به گزارش سرویس فرهنگی قدس انلاین در طول تاریخ همواره سعی بر این بوده است که تاریخ پادشاهان و حاکمان را ذکر نمایند و متعاقبا از احوال و اوضاع مردم چیزی به میان نمی آوردند که این مسئله به احتمال زیاد نوعی سیاست حاکمان بوده که بر آن بودد تا تمامی صفحات کتب تاریخی از نام آنها رنگین باشد.
نواحی مختلف ایران از دیرباز و از زمان باستان، فرهنگ و آداب و رسوم خاص خود را داشته اند و طبرستان ( همان مازندران امروزی) نیز از این قاعده مستثنی نبود. این فرهنگ و آداب و رسوم که بعضأ برخی از آنها قدمتشان به ورود آریایی ها باز می گردد هم زمان با ورود مسلمانان نیز در میان اهالی طبرستان حکمفرما بود که تا عصر حاضر نیز بعضا شاهد تعدادی از آن ها می باشیم، از این رو طی گفت و گویی به بررسی کهن ترین مسایل اجتماعی منطقه مازندران با «بهاره سِیَر»، کارشناس مسایل تاریخ محلی پرداختیم که از نظرتان می گذرد.
خانم سِیَر! به عنوان نخستین پرسش اوضاع اجتماعی مناطق شمالی ایران متقارن با ورود مسلمین چگونه بود؟
هم زمان با ورود اعراب و تسلط آنها بر ایالات و شهرهای ایران برخی از شهرها و مناطق از خود مقاومت بیش تری نشان دادند از جمله این مناطق، مناطق شمالی کشور به ویژه منطقه ی طبرستان بود. شاید بتوان گفت که اعراب برای تسلط بر این نواحی به مدت دو قرن به کوشش پرداختند و در این مدت مردم این مناطق فرهنگ آداب و رسوم و زبان خود را حفظ کرده بودند و بیشتر از مناطق دیگر که تسلیم اعراب شده بودند توانستند بر سنتهای آباء و اجداد خود باقی بمانند.
آنچه که از نظر اجتماعی در این بین مهم است همین سنت ها و آداب و رسوم است که برخی از آنها حتی تا به امروز هم پابرجاست و به تدریج با تسلط اعراب بر این منطقه با عناصر اسلامی پیوند خورده و رنگ و بوی اسلامی یافت. سنت هایی که تا قبل از ورود اسلام عناصر دین زرتشتی در آن هویدا بود و حتی با ورود اسلام و تلفیق با این دین باز هم رسوم عناصر آیین زرتشتی را در آن می توان مشاهده کرد.
اهالی مازندران یا طبرستان که همان پتوزان (= پارتیان کهن) می باشند از دوران باستان و اوایل سده های اسلامی تا به کنون دارای آیئن ها و رسم هایی هستند که آن را نزد خود نگاه داشته اند. این رسم ها و آیئن ها که ریشه در باورهای باستانی، به ویژه اواخر دوره ساسانی داشت، با ورود اسلام به تدریج رنگ و بوی اسلامی گرفت و با آیئن های اسلامی آمیخته شده و آن را به خوبی می توان در میان مردم این خطه مشاهده کرد.
در مازندران کهن جشن های به چند گروه تقسیم می شدند؟
در مازندران جشن های اصلی از نظر گاهشماری به دو گروه تقسیم می شود. گروه نخست، جشن های وابسته به فصل زمستان و آغاز بهار و آن عبارت است از آیئن هایی است که از شب چله در آغاز زمستان تا سیزده نوروز به جای آورده می شد. گروه دیگر جشن های پیوسته به گاهشماری طبری است که روزگاری سراسر ایران زمین با نام های فروردگان و تیرگان و گاهانبار و جز آن رایج بود.
آیین های نوروزی از قبیل سبزکردن جوانه گندم و چیدن خوان هفت سین و جزء آن، با همان شکوهی برگزار می شد که مردم فلات ایران جشن می گرفتند. آنچه خاص مازندران و هم گیلان است، نوروز خوانی است که از چند روز مانده به بهار نوروز خوان با دستیاران خود در کوچه ها راه می افتد و با آواز دلکش اشعاری در مدح نوروز می خواندند و مژدگانی می گرفتند.
مهم ترین جشن در این بین کدام بود؟
مهمترین جشن گاهشماری طبری 6تیر ماه (سیزده)، همان جشن تیرگان است که در روز تیر (سیزدهم) در ماه تیر در ایران زمین و به ویژه در طبرستان برپا می شد. این جشن را در شامگاه پیش از چهل و سومین روز پاییز می گرفتند. در آن خوراک و شیرینی ویژه می پختند، شمع های بسیار می افروختند، به "شو نیشتن" (شب نشینی) می رفتند این رسم را بعد از ظهور اسلام و به مرور زمان همراه با نوای " لله وا" ، سرودهای امیری و کتولی و بابا طاهری و لیلی جان می خواندند.
"گوشیاری" (گوشداری، فال گوش ایستادن) از رسم های آن شب بود. لال به کسی می گفتند که تمام شب را ساکت می ماند و صورت خود را می پوشاند. سپس با دو دستیار خود "شیش دار" و "کیسه دار" به خانه ها می رفتند و با شیش ترکه اهل خانه را می زدند (البته به نرمی) تا مشتی برنج یا شیرینی به او بدهند و این کار را شگون برای تندرستی می دانستند.
سایر جشن ها چه نام داشت و به چه صورت برگزار می گردید؟
جشن خرمن (با سپاس و ستایش به درگاه خدا ) جشنی بوده و هست که هر ساله بعد از پایان برداشت کشت های دانه ایی در پایان بهار، آغاز و میانه تابستان برگذار می شده است. زمان برگذاری آن به نوع محصول و موقعیت اقلیمی و آب و هوای سال و بستگی به هنگام برداشت محصول مانند گندم ، برنج ، پنبه و ... داشت.
مهر جشن، این جشن در میر روز برابر با 16 میر ماه باستانی طبری (مازندرانی) مطابق روز 15 بهمن ماه خورشیدی بوده است. این جشن از دوران باستان تا چند دهه پیش تا به این زمان در مناطق کوهستانی البرز، در میان گالش ها و کوه نشینان در لاریجان، رویان و دیلمان برگذار می شده است. این جشن در کوهستان بریلمان 15 روز دیرتر ( برابر روز 30 بهمن ماه ) برگذار می شد. در جشن میر روز مردمان با تن های شسته، پوشاک پاکیزه و ارغوانی رنگ پای کوبی می کردند و پیوند زناشویی را در این زمان، نیک و میمون می شمردند.
جشن آب پاشان که این جشن همزمان با جشن تیرگان در سیزدهم تیر ماه انجام می شد و ریشه در زمان فیروز جد انوشیروان دارد. این جشن به این دلیل انجام می شد که در آن زمان خشکسالی و قحطی پدید آمده و این مراسم و آیین از آن روز بر جای مانده به گونه ایی که مردم طبرستان در آن روز بر سر یکدیگر آب و گلاب می پاشیدند و آن را آب ریزان، آب پاشان و آب تیرگان نیز می گفتند. این رسم در سراسر ایران معمول بود ولی در گیلان و طبرستان به گونه ایی دیگر به چشم می آمد.
جشن عروسی به چه شیوه بود؟
در مورد مراسم ازدواج در زمان ورود اعراب اطلاعات زیادی در دست نیست اما از آنچه منابع بعد از اسلام به آن اشاره کرده اند می توان به نکاتی پی برد. به عنوان مثال مقدسی در احسن التقاسیم اشاره ای به ازدواج اهالی این منطقه دارد. مقدسی می نویسد :"در مراسم زناشویی، مردم بعد از مغرب گرد می آیند، هر کسی یک شیشه گلاب به همراه دارد، در جلو خانه ی داماد و عروس آتش می افروزند، یکی از ریش سفید ها از طرف داماد خطابه ایی بلیغ می خواند، یکی دیگر از طرف عروس خطاب ای بلیغ تر جواب می دهند.
سپس صیغه ی نکاح خوانده می شود در این موقع شیشه گلاب را به دیوار میزنند. به هر کسی که شیشه ی گلاب در دست داشته باشد طبقی پر از "آفروشه" (یک نوع شیرینی که از آرد و روغن وشیره انگور تهیه می کردند) می دهند."
یکی دیگر از ویژگی های اجتماعی هر منطقه ای بی شک نوع پوشش آنان می باشد، لطفا کمی در این باره توضیح دهید.
انتخاب لباس محلی، دلایل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی دارد. البته نمی توان منکر تاثیرات محیطی آب و هوا و فعالیت های روزمره افراد شد. از این رو نوع پوشش مردم ایران از دیرباز به این عوامل وابسته بود به همین دلیل ایالت طبرستان نیز از این قاعده مستثنی نبود. البته به مرور زمان در این پوشش تغییراتی ایجاد شد به ویژه بعداز ظهور اسلام که جنبه مذهبی پیدا کرد اما به جرأت می توان گفت که قالب پوشش همان پوشش باستانی بود که تغییراتی در آن شکل گرفت.
از آنجایی که منابع دست اول اشاره ی چندانی به لباس های محلی مردمان این منطقه نداشتند ولی از تحقیقات صورت گرفته توسط پژوهشگران معاصر و هم چنین مشاهده لباس های محلی حال حاضر مردمان این منطقه که تا حدودی توانسته اند همان شکل قدیمی و تاریخی خود را حفظ کنند می توان به نتایج قابل توجهی رسید.
حسین اسلامی در کتاب تاریخ دو هزار ساله ی ساری در باره ی لباس اهالی مازندران در دوره ساسانیان بر این باور است که مردمان مازندران لباسشان شامل پارچه ها ی نرم و نازک برای جامه های زیرین و لباس رویی کلفت و دراز بوده است روستاییان مچ پیچ به پا و دست می بستند، از پارچه های یکرنگ و یکنواخت استفاده نمی کردند، زن ها روسری بر سر داشتند با کلاهکی در زیر روسری و با گیسوانی تاب داده که از پشت تا قسمت میانی بدن آویزان می شده است.
از آنجا که زنان طبرستانی از همان ابتدا ی تاریخ در کنار مردان در زمین های کشاورزی به کار و فعالیت می پرداختند همواره لباس هایی بر تن می کردند که بتوانند علاوه بر حفظ پوشش آزادانه به فعالیت بپردازند. این مسئله را حتی در بعد از ورود مسلمانان به ایران هم می توان دید.
با آغاز خلافت اسلامی صنعت نوغداری در ایران ترقی پیدا می کند. اصطخری در مسالک الممالک از شهرهایی که در آن به تولید ابریشم می پرداختند نام می برد از جمله فسا، قفقاز، اصفهان، طبرستان و گرگان. به ویژه در اواخر دوره ساسانیان که تولید ابریشم تا به طبرستان و سایر سرزمین های کرانه خزر گسترش یافت می توان از این تولید انبوه ابریشم در این منطقه نتیجه گرفت اهالی این منطقه از لباس های ابریشمی بیشتر از مناطق دیگر استفاده می کردند.
خوراک اهالی مازندران قدیم به چه صورت بود و آیا غذای بخصوصی داشتند؟
خوراک از جمله مباحث تاریخ اجتماعی است که پژوهشگران معاصر سعی کرده اند به آن بها بدهند و در سال های اخیر مطالعاتی راجع به آن صورت گرفته. خوراک اصلی مردمان مناطق مختلف بیشتر از مسائل دیگر اجتماعی دستخوش تغیر قرار گرفته است. خوراک به عوامل آب و هوایی وابسته است به همین دلیل در مناطق مختلف باهم متفاوت هستند. اهالی طبرستان به دلیل خوردن سبزی چهره های خندان و همچنین به دلیل خوردن پیاز و سیر چهره ایی باز داشتند، اندامشان به سبب خوردن برنج پرگوشت و نرم بود. طبری ها از هر جهت خود کفا بودند و به هیچ یک از مناطق از نظر محصولات کشاورزی و معدنی نیازی نداشتند. در سرزمین طبرستان هر نوع غلات و میوه جات سردسیری و گرمسیری (زعفران-خرما ,پنبه وکنف، نیشکر مرکبات ،انگور ) به دست می آمد.
پرورش کرم ابریشم، زنبور عسل، مرغ خانگی، گاو، بز و گوسفند شیرده از وظایف زنان طبری بود. خوراک مردمان این منطقه نان، برنج، باقلا، ماهی، گوشت و مواد لبنی با سیر و پیاز بود. کشت برنج در مازندران سابقه طولانی در تاریخ دارد. اگر بخواهیم کاشت و تولید برنج را از زمان باستانی در طبرستان مورد بررسی قرار بدهیم باید کتاب هایی که در باره قبل میلاد مسیح است آن را جستجو کرد. اسناد و مدارکی دال بر اینکه اسکندر در زمان حمله به ایران و هنگامی که از طبرستان عبور می کرده با این محصول آشنا می شود و برای یونانیان بسیار جالب توجه بوده است و چه بسا فرهنگ برنج و رونق تجارت آن در این زمان و توسط اسکندر در حوزه مدیترانه رواج یافت. بنابراین می توان به این نتیجه رسید که قوت قالب اهالی طبرستان برنج بوده است.
البته باید دقت داشت که آداب و رسوم در مازندران (طبرستان) قبل از اسلام به دلیل داشتن تمدن باستانی و دیرینه و بعد از گرویدن به اسلام به دلیل علاقه شدید اهالی این منطقه به دین و مذهب همواره مورد توجه بوده است، به ویژه پس از گرویدن مردم آن به اسلام برخی مسایل اجتماعی بسته به فرهنگ مردمان مختلف مازندرانی با آداب اسلامی در آمیخت. البته ناگفته نماند که این ویژگی ها از شهری به شهر دیگر و از روستایی به روستای دیگر متفاوت بود و ثبات و پایداری آن در مراکز روستایی بیشتر از مناطق شهری محسوس بود.
نویسنده: مصطفی لعل شاطری




نظر شما