وداع با آقای شهید ایران

گروه هنر- باران باستانی - چند تا خانواده شاد که مشکل حاد و اساسی هم ندارند، کنار هم زندگی می‌کنند و از سر بیکاری برای خودشان ماجرا درست می‌کنند.

 هفت سنگ؛ حاشیه‌های پررنگ‌تر از متن
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

ماجراهایی که می‌توان نام فانتزی برای آن انتخاب کرد.این خانواده‌ها در سریال هفت سنگ که از شبکه سه پخش می‌شود به تصویر کشیده شده‌اند.
سریالی که در اولین پخش خود با بازتاب‌های زیادی روبه رو شد.در عصر ارتباطات و رسانه‌ها مردم خیلی زود متوجه شدند و آنهایی که خبردار بودند به بی‌خبران اعلام کردند که سریال هفت سنگ کپی‌برداری از سریال آمریکایی مدرن فامیلی است که مدتی است از شبکه‌های پربیننده آمریکایی و اروپایی پخش‌ می‌شود.
خبر کپی‌برداری که مثل بمب منفجر شد، سازندگان سریال هفت سنگ بخصوص علیرضا بذرافشان، کارگردان و یکی از نویسندگان سریال در مقام دفاع برآمد و گفت ما از ابتدا اعلام کردیم، این سریال اقتباسی است و در اصل مدرن فامیلی را ایرانیزه کرده‌ایم و سریال آمریکایی و زندگی آمریکایی را ایرانی کرده‌ایم.
بعد هم در ادامه روابط عمومی شبکه سه شروع به جریان‌سازی کرد و با شخصیت‌های مختلف گفت‌وگو کرد و آنها را منتشر کرد که اقتباس ایرادی ندارد و در تمام دنیا این کار انجام می‌شود و برخی با حاشیه‌سازی برای هفت سنگ می‌خواهند به این تلویزیون آسیب بزنند و آن را تخریب کنند.
همه اینها درست در تمام دنیا از آثار ادبی و نمایشی اقتباس می‌شود، اما امانتداری هم رعایت می‌شود و در ابتدای سریال یا فیلم نوشته می‌شود که این اثر از چه فیلم یا داستانی اقتباس شده است.حالا دیگر دوره یواشکی کار کردن تمام شده است و نمی‌توان روی اتفاقی سرپوش گذاشت، پس بهتر است حالا که کشور ما از قانون کپی ‌رایت پیروی نمی‌کند؛ حداقل سازندگان یک اثر سینمایی یا تلویزیونی به خودشان و مردم احترام بگذارند و به مردم اعلام کنند که کپی کرده‌اند یا نه تا بعد هم برای خودشان و هم برای مردم ماجرا درست نشود.
اما این گفته بذرافشان و دیگر نویسندگان سریال هفت سنگ که معتقدند، مدرن فامیلی را ایرانیزه کرده‌اند هم از آن حرف‌هاست. آنها مدرن فامیلی را دیده‌اند و از زندگی آمریکایی که در آن جریان دارد خوششان آمده و با خود گفته‌اند حالا ما هم سریالی بسازیم و به مردم بگوییم همه چیز گل و بلبل است و خانواده‌های ایرانی هیچ مشکلی ندارند و فقط اتفاقات فانتزی و شیکی در درون هر خانواده در جریان است که آنها هم با کمی سرخوشی و تعامل قابل حل است.
سه خانواده‌ای که در هفت سنگ زندگی می‌کنند، آنقدر بی‌غم و غصه هستند و آنقدر همه چیز بر وفق مرادشان است که تنها مشکل‌شان مثلاً مسافرت است و اینکه روزبه ( بهنام تشکر) بد مسافرت است و همسرش الهام برای اینکه این خصلت را از او دور کند، او را وادار می‌کند تا با هم به سفری ذهنی بروند تا الهام نقاط ضعف روزبه‌ را پیدا کند و آنها را درمان کند!
یا خانواده محسن پدیده(مهدی سلطانی) با آن خانه دوبلکس بسیار شیک‌ و مرفه‌‌شان تنها دردشان این است که بچه‌هایشان مدام سرشان توی کامپیوتر و موبایل است و نیمروی صبحانه را نمی‌خوردند.
بابا نصیر(پرویز پورحسینی) هم که با همسر دومش آنقدر خوش است که تنها مشکلش نوع ارتباط پسر خوانده‌اش با پدر واقعی‌اش است.
اگر ایران چنین است و خانواده‌‌های ایرانی چنین سرخوشانه که هفت سنگ نشان می‌دهد در کنار هم زندگی می‌کنند، کدامیک را باید باور کرد، اتفاقات بسیار تلخ و تکان دهنده سریال مدینه را یا اتفاقات سرخوشانه هفت سنگ را؟ در مدینه چند خانواده وابسته به هم و قوم و خویش به تصویر کشیده شده‌اند که اختلافات خانوادگی ، فوت سرپرست خانواده، بی‌پولی،ورشکستگی کارخانه و به میان‌ آمدن پای آدم‌های خلافکار به زندگی شخصیت‌های اصلی چند خانواده را به سمت فروپاشی برده است.
سازندگان مدینه معتقدند که همه داستان خود را بر اساس واقعیت‌های اجتماع طراحی کرده‌اند، در چنین شرایطی وقتی هفت سنگ را تماشا می‌کنی انگار آدم‌‌های خوشبخت آن در رویاهایت هستند و داری مدینه فاضله‌ای را از دور نگاه می‌کنی که هیچ ربطی به واقعیت ندارد.
باز هم می‌توان به برنامه‌های تلویزیون استناد کرد و گفت باید کدام را باور کرد؟ بی پولی و بدبختی آدم‌هایی که احسان علیخانی به برنامه ماه عسل می‌آورد یا بی دردی آدم‌های سریال هفت سنگ را؟
آدم‌های ماه عسل همه واقعی هستند و مستند، در همین خاک زندگی می‌کنند و از همین هوایی تنفس می‌کنند که شخصیت‌های خوشبخت هفت ‌سنگ آن را تجربه می‌کنند، اما زندگی آدم‌های واقعی کجا زندگی هفت‌سنگی‌ها کجا؟
مدیران تلویزیون بر این باور هستند که نباید بیش از اندازه سیاه‌نمایی کنند.واقعیت‌های جامعه امروز آنقدر تلخ است که تلویزیون نمی‌تواند همه برنامه‌هایش را به بازتاب آنها اختصاص دهد؛ برای ماه رمضان امسال ماه عسل و مدینه کافی هستند! هفت سنگ زنگ تفریحی است، برای مردم که کمی لبخند بزنند و از فضای واقعی دور شوند.
این ایده خوبی است، اما باید دید سریال فانتزی و کمدی مانند هفت سنگ در اوضاع فعلی چقدر کاربرد دارد و چقدر موضوعات آن بیننده را به وجد می‌آورد و یا راه‌های بهتر زندگی کردن را به او می‌آموزد.
سریالی مانند ساختمان پزشکان هم کمدی و فانتزی بود، اما جنسش‌ به جنس زندگی روزانه نزدیکتر بود و آدم‌هایش واقعی‌تر بودند.
سریال‌های کمدی که مهران مدیری و رضا عطاران هم می‌ساختند و پر بیننده‌ترین آثار تلویزیون هم هستند، کمدی بودند، اما بازهم ساختار و روایت‌شان به واقعیت نزدیک‌تر بود.
سریال‌های عطاران که از متن جامعه و مردم بود و آدم‌هایش انگار در کنار ما نفس می‌کشیدند و سریال‌های مدیری هم اگر چه فانتزی بودند، اما ادعای آموزشی هم نداشتند و سازندگان آنها نمی‌گفتند که ما تصمیم داریم به مردم چگونه زندگی کردن و تربیت فرزند را آموزش بدهیم.
با این اوصاف می‌توان هفت سنگ را یکی از ضعیف‌ترین کارهای تلویزیون دانست؛ سریالی که در چند قسمت اول به دلیل حاشیه‌هایی که برایش به وجود آمد، دیده شد، اما بعد از آن دیگر مردم سراغش را نگرفتند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • حميدرضاجعفري هرفته از يزد IR ۰۲:۴۷ - ۱۳۹۳/۰۵/۰۶
    0 0
    سلام بنظرمن اقتباس ازجاي ديگر بشرطيکه لطمه به فرهنگ و اعتقادات مردم نزندمانعي ندارد,درسال جقدرکتاب. به فارسي ترجمه ميشود ومنتشرميشود,درهرصورت اين مردم هستند که بايد نظردهند جرا بايدگغت ديگرکسي بسراغش هم نرفته؟ کاش خانواده ها ميتوانستند مشکلات را درست مديريت کنند