۹۳ - ۲۳:۳۸
کد مطلب: ۲۲۵۲۹۵
گروه هنر- باران باستانی - محمدرضا هنرمند نگاه خاص خود را در کمدیسازی دارد.او در تولید اینگونه آثار هم مخاطب عام را در نظر میگیرد و هم به مخاطب خاص فکر میکند و تلاش میکند او را مخاطب آثار خود کند.
زمان مطالعه: ۱ دقیقه



نظر شما