تحولات منطقه

گروه معارف/ آمنه مستقیمی - به مناسبت فرا رسیدن روز تربیت بدنی و ورزش و با توجه به نگاه ویژه اسلام به مقوله سلامت جسم و توصیه معصومین (ع) بر ورزش و فعالیتهای جسمانی با حجت الاسلام والمسلمین محمدمهدی نادری قمی، ...

قرب  به خدا سکوی قهرمانی در اسلام است نه مدالهای رنگارنگ!
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

 استاد حوزه و دانشگاه، عضو مؤسسه علمی پژوهشی امام خمینی(ره)، مؤلف کتابهایی همچون «قدرت در مدیریت اسلامی»، «نگاهی گذرا به نظریه ولایت فقیه» و «نگاهی به عرفان اسلامی» و مترجم «نظریات کلاسیک سازمان» درباره نگاه اسلام به ورزش و چارچوبهای تبیینی آن در این راستا به گفت و گو پرداخته‌ایم که از نظرتان می‌گذرد:

 

 جناب آقای نادری! ورزش و تقویت قوای جسمانی در نگاه اسلام چه جایگاهی دارد و برای آن چه شرایطی لحاظ شده است؟

یک شعار و ضرب المثل مشهور می‌گوید «روح سالم در بدن سالم است» و طبق این می‌توان استدلال کرد اگرچه از دیدگاه اسلامی انسان از دو بعد مادی و معنوی تشکیل شده، اما برای تکامل معنوی که بعد اساسی انسان است، سلامت جسمی لازم است؛ از این رو و از باب مقدمه واجب باید به سلامت جسم و پرورش آن توجه کنیم و اگر در دستورهای اسلامی هم دقت کنیم بسیاری از آموزه‌ها و احکام ناظر بر مسایل بهداشتی برای تحقق همین مسأله است که فرد مسلمان جسم سالمی داشته باشد و در پرتوی آن بتواند به کمال روحی برسد.

بنابراین در یک عبارت کوتاه می‌توان گفت چون تکامل روحی معنوی آدمی در گروی جسم سالم و نشاط جسمانی است هر مسلمانی باید این نشاط را برای خود تامین کند و یکی از مهمترین راه‌های آن ورزش است.

 

 با این نگاه چه نوع ورزشی و چه رشته‌های ورزشی برای رسیدن به کمال مطلوب مورد سفارش اسلام است؟

- در تقسیم ورزش می‌توانیم دو رویکرد را در نظر بگیریم: یکی رویکرد کلان شامل دو گروه ورزش همگانی و عمومی و قهرمانی و حرفه‌ای و دیگری در سطح خرد‌تر شامل رشته‌های متنوع ورزشی.

در باب تقسیم دوم یعنی رشته‌های متنوع، باید گفت در این مورد حداقل از نگاه من اسلام محدودیتی قرار نمی‌دهد؛ اگرچه در روایات بیشتر بر شنا، تیراندازی و اسب سواری تاکید شده، اما نمی‌توان به این دلیل ورزشهای دیگر را مورد قبول اسلام ندانست، زیرا از باب نشاط و تعالی جسمی، ورزش تا حد مستحب و ‌گاه نیز واجب پیش می‌رود. از این رو، تفاوت ندارد این نشاط از راه شنا باشد یا دیگر ورزشی‌هایی که مشکل فقهی و شرعی ندارند.

 ورزشهای کلان که شامل همگانی و قهرمانی می‌شود چطور؟

- درباره ورزش همگانی با‌‌ همان استدلال ساده می‌توان پذیرفت که اسلام می‌پذیرد عموم مردم مسلمان به ورزش بپردازند تا در پرتوی آن نشاط جسمانی به عنوان زمینه تعالی روحی معنوی فراهم شود.

اما وقتی وارد حوزه ورزش قهرمانی می‌شویم نکات متعددی مدنظر است؛ باید توجه داشت بر اساس قاعده‌ای کلی در اسلام، نظامهای مختلف اقتصادی، سیاسی، حقوقی و... همه باید در خدمت نظام اخلاقی باشند.

از این روست که خداوند در آیه ۵۱ سوره مبارکه ذاریات هدف خلقت بشر را عبادت معرفی می‌کند، یعنی مسیر تکامل انسان از عبودیت می‌گذرد و هر چه انسان در آن بیشتر رشد کند، از نظر انسانی و روحی تکامل بیشتری خواهد داشت.

این یعنی در اسلام نظامهای مختلف به گونه‌ای طراحی شده که به رشد اخلاقی بینجامد، با این فلسفه کلی ورزش هم باید به کمال معنوی انسان منتهی شود وگرنه مطلوبیتی ندارد.

 

 با این تعریف آیا ورزش قهرمانی و اینکه فرد یا افرادی ساعات متمادی عمر را به یک رشته خاص ورزشی بپردازند تا قهرمان رشته‌ای خاص شوند با هدف اصلی اسلام تناسب دارد؟

- این نمی‌تواند از نظر اسلام یک هدف قابل قبول باشد، به عنوان مثال باید فهمید اگر کسی قهرمان رشته‌ای خاص در سطح جهانی شد چقدر در مسیر عبودیت پیشرفت می‌کند. زیرا صرف اندیشه قهرمانی، تکامل معنوی را در پی ندارد، همچون زمانی که پول فقط برای دنیا خواسته شود که این نگاه به تعبیر امیرالمومنین (ع) نگاه هدفی است نه ابزاری. ورزش قهرمانی نیز اگر صرفا برای کسب مقام جهانی باشد نه تعالی روح، از نظر اسلام مطرود است.

اما اگر نگاه‌مان را تغییر دادیم و در پی این بودیم که در پرتو ورزش قهرمانی؛ اسلام، تشیع و نظام اسلامی را به جهان شناسانده و افکار عمومی جهان را به آنها جلب کنیم آنگاه دیگر هدف نیست، بلکه وسیله‌ای است برای تبلیغ اسلام و مورد تایید آن؛ در غیر این صورت جواز ورزش قهرمانی چه فردی و چه با ورود حکومت اسلامی در راستای حمایت و کمک، علامت سوال را پیش رو خواهد داشت

 

 به منظر صرف هزینه‌های ورزشی از بیت المال؛ اسلام چه نگاهی دارد؟ آیا آن را می‌پذیرد یا نقض می‌کند؟

- اگر ورزش همگانی را در نظر بگیریم، از نظر فقهی توجیه دارد، زیرا با ترویج فرهنگ ورزش همگانی همچون پیاده روی‌های همگانی در سطح کشور افزون بر ارتقای قدرت بدنی نیروی کار، از هزینه‌های درمانی و فرسودگی آنها نیز کاسته می‌شود، پس نظام اسلامی هم مجاز است و هم بالا‌تر از آن از باب استحباب و گاه نیز به دلیل واجب باید برای ترویج ورزش همگانی اقدامهایی انجام دهد.

 

 درباره ورزش قهرمانی چطور؟

- در بعد قهرمانی نیاز به تأمل است، زیرا اولا نمی‌توان همه ورزشها را با یک چوب راند، بعضاً مدال آوری هدف و بعد از هر وسیله‌ای برای رسیدن به آن استفاده می‌شود، در حالی که نمی‌توان به ورزش این گونه نگریست، به‌‌ همان دلیلی که حجاب در اسلام برای انسان واجب و محدودیتها برای تکامل فرد و جامعه است، ورزش نیز حریمهایی دارد، یعنی نمی‌توان به بهانه یک مدال، مسأله تکامل روحی و معنوی انسان را کنار گذاشت.

بنابراین، اگر مواردی است که ورود به آنها بعضا با ارزشها تضاد دارد یا اگر ورزش قهرمانی صرفا برای قهرمانی باشد و فرد را حتی از جنبه‌های عبادی دور کند، نمی‌توان ورود و هزینه کرد؛ یعنی پیوسته باید قرب الی ا... و تکامل و ارتقا در مسیر عبودیت مد نظر باشد آنگاه هزینه کردن معنی دارد وگرنه مسیر متداول دنیا که صرفا برای قهرمانی است، در نگاه اسلام شأنی ندارد.  از این رو، در هزینه کرد از بیت المال برای ورزش قهرمانی باید همسویی آن با ارزشهای والای انسانی دینی مدنظر باشد.

 

 آیا ورزشهایی هستند که مورد تأیید اسلام نباشند یا به طور کلی اسلام ما را از آنها نهی کرده باشد؟ اسلام چه خط و مرزهایی را برای ورزش قایل است؟

- ما ورزشهایی داریم که طبق قوانین بین‌المللی باید با پوشش‌های خاصی صورت بگیرد. اگر بخواهیم ورزش قهرمانی داشته باشیم در این رشته‌ها که به سطح کشور محدود نمی‌شود حضور یک مرد با برخی از لباسها در انظار عمومی در مقابل نامحرم جایز نیست چه برسد به زنان!

بنابراین، حتی اگر ورزش قهرمانی را با هدف شناساندن فرهنگ اسلام و تشیع دنبال کنیم، در برخی ورزشها این هدف قابل بررسی نیست و هدف وسیله را توجیه نمی‌کند و وسیله باید مشروع و مجاز باشد، یعنی با لباسهای حرامِ قطعی نمی‌توان نام اسلام را بالا برد.

بنابراین، به بهانه ورزش قهرمانی در رشته‌هایی خاص نمی‌توان ورود داشت و اینها خطوط قرمز ما محسوب می‌شوند یا ورزشهایی که اختلاط زن و مرد لازم است؛ یا ورزشهایی که آسیبهای جدی و خطرناک دارد، زیرا اسلام ورزش را برای سلامت جسمانی توصیه می‌کند.

مرز دیگر اسلام برای ورزش، مسأله برد و باخت است و در فقه اسلامی این موضوع در برخی ورزشها تصریح شده و مجاز است (مثل مکاسب شیخ انصاری) برای برخی مسابقات بر اساس روایات و نصوص اسلامی، فقها فتوا داده‌اند که ایرادی ندارد اگر مسابقات به صورت عمومی به نشاط روحی و سلامت جسمی کمک کند، و گرنه محل تأمل و اشکال است.

درباره ورزش زنان هم تأملاتی وجود دارد. اگر ورزش زنان به گونه‌ای باشد که باید مربی مرد برای آنها آورده شود (با مسأله تعلیم و تربیت متفاوت است) و زنان مقابل مربی مرد به تمرین بپردازند یا اگر ورزشی به مربی مرد منحصر شود، این محل تأمل جدی است. یا باید بررسی شود آیا امکان پخش مسابقات زنان از تلویزیون حتی با پذیرش ورود آنها از نظر فقهی وجود دارد یا حضور زنان در مسابقات مردان یا زنان در مسابقات مردان باید در فقه و محافل حوزوی بررسی شود.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha