تحولات منطقه

قدس آنلاین:س. اخیرا به خواستگاری دختری رفته است و به شدت مایل است که با آن دختر ازدواج کند ولی نه خانواده س. و نه خانواده وی مایل به چنین ازدواجی نیستند. این ازدواج به اندازهای برای س. حیاتی و اساسی است که مرتب به اطرافیان میگوید یا این ازدواج یا هیچ. او پس از مراسم خواستگاری بیصبرانه منتظر شنیدن جواب خواستگاری است و قادر به انجام کار دیگری نیست.

تفکر تونلی به شدت باعث ناامیدی و درماندگی شخص می شود/مهارت های حل مشکلات فردی
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

 ن. فارغالتحصیل رشته اقتصاد از یکی از دانشگاههای معتبر کشور است که معدل عملکرد درسی بسیار خوبی داشته است. او بشدت مایل است سر کار برود ولی هر کاری را قبول ندارد. بلکه مایل است از همان ابتدا بتواند شرکت بیمه خصوصی راهاندازی نماید یا در یکی از ادارات خیلی مشهور و معتبر پولی و مالی کار کند. به همین دلیل کارهای دیگری که به او پیشنهاد می شود را رد می کند. او در حاضر بیکار است و نه مشغول کاری است و نه درآمدی دارد و روزبهروز از وضعیت خود ناراضی و ناراحتتر میشود.


 ش.فارغالتحصیل رشته پزشکی است ولی سالهاست که بیکارست و به این دلیل که معتقد است نباید برای دیگران کار کند بلکه باید مطبی از خود داشته باشد و چون از نظر مالی توان این کار را ندارد دیگری هم انجام نمیدهد.

کلیه مواردی که در بالا مشاهده می کنید دچار ضعف و مشکلی میباشند که به آن "تفکر تونلی" گفته میشود. در این خطای ذهنی، فرد فقط دو یا سه راهحل برای مسئله یا مشکل خود بیشتر ندارد و به جز چنین راه حلهای بسیار اندک، قادر نیست راه حلهای دیگری برای مسئله یا مشکلات خود بیندیشد و به همین دلیل دچار مشکل میشود. نام دیگر تفکر تونلی" تحجر ذهنی" است. بدین معنی که ذهن ماهیت سیال بودن خود را از دست می دهد و بجای آن که در پی بدست آوردن راه حلهای متعدد و فراوان باشد فقط یک یا دو راه حل بیشتر به ذهن نمی ایند. در این شرایط ذهن انعطاف پذیر نیست که بتواند برای یک موقعیت یا مشکل راه حلهای متعدد و فراوانی بدست آورد. 

ایراد" تفکر تونلی" یا "تحجر ذهنی " چیست؟
واقعیت آن است که تحقیقات بیشماری در سطح جهان نشان می دهد که تفکر تونلی یا تحجر ذهنی با مشکلات و مسائل مهم بهداشتی و اجتماعی مرتبط می باشند از جمله خودکشی، اعتیاد و بزهکاری و .... افرادی که دارای این دیدگاه میباشند بیشتر از افراد دیگر دچار مشکل میشوند. در حالی که حجم وسیعی از تحقیقات نشان میدهند هرچه فرد بتواند برای مسائل و مشکلات خود راه حلهای متعدد و متنوع تری بدست آورد، زندگی خود موفق و سالمتر خواهد بود. زیرا تفکر تونلی به شدت باعث ناامیدی و درماندگی شخص می شود. زیرا فقط دو یا چند راه حل بیشتر ندارد و چنانچه آن راهحلهای معدود نیز مفید واقع نشوند، فرد دقیقا احساس ناامیدی میکند از این که نمیتواند به آنچه میخواهد دست یابد. علاوه بر این درماندگی نیز جز جداییناپذیر چنین وضعیتی است. زیرا فرد احساس می کند نمیتواند اقدامی برای کاهش مشکلات خود انجام دهد و یا حتی اگر اقدامی نیز انجام دهد، آن اقدامات مفید و موثر قرار نخواهند گرفت. چنین وضعیتی خود باعث ناکامی در دستیابی به اهداف یا حل مسایل میشود و به شکست فرد میانجامد. چنین افرادی به زودی دچار شکستهای متعدد و مختلفی می شوند که به نوبه خود باعث تحجر ذهنی بیشتری خواهد شد که مجددا به ناتوانی فرد در حل مسایل و مشکلاتش میانجامد.توصیههای متخصصان بهداشت روانی آن است که تا آنجا که میتوانید برای حل مسایل و مشکلات خود راه حلهای زیاد، متعدد و متنوعی را جست وجو کنید چنان چه افرادی برای مسایل و مشکلات خود راه حلهای متعدد و متنوع بیشتری داشته باشند، احتمال موفقیت آنان افزایش می یابد،بدین صورت که اگر یک راه حل موثر واقع نشد فرد از راه حل دوم استفاده می کند و اگر آن راه حل نیز موثر واقع نشد از راه حل سوم استفاده میکند و به همین ترتیب تا آن جایی ادامه میدهد که توانسته باشد تا حدودی به خواسته خود دست یابد.مهارت حل مساله به افراد کمک میکند تا به صورت منطقی و منظم به حل مسایل و مشکلات خود بپردازند. در اینجا به اختصار به معرفی مهارت حل مساله پرداخته میشود:
1. رویکرد درست نسبت به مساله
2. تعریف دقیق مشکل
3. بدست آوردن راه حلهای متعدد
4. ارزیابی راه حل های بدست آمده
5. تدوین برنامه عملی جهت اجرای راه حل
6. ارزیابی نحوه عملکرد



