از این رو و به مناسبت همزمانی با آیین تکریم پیر غلام حسینی یدا... بهتاش، گفت و گویی با این پیرغلام حسینی و مداح اهل بیت (ع) و مؤلف ۳۵ عنوان کتاب از قبیل «صحیفه رستگاری»، «نماز شب»، «روایت کربلا» و «حدیث اهل بیت (ع)» و... در بررسی معنای این عبارت به بحث و بررسی پرداختهایم که مشروح آن از نظرتان میگذرد:
جناب آقای بهتاش! بفرمایید مفهوم این فراز از زیارت عاشورا که میگوید «انّی سلمٌ لمن سالمکم و حربٌ لمن حاربکُم» چیست و چه حقیقتی را بازگو میکند؟
ببینید؛ ما وقتی فروع دین را میشماریم ۱۰ مورد میشود؛ از نماز، روز و حج گرفته تا میرسیم به موضوع توّلی و تبّری؛ یعنی دوستی ما برای خدا باشد و دشمنیهای ما نیز برای خدا باشد و این جمله در زیارت عاشورا همین معنا را میرساند؛ زیرا سیدالشهدا(ع) دوستیهایش برای خداست و دشمنیهایش نیز برای خدا، از این رو ما میگوییم: ای امام! ما با دوستان تو دوست و با دشمنان تو دشمن هستیم.
در آیه ۲۹ سوره مبارکه فتح نیز خداوند میفرماید: «محمد [ص] پیامبر خداست و کسانى که با اویند بر کافران سختگیر [و] با همدیگر مهربانند.»
از این رو، «انّی سلمٌ لمن سالمکم و حربٌ لمن حاربکم» این درس را به ما میدهد که با دشمنان دینی همچون داعشیها و تکفیریها باید دشمن باشیم و با شدت برخورد کنیم، اما با خودیها با مهربانی رفتار کنیم و چه خوب است که در قنوتهایمان این آیه شریفه را بخوانیم که «خداوندا! در قلب ما نسبت به کسانی که ایمان آوردند، کینه قرار مده!»
اینها همه در این جمله جای دارد و باید توجه داشت، دین ما سفارش به مهربانی با یکدیگر دارد و حدیثی داریم در وسائل الشیعه،(جلد ۱۲، صفحه ۲۱۶) که پیامبر (ص) میفرمایند: «خداوند مهربان است و همه مهربانان را نیز دوست دارد!»
این مهربانی ملاک دارد؛ با دوستان خدا دوست و دشمنان او دشمن باشیم و بگوییم: ای امام! (ع) تو با خدایی پس هر که را تو با او مهربان باشی، من نیز مهربانم و هر که را شما دشمن بدانی من نیز دشمن اویم.
ملاکها و معیارهای شناخت این دوستی و دشمنی و تشخیص دوستان و دشمنان خدا چیست؟
از آیه سوره مبارکه فتح میتوان برداشت لازم را برای این تشخیص کرد که هر کسی با دین باشد نه فقط ادعای دین داشته باشد، دوست خداست، چون دینداری نشانههایی دارد، همان طور که در خانه وقتی چراغی روشن است، از روزنههای آن نور بیرون میزند، آدم باایمان هم نشانههایی دارد که چشم و زبان و دست او بر آن صحه میگذارند، حرامهای خدا را حرام و حلالهایش را حلال میداند، از این رو، کسی که مؤمنین را میکشد، حتی اگر ادعای دینداری هم بکند، قابل قبول نیست. نمونه آن همین تکفیریها که رفتار و اعمالشان نشان میدهد، مسلمان و دیندار نیستند؛ زیرا رفتارشان خلاف دینداری است.
مداحان به عنوان افرادی قابل قبول در جامعه که مجالسشان محل حضور طیفهای مختلف جامعه است، چطور میتوانند زمینه دوستیها و دشمنیها برای خدا را فراهم کنند؟
مداحان که تریبون را در دست دارند، توان انجام کارهای بزرگ را دارند؛ زیرا حضور مردم پای تریبون آنان نشان از علاقه به آنها دارد. باید توجه داشت، این مجالس مذهبی فقط برای تحریک احساسات نیست، روضه و گریه هدف نیست، اینها همه وسیلهاند تا مردم جمع شده و بعد بر اثر مداحی نسبت به اهل بیت(ع) معرفت بیابند و بعد بر اثر معرفت، نسبت به آنها محبت یافته و از سر محبت به حرف آنها گوش دهند.
وقتی کسی را نشناسیم، نسبت به او محبت و معرفت نداریم، اما وقتی معرفت یافتیم، محبت او در ما ایجاد میشود و این محبت سبب میشود حرفهای او برای ما قابل قبول و باورپذیر شود.
کار مداحی هم همین است تا مردم اهل بیت(ع) را بشناسند و بر اثر آن محبت یافته و بعد به رهنمودهایشان گوش دهند. خود اهل بیت(ع) هم تأکید دارند که شما حرفهای ما را بدون پیرایه برای مردم بازگو کنید، مردم به ما محبت و معرفت مییابند و بر اثر آن، مسیر و رهنمودهای ما رامیپذیرند.
چه نوع جلسات مداحی و با چه راهبردهایی میتواند این رسالت را انجام داده و این فراز زیارت عاشورا را عملی کند؟
همان کاری که مداحان سابق میکردند یعنی در هنگام آغاز با اشعار اخلاقی آغاز کنیم که زمینه را آماده میکند سپس صفات اخلاقی ائمه(ع) را بیان کرده و روایت و حدیث و آیه را چاشنی آن کنیم.
چند سالی است که در جلسات محرم بیت رهبری مداحی میکنم، امسال هم در شام تاسوعا مداحی جلسه بر عهده بنده بود، ابتدا شعری از صائب خواندم تا رسیدم به موضوع لقمه حلال، بعد حدیثی را چاشنی آن کردم، از پیامبر اکرم(ص) که فرمودهاند: «انسانهای سعادتمند سه نشانه دارند روزی حلال، همنشین خوب و اقامه نمازهای پنجگانه به جماعت» سپس دقایقی کوتاه در این باره سخنرانی و در نهایت روضه خوانی کردم. پس از اتمام جلسه به حضور رهبری رسیدم، ایشان فرمودند: «شعر خوب، روضه خوب و سخنرانی هم خوب بود؛ این مواعظ را برای مردم بگویید.»
این یعنی استفاده از فرصت برای انتخاب اشعار اخلاقی و مدحهای بجا، به عنوان مثال برخی وقتی میخواهند در وصف قمر بنی هاشم (ع) مداحی کنند، سراغ چشم و ابرو و قد و بالای حضرت(ع) میروند، اینها ملاک خوبی نیست، بلکه برای اینکه معرفت، عبادت و ایثار و بصیرت ایشان به جامعه شناسانده شود، ما باید ارزشها را تبیین کنیم.
امروز چه آسیبهایی، جلسات مداحی را تهدید میکند و مانعی برای اهداف متعالی این جلسات به رغم اثرگذاریای که میتواند داشته باشد، دارد؟
هر چیزی که اثرگذار است خواه ناخواه آسیبهایی دارد یا آسیبهایی را به جان آن میاندازند، یعنی از جانب دشمن؛ یکی از این آسیبها، آسیبهای محتوایی است، به عنوان مثال به جای اینکه از مناقب و معنویت معصومین (ع) سخن بگوییم، از ظاهر آنها حرف میزنیم؛ مثلاً میگوییم: «همه هستیمو مدیون چشاتم!»
از این رو، اشعار ما باید محتوای غنی داشته باشد. آسیب دیگر غلو در مداحیهاست؛ مثلاً در شعر تا جایی غلو میکنند که میگویند عقیله بنی هاشم(س) دختر خداست! اینها غلو است و دشمنان از آن سوء استفاده میکنند، آن چنان که پیامبر اکرم(ص) میفرمایند: «از غلو بپرهیزید.» نباید حد اهل بیت(ع) را بالاتر برد؛ زیرا این مدح نیست، ظلم است.
یکی دیگر از آسیبها دروغ بستن به معصومان(ع) است یا استفاده از موسیقیهای مبتذل، اگرچه باید نوآوری در جلسات مداحی وجود داشته باشد، اما مداحی هم احکام دارد، این طور نیست که هر شعری با هر موسیقی خوانده شود، رهبر معظم انقلاب بارها در این باره سخن داشتهاند بویژه درباره احکام مداحی.
بیان مطالب موهن نیز از آسیبهایی است که جلسات مداحی را تهدید میکند؛ مثل اینکه گفته میشود «من سگ کوی زینبم» و قلاده بر گردن میاندازند، مگر اهل بیت(ع) دنبال سگ هستند، یا طرح سست معارف همچون خوابها و مکاشفات دروغین؛ اینکه کسی با خواب علاقهمند به دین شود، با خواب هم از آن خارج میشود.
یکی دیگر از آسیبهای مداحی بیان مطالب ذلت آمیز درباره معصومین(ع) و اهل بیت(ع) است، همچون امام بیمار و زینب مضطر و...!»
افزون بر اینها یکی از آسیبهای جدی عرصه مداحی برخوردهای کاسبکارانه با آن است.
