وداع با آقای شهید ایران

گروه معارف/  رقیه عطاءالهی - همه ما بار‌ها درباره اهمیت و جایگاه نماز در زندگی دنیایی و اخروی انسان شنیده‌ایم و عباراتی همچون اینکه «نخستین سوال در آخرت درباره نماز است» و... 

نماز اول وقت لبیک به دعوت خصوصی خداست
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

برای ما آشناست. اینکه در این فریضه چه ظرفیتی نهفته که می‌تواند به زندگی انسان معنایی خاص ببخشد و سبک زندگی او را از هر سبک رایج دیگری متمایز کند، موضوعی شد تا با حجت‌الاسلام والمسلمین هادی عجمی، مدیر واحد پژوهش و مطالعات راهبردی مرکز تخصصی نماز و مؤلف مقالات مرتبط با مباحث تربیتی و عبادی نماز و تدوینگر کتاب «مفتاح» (نخستین درسنامه عمومی معارف نماز) درباره آن به گفت وگو بپردازیم که مشروح آن از نظرتان می‌گذرد:

 

 آیا میان نماز و سبک زندگی رابطه‌ای معنادار وجود دارد و بر یکدیگر اثر می‌گذارند؟ اگر چنین است آثار کدامیک بر دیگر ی مترتب است؟

- درباره سبک زندگی باید گفت، سبک زندگی مجموعه رفتارهایی است که ما در طول روز انجام می‌دهیم و بخشهای مختلفی اعم از عبادی و غیرعبادی دارد، اما در آن، بخشهایی بر دیگر بخشها حاکمیت دارد از جمله ارتباط با خدا که در واقع بخشی از سبک زندگی نیست، بلکه روح حاکم بر آن است که بر دیگر ساحات زندگی انسان نیز اثر می‌گذارد. از این رو وقتی خداوند می‌خواهد از نمازگزاران یاد کند، اوصاف آنها را بیان می‌کند، چنانکه در سوره مبارکه معارج آیات ۱۹ تا ۳۵ می‌فرماید: «انسان طوری آفریده شده که وقتی به او ضرر می‌رسد جزع و فزع می‌کند و وقتی به او خیری می‌رسد دیگران را از آن منع می‌کند...

بعد در آیه ۲۲ این سوره مبارکه می‌فرماید: «مگر نمازگزاران که از این حالات معمول انسانی بدورند.»

سپس در آیات بعدی صفات نمازگزاران راستین را نام می‌برد و می‌فرماید: آنها بر نماز خود دوام دارند، حقوقی را که به آنها واجب است را می‌پردازند، به روز قیامت توجه داشته و کسانی‌اند که از روز قیامت و عذاب الهی ترس دارند و پاکدامن هستند مگر برای محارمشان، آنها پای شهادتهایشان می‌ایستند و اثر نماز را برای خود حفظ می‌دارند...

با این توصیف، نماز در نگاه الهی، عملی صرفا عبادی نیست، بلکه حالاتی را در پی دارد که به سبک زندگی شکلی خاص می‌بخشد. از این رو، نمازگزار کسی است که در بخشهای دیگر زندگی نماز را جریان دهد، به عبارت بهتر حقوق دیگران را پرداخت کند، به دیگران احترام بگذارد، اخلاق را رعایت کند و...

 

 چرا نماز در بین فرایض دین مبین اسلام از جایگاهی خاص و رفیع برخوردار است، به گونه‌ای که در آیات و روایات بار‌ها اهمیت و ضرورت اقامه آن مورد تأکید قرار گرفته است؟

-  اهمیت فراوان نماز این است که این فریضه صرفا یک عمل عبادی نیست، بلکه اگر فرد نمازگزار عامل باشد، نماز در همه ابعاد زندگی او اثر می‌گذارد؛ از این رو، آیات و روایات بسیاری به اهمیت نماز پرداخته‌اند و در فقه بخش مهمی به نماز اختصاص دارد و در بحث فلسفه نماز و چگونگی آن، بخش مهمی به نماز می‌پردازد، بنابراین می‌توان در روایات و علوم اسلامی بخش مهمی را مختص نماز یافت.