1. رویکرد درست نسبت به مساله

بسیاری از افراد هنگامی که با مشکل یا مسالهای روبرو میشوند شروع به سرزنش خود می کنند معمولا این افراد اعتقاد دارند که:
• انسان قوی در زندگی خود دچار مشکل نمیشود.
• روبرو شدن با مشکلات نشاندهنده ضعف و ناتوانی است.
• اگر مشکلی وجود دارد حتما مقصری هم وجود دارد و باید مقصر را پیدا و تنبیه کرد.
• قبل از اینکه مشکل را حل کنی باید علل و عوامل بوجود آورنده آن را بررسی کنی، در غیر اینصورت نمیتوانی مشکل را حل کنی.
• روبرو شدن با مشکل نشاندهنده بیلیاقتی و ناتوانی فرد است.
• مشکلات یا بعضی از مشکلات را نمیتوان حل کرد.
• در زندگی باید سعی کرد که اصلا مشکل پیدا نکنی که در پی حل کردن آن باشی.
نکته مهمی که بهتر است بدانید آن است که کلیه باورهای بالا اشتباه هستند و باعث میشوند فرایند حل مساله از همان ابتدا به اشتباه رود.در فرایند حل مساله اولین قدم آنست که نگرش درستی نسب به مساله درنظر گرفته شود این که: روبرو شدن با مشکل در زندگی طبیعی است، هر کسی در زندگی با مشکل روبرو میشود و حالا که با این مشکل روبرو شدهام چه کار کنم تا مشکلم را از میان بردارم. نکته مهم و اساسی دیگر آن است که مشکلات فاجعهآمیز نشوند. عدهای از مردم از مشکلات خود کوهی بزرگ میسازند که در مقابل آنها احساس عجز و ناتوانی میکنند. بخصوص افرادی که تفکر تونلی دارند در این موارد بسیار احساسهای بدی دارند که نمیتوان این مشکل خاص ررا حل کرد و یا مشکل خود را فاجعهآمیز میکنند از کاه ، کوه میسازند. هنگامی که فرد به این نقطه رسید که حالا که با این مشکل روبرو شدهام چه اقدامی انجام دهم تا مشکلم را حل کنم، اولین مرحله حل مساله صورت گرفته و به مرحله دوم میرسد.

2. تعریف دقیق مشکل

یکی دیگر از مراحل مهم حل مساله که گاهی مورد غفلت قرار میگیرد، مرحله تعریف دقیق مشکل است. در واقع تا صورت مساله به درستی روشن و آشکار نباشد نمیتوان آن را حل کرد. گاهی اوقات افراد نمیتوانند مشکل خود را بدرستی حل نمایند برای آنکه دقیقا نم یدانند که مشکل آنها چیست. به موارد زیر دقت کنید:
• ف. از شرایط خانوادگی خود ناراضی است و میگوید من مشکل خانوادگی دارم زیرا والدین او مرتبا با یکدیگر مشاجره دارند و در مورد هر موضوعی بخصوص خانواده های خود بحث میکنند. معمولا محیط خانواده آنها بسیار پر سرو صدا و همراه تنش است.
• س. نیز مشکل خانوادگی دارد و از شرایط خانوادگی خود ناراضی است. او اخیرا ازدواج کرده است و ار آن جایی که قدرت تهیه مسکن مستقل ندارد با همسرش در خانه والدین زندگی میکند و به همین دلیل همسرش با اعضای خانواده او مشاجره و بگو و مگو دارند و سعید سرگردان است که در این مورد چه کند.
• م. نیز مشکل خانوادگی دارد. والدین او متارکه کردهاند. او همراه پدرش زندگی میکرد ولی اخیرا پدر او ازدواج مجدد کرده است و برای م. زندگی با همسر پدرش سخت است و از طرف دیگر مادرش نیز در شرایسط نیست که بتواند با او زندگی کند و او سرگردان است که در کجا زندگی کند.
همانطور که در مثالهای با لا مشاهده میکنید مشکلات همه این افراد خانوادگی است ولی همه این موارد با یکدیگر کاملا تفاوت دارند. بیان کلی مشکلات بصورت مشکل خانوادگی، مالی، تحصیلی و ... برای حل مساله کافی نیست بلکه باید دقیقا روشن نمود که مشکل چیست؟چرا؟
برای این که اگر مشکل را بصورت دقیق و روشن بیان نکنید نمیتوانید به دنبال راهحل باشید. راهحلهایی که م. یا ف. باید بدست آورد کاملا متفاوت میباشند اگر نتوانید مشکل را بصورت اختصاصی تعریف کنید نمیتوانید برای آنها راهحل بیابید.گاهی اوقات مشکلات بروشنی موارد بالا نیستند و فرد باید تلاش کند تا بتواند دقیقا ابعاد مشکل یا مساله را تعریف کند به مثال زیر دقت کنید:
• خانمی که بسیار آشفته بود به مشاور مراجعه کرد و مشکل خود را به این صورت مطرح کرد:
"پسرم تحصیلات اندکی دارد بطوری که حتی مدرک سیکل را هم ندارد ولی شغل بسیار پردرآمدی دارد. اخیرا دختری با او آشنا شده که دانشجو شهرستانی است و این دو مایلند که با یکدیگر ازدواج کنند. ولی دختر میگوید که من دانشجو هستم و تو حتی سیکل را هم نداری و این مانع ازدواج ماست.از طرف دیگر پسر من اصلا قصد ادامه تحصیل ندارد و من اکنون نمیدانم این مشکل را چگونه حل نمایم."

در موقعیت بالا مهم آن است که مشخص شود مشکل مربوط به چه کسی است: مادر، پسر یا دختر. زمانیکه دقیقتر به مساله نگاه کنید روشن میشود که این مشکل مربوط به مادرنیست به پسر هم همینطور، زیرا او تمایلی به ادامه تحصیل ندارد و از این بابت نیز ناراحت نیست. بلکه این مشکل مربوط به دختر است که میخواهد با پسری که درآمد خوبی دارد و ساکن تهران هم هست و میخواهد با او ازدواج کند ولی با شکل تفاوت تحصیلی روبروست و ه این صورت این افراد را تحت فشار گذاشته تا مشکل او حل شود. در واقع این دختر با یک تصمیمگیری بزرگ روبروست که باید وضعیت خود را روشن کند ولی چون این تصمیم بسیار سخت است به این صورت آن را به دیگران واگذار کرده است. هنگامی که مشکل به درستی روشن شود آ ن گاه فرد وارد مرحله سوم میشود.


3. پیدا کردن راه حلهای متعدد و فراوان

در این مرحله فرد سعی میکند برای مشکل خود راهحلهای زیاد و متعدد به دست آورد. در این مورد لازم است فرد از تکنیک بارش فکری استفاده کند. به این صورت که هر راهحلی که به ذهنش میرسد را روی کاغذ بنویسید حتی راهحلهای غیرمفید یا بیاهمیت. این تکنیک باعث سیال شدن ذهن شده و کاملا ضد تفکر تونلی است و باعث افزایش راهحلها میشود. اعتقاد بر این است که کمیت، کیفیت میآفریند یعنی اگر فرد بتواند بیست راهحل مطرح میکند حتی اگر پانزده راهحل مفید نباشد پنج راهحل مفید برای او باقی میماند که اگر اولی، دومی، سومی و حتی چهارمی مفید نباشند راهحل پنجم مفید خواهد بود.

4. ارزیابی و انتخاب راهحلها

هنگامی که فرد راه حلهای زیادی بدست آورد با استفاده از تفکر نقاد شروع به ارزیابی آنها می کند. مهم است که هر کدام از راهحلهای ارزیابی، بررسی و سنجیده شوند. بهتر است فرد از روش اگر... آنگاه استفاده کند. این تکنیک باعث میشود قبل از آنکه فرد اقدامی کند بتواند پیامدهای اقدامات خود را ارزیابی کند. سپس یکی از راهحلهای مفید را برای اجرا انتخاب کند.

5. اجرای راهحلها

پس از آنکه راه حلی انتخاب شد مراحل اجرای آن باید روشن شود. بهترین راه حل هم اگر اجرا نشود فایدهای نخواهد داشت. قدمهای اجرایی راه حل باید مشخص شود از جمله زمان اجرا، نحوه جمع آوری اطلاعات در آن زمینه مربوطه، افرادی که میتوانند کمک کنند و سایر اقداماتی که لازم است و سپس فرد شروع به فعالیت کند.
معمولا با انجام روشهای بالا فرد قادر خواهد بود مشکل خود را حل کند چنانچه مشکل حل نشد ضروری است یک بار دیگر این فرآیند طی شود چون ممکن است مشکل بخوبی تعریف نشده باشد یا در طی زمان تغییر کرده باشد یا در یکی از قدمها اشتباهی رخ داده باشد.
مزیت مهارت حل مساله آن است که به فرد کمک میکند برای مشکل خود راهحلی بیابد نه آنکه تصور کند مشکل او چاره ندارد و به درماندگی، ناامیدی و استیصال برسد.
*گردآوری: انیس خوشلهجه 

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • یکی IR ۲۲:۳۴ - ۱۳۹۳/۱۲/۰۷
    0 0
    ممنون عالی بود امیدوارم کمکم کنه
  • سارا IR ۱۸:۴۵ - ۱۳۹۴/۰۶/۱۲
    0 0
    ممنونم خوب بودولی هرکاری میکنم ازسرم افکارمنفی بیرون نمیره اطرافیانم حرفاشون بااین که بدنیست ولی ازارم میده چی کارکنم