برخورد کاسبکارانه به چه معناست و از چه نظر میتواند آسیب رسان باشد؟
هیچ یک از مراجع و بزرگان ما نگفتهاند؛ دریافت هدیه و صله برای مداحی حرام است، اما اینکه بخواهیم روش کاسبکارانه داشته باشیم و تعیین مزد و پاداش برای آن داشته باشیم، از معنویت مداحی و اثرگذاری آن بر مردم میکاهد. مداح باید مراقب باشد که معنویت جلسه از بین نرود؛ زیرا دیگر اثرگذار نخواهد بود؛ اگر کسی خود هدیهای را در نظر بگیرد، بحثی جداست، اما اگر من بسته به پول جلسه را پیش ببرم، دیگر موعظه من بر مخاطب اثری ندارد، حتی گاهی به دوستان توصیه میکنم به ظاهرمان نیز توجه کنیم، تا تأثیر سوء بر مردم نگذاریم، سبک زندگی مداح باید متناسب با شأن یک مداح باشد.
آیا میتوان از مداحی انتظار داشت که بر سبک زندگی اثر بگذارد و دوستی با دوستان خدا و دشمنی با دشمنان او را در سبک زندگی مردم وارد و جاری کند؟
بله؛ صد درصد این گونه است و تجربیات نیم قرنی من در این عرصه این را نشان میدهد. من ۳۵ عنوان کتاب چاپ شده دارم و از جانب رهبری نیز تقدیر شدهام و بر مبنای این تجربیات تاکید دارم که اول باید خود را بسازیم، بعد بر خانواده خود اثر مثبت بگذاریم تا همسر و فرزندان به من اعتقاد داشته باشند و به من التماس دعا بگویند.
همسر من که از سادات هستند، زمانی جملهای به من گفتند که در من تأثیر بسیار داشت، او گفت: من جوراب شما را نمیشویم برای اینکه همسر من هستید، برای این میشویم که شما نوکر سیدالشهدا(ع) هستید!
پس من باید جوری عمل کنم تا اعتقادات همسرم تغییر نکند یا اینکه ما همیشه در خانه نماز جماعت برپا میکنیم، پس باید ابتدا از خود و خانوادهام آغاز کنم تا بعد مردم هم به من اعتماد کنند.
باید توجه داشت، همیشه حرف زدن کمک رسان نیست، اهل بیت(ع) تأکید دارند که «به مردم به غیر زبانتان دین را بیاموزید!» یعنی رفتار و کردارمان این گونه باشد، ما میتوانیم الگوی خوبی باشیم برای جامعه به شرط خودسازی و توجه به خانواده و این همان است که قرآن میفرماید: «خود، خانواده و ...».
محرم و صفر برای ما حکم افتتاح حساب و ذخیره کردن معنویت در این حساب است، چطور میتوان موجودی این حساب را حداکثری کرد تا همه ایام سال بهرهمند از آن باشیم؟
بزرگان ما سفارش میکنند که هفتهای یک بار پای موعظه بنشینیم و خودشان نیز این گونه بودند. اگرچه سطح بالایی داشتند؛ در محرم، صفر، فاطمیه و ماه مبارک رمضان مجالس بیشتر است، اما باید برنامه ریزی داشته باشیم تا در طول سال و در هفته و ماه مجالس اثرگذار و محتوایی برگزار شود همراه با موعظه تا آنچه در دیگر ماهها به دست آوردهایم، تقویت و کاربردی شود.
اشاره داشتید به تألیف کتاب در حوزه اهل بیت(ع)، در کنار منبر و مداحی برای گسترش معارف اهل بیت(ع) تا چه اندازه نیاز به تألیف و نشر کتاب ممتاز داریم؟
رسانهها متعددند، اما کتاب جای خود را دارد و میتواند همراهی خوب برای انسان باشد. من بشخصه روی زندگینامه و احادیث اهل بیت(ع) همراه با الگوسازی و انتقال سیره آنان کار کردهام.
در منبر هم من این گونه عمل میکنم؛ یعنی شعرخوانی و بعد متناسب با آن بیان حدیث و کمی هم موعظه و این سنت را همیشه داشتهام، در کتاب هم این مسیر خوب است طی شود.
سفارش میکنم که بعضی نذر میکنند حلوایی برای اموات بدهند، ثواب فقط اینها نیست، میتوان کارهای فرهنگی کرد به عنوان مثال نذر ۱۰ جلد کتاب درباره حجاب و نماز و توزیع میان زنان و جوانان و از این طریق مردم را تشویق کنیم به کارهای فرهنگی برای اموات.
زمانی خرما و حلوا ثواب داشت و لازم بود، اما امروز باید از کار بر شکم مردم عبور کرده و به غذای روح و فکر مردم نیز توجه کنیم.
و سخن آخر...
مرحوم نوری استاد شیخ عباس قمی در «لوء لوء و مرجان» میگوید: روضه خوانی و مجلس امام(ع) برپا کردن ثواب بسیار دارد، اما به دو شرط؛ یکی خلوص یعنی برای خدا باشد و اهل بیت(ع) نه برای اینکه خودمان را مطرح کنیم و دیگری صداقت روضهها و بیان مطالب همراه با راستی و مستند و عدم دروغ بستن به اهل بیت(ع).



نظر شما