 

 چگونه می‌توان با این فریضه با این جایگاه از اهمیت و ضرورت، سبک زندگی را اصلاح کرده و آن را تابع حاکمیت نماز با دامنه اثرگذاری وسیع کرد؟

- وقتی توجه داشته باشیم که روح نماز اتصال دادن انسان با خداست، در خود نماز هم توجه می‌کنیم که با تکبیره الاحرام داخل رحمت الهی می‌شویم و با نخستین حرکت یعنی قیام به سوی خدا حرکت کرده‌ایم و بعد رکوع و سجده به جای می‌آوریم که رکوع ‌‌نهایت ادب و سجده انتهای خضوع است برابر خداوند و وقتی این عبودیت ترسیم شد، در رکعت آخر به بحث تشهد می‌رسیم؛ به عبارت بهتر وقتی سیر نماز را به پایان می‌رسانیم در تشهد به یگانگی خدا و نبوت پیامبر اکرم (ص) شهادت و به بزرگان و اولیای الهی سلام می‌دهیم؛ از این روست که نماز دایره المعارف عظیم اسلامی الهی خوانده می‌شود.

در زندگی هم باید این گونه باشد، یعنی باید در طول زندگی روزمره نیز همواره برابر خداوند در حال قیام باشیم و همچون رکوع و سجده ‌‌نهایت ادب و خضوع را برابر خالق هستی عرضه کنیم و البته این خضوع و خشوع و ادب را برابر بندگان خدا نیز داشته باشیم، زیرا ما در نماز به مؤمنان و اولیا و بندگان صالح سلام می‌دهیم، که اگر چنین شد نماز بر سبک زندگی حاکم شده و در آن جریان می‌یابد.

 

 نماز اول وقت در این میان ایفاگر چه نقشی است؟ چرا در آموزه‌های روایی و سخن بزرگان ما بر نماز اول وقت بار‌ها تاکید و توصیه شده است؟

- در مورد نماز اول وقت باید گفت روح نماز حالت عبودیت و ادب یافتن نسبت به خداست و وقتی به طور کامل حاصل می‌شود که نماز اول وقت باشد، زیرا اذان دعوت خصوصی خداوند به ارتباط و سخن گفتن با آدمی است، اگرچه در مأذنه‌ها و در میان عموم باشد، پس بی‌اعتنایی به این دعوت خصوصی، یعنی کاهش روح بندگی و عبودیت. چگونه است که اگر دوستی آدمی را بخواند و ما او را جواب ندهیم یعنی بی‌اعتنا بوده‌ایم، بی‌توجهی به دعوت خداوند که در راس عالم قرار دارد.

 بنابراین، در روایات است که برای یافتن شیعیان واقعی ما نگاه کنید به اینکه آیا در اول وقت به نماز اهتمام دارند؟ نماز اول وقت ملاک شیعه و عبد بودن و لبیک گفتن به دعوت خصوصی الهی است؛ وقتی این گونه بیندیشم دیگر نماز اول وقت را ترک نمی‌کنیم، مگر در مواردی که خداوند فرموده می‌توان نماز را به تاخیر انداخت.

باید توجه داشت چطور است که در نماز می‌گوییم: «تنها تو را می‌پرستیم و تنها از تو یاری می‌جوییم» اما وقت دعوت خصوصی خدا، زن و فرزند و مشتری و پول را ترجیح دهیم! این با روح عبودیت و نماز در تضاد است.

 

 آیا با چنین دامنه اثرگذاری که برای نماز ترسیم شده ما توانسته ایم این فریضه مهم و اثرگذار را به عنوان شاه بیت سبک زندگی اسلامی تعریف کنیم یا در این باره هنوز دچار مشکل هستیم؟

- در مورد اینکه آیا نماز جایگاه اصلی را در سبک زندگی یافته یا نه باید گفت ما نمی‌توانیم قضاوت کنیم، بلکه باید بررسی کنیم که آثار نماز در زندگی فردی و اجتماعی ما مشهود است یا خیر و برای شناخت این آثار هم بهترین منبع قرآن و روایات است.  قرآن کریم درباره آثار نماز می‌فرماید: «همانا نماز از فحشا و منکر باز می‌دارد.» یعنی اگر نماز بیاید فحشا و منکر باید برود که البته این معنای وسیعی دارد که از طلاق، دعواهای خانوادگی، اختلاف همسران گرفته تا فسادهای عظیم‌تر همچون قتل، غارت و دزدی و... را در بر می‌گیرد.

به عبارت بهتر، هر چه معروف نباشد منکر گفته می‌شود، اگر در جامعه ما منکری دیده می‌شود به عنوان مثال اگر آمار طلاق بالا رفته نشان می‌دهد نماز واقعی را در جامعه اقامه نکرده‌ایم. این در حالی است که اگر روحیه خضوع و خشوع نماز ایجاد شود خود به خود سبک زندگی باید تغییر کند وگرنه نماز، ما را از فحشا و منکر باز نداشته که این البته هم نسبت به فرد است هم نسبت به جامعه.

یعنی وقتی می‌توان گفت نماز اقامه شده که آثار خود را در جامعه نشان دهد، اگر آمار و ارقام چیز دیگری را نشان می‌دهد یا وقتی رهبر معظم انقلاب در سفر به خراسان شمالی نسبت به سبک زندگی اظهار دغدغه می‌کنند، یعنی نماز ما آن طور که باید اقامه نشده است.

باید توجه داشت  اقامه نماز یعنی آثار نماز نمایان و همیشه برپا باشد و در جامعه وقت نماز، رسانه، مسجد و شهر و اداره ما تجلی اقامه نماز باشد آن هم به طور خودجوش نه با توبیخ، تبصره و قانون. در این زمان است که می‌توان گفت نماز اقامه شده و نیز می‌توان میزان فاصله جامعه با اقامه نماز حقیقی را سنجید که با مرور و بررسی کوتاه بر جامعه کنونی می‌توان دریافت که متاسفانه هنوز نماز واقعی را اقامه نکرده‌ایم.

 

 برای اینکه نماز حقیقی و اثرگذار در جامعه اقامه شود، چه باید کرد؟

- واقعیت این است که پاسخ این سوال سخت است؛ بنابر نقل بزرگان باید نخست دانست چرا گفته‌اند منکر؟ چرا گفته‌اند معروف؟ چرا کلماتی دیگر را به کار نبرده‌اند؟  در جامعه باید اول واجبات معروف شود بعد امر به آنها کنیم، یعنی اول باید نماز معروف باشد و جامعه به اهمیت آن پی ببرد و برابر آن موضع نگیرد بعد به این معروف، امر شود یا آسیبهای دوری از نماز تبیین گردد بعد از نخواندن آن نهی شود.

بنابراین، نخستین گام معرفت افزایی است و روایات و آیات نیز بر این مهم تصریح کرده‌اند که ابتدا افراد و جامعه باید نماز را نخستین اولویت خود قرار دهند.

خداوند در قرآن می‌فرماید: «هر کس خدا را یاری کند خدا او را یاری می‌کند» و در آیه بعدی هم  می‌فرماید: «یاری کنندگان خدا نماز را اقامه می‌کنند.»

اما متاسفانه هنوز این مهم در میان مبلغان، مدیران، منبری‌ها، پامنبری‌ها و خانواده‌های ما جای خود را نیافته است، زیرا از مدیر گرفته تا افراد معمولی اگر به این نتیجه برسند که هر کس در هر جایگاهی نماز را به عنوان نخستین وظیفه اقامه کند، آن وقت است که دعوتی عمومی و واقعی به نماز صورت گرفته، اما متاسفانه امروز هنوز این گونه نیست و حتی برخی مسؤولان دغدغه‌مند فرهنگی، نماز را اولویت اصلی نمی‌دانند.

به عنوان مثال روی واجباتی همچون حجاب تمرکز می‌کنیم، در حالی که آیات حجاب بسیار دیر‌تر از آیات صلاه نازل شده و این نشان می‌دهد اول باید ارتباط با خدا قوی و تقویت شود بعد به حجاب و دیگر معروفات پرداخت.  بنابراین، راهکار ملی برای بازداری از منکرات و خواندن به سوی معروفات بویژه اقامه نماز نیازمند معرفت افزایی است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha