بسیاری از جوامع جهان هنوز مبتنی بر فرهنگ شفاهی هستند و اطلاعات خود را از طریق الگوهای شفاهی و به صورت چهره به چهره فردی کسب میکنند، در حالی که ممکن است در کشورهای مدرن و پیشرفته اینچنین نباشد.به عنوان نمونه در ایران وقتی میخواهیم به آدرسی جدید برویم، اغلب از طریق پرس وجو از سایر شهروندان مکان مورد نظر خود را پیدا میکنیم، اما در کشورهایی نظیر ژاپن و آمریکا قبل از خروج از منزل افراد به واسطه نقشه و یا کتاب راهنمای شهر آدرس مورد نظر خود را پیدا میکنند .
فرهنگ مکتوب نیز از این منظر حایز اهمیت است که در فرهنگ مکتوب شاخصهایی نظیر فردگرایی ،اندیشه انتقادی و اندیشه مستقل اهمیت مییابد و افراد به واسطه مطالعه تصمیم گیری میکنند و آگاهانه و با برنامه ریزی دست به انتخاب میزنند.در حالی که در فرهنگ شفاهی افراد به صحبتها ی دیگران اعتماد و طبق گفته آنان عمل میکنند وجرأت تفکر مستقل را ندارند و این سرانه مطالعه است که به ما نشان میدهد، چقدر تفکر مستقل وقدم گذاشتن به زندگی مستقل در جامعهای از طریق گذر از فرهنگ شفاهی به فرهنگ مکتوب رقم خورده است.
آسیب شناسی سرانه مطالعه
مدیر مسؤول انتشارات روشنگران در خصوص سرانه واقعی مطالعه در ایران میگوید: مطالعات آسیب شناسی اجتماعی به ما نشان میدهد، در مسیر کار چه اتفاقی افتاده است وچگونه روش زندگی نامناسبی در جامعه رشد کرده است.از این رو، ابتدا باید ببینیم چه اتفاقی افتاده که مردم با کتاب بیگانه شده اند. سال اول پیروزی انقلاب اسلامی تیراژ کتابها پنج هزار نسخه بود و طی سه ماه تمام کتابها به فروش میرسید. جمعیت کشور نیز نصف جمعیت فعلی و تعداد افراد با سواد جامعه بسیار کمتر از اکنون بود و البته آن زمان هم کنترل ونظارت بر انتشار کتابها وجود داشت.
شهلا لاهیجی میافزاید: اگر بپنداریم یکی از دلایل کاهش مطالعه مشکل اقتصادی است، نمی توان گفت این مسأله محور کاهش خرید کتاب وکاهش سرانه مطالعه شده است ،زیرا در کشوری که فرهنگ مکتوب چندان جا نیفتاده و اغلب مردم عادات شنیداری دارند عجیب نیست که مردم شنیداری باشند؛ البته این به آن معنا نیست که نمی توان این سبک را تغییر داد، چرا که در آغاز قرن 19 میلادی در ژاپن تقریباً تمام رعیت (اکثریت جامعه ) بی سواد بودند وسنت شنیداری داشتند، اما با فرهنگ سازی و ایجاد زیر ساختهای مناسب کتابخوانی را به یکی از عادتهای روزانه نسل جدید تبدیل کرد به گونهای که کودکان را از مقطع مهد کودک با کتاب و کتابخانه آشنا کرد و با انتشارانواع کتابها (کتاب پارچهای ، کتاب در حمام تا کتابهایی با کاغذ نفیس وکتابهای قیمتی تاریخی) کتاب را همه جا در دسترس کودکان قرار داده است و اکنون تمام اقشار جامعه ژاپن مطالعه وکتابخوانی را به صورت یک عادت مزمن با خود به همراه دارند.
دستپخت متولیان فرهنگی کشور
به گفته وی طی این سالها متولیان فرهنگی ما نه تنها برعکس ژاپن عمل کرده، بلکه مانع انتشار کتابهایی شده اند که مردم علاقهمند به مطالعه آنها بوده اند؛ بنابراین ،عجیب نیست که مردم تماشای سریالهای داخلی وخارجی را به مطالعه کتاب ترجیح میدهند، چرا که معتقدند کمتر کتابی بدون سانسور به دست آنها میرسد ودر واقع رفتار ما طی این سالها به گونهای بوده است که انگار روز به روز مردم را از کتاب دورتر کرده ایم که البته این مساله دستپخت متولیان فرهنگی کشور است.
به گفته لاهیجی از مهمترین عواملی که باعث کاهش سرانه مطالعه در کشور ما شده است، نداشتن عادت به مطالعه وارتباط با دنیای کتاب است. خانوادهها و نهادهای آموزشی و فرهنگی نتوانستهاند، انس و عادت به کتابخوانی و مطالعه را به عنوان بخشی از یک زندگی سالم ، موفق و اسلامی در میان کودکان ،نوجوانان و جوانان نهادینه کنند. اگر قشرهای جوان با دنیای کتاب انس بگیرند، نسبت به بسیاری از آسیبها واکسینه خواهند شد، ضمن آنکه بخش مهمی از اوقات فراغت مردم با مطالعه و انس با کتاب اشباع میشود.در نتیجه غنای فرهنگی و شکوفایی علمی افزایش خواهد یافت و روابط اجتماعی از آسیبها و ناهنجاریها مصون خواهد ماند.
موانع رشد کتابخوانی
وی در پاسخ به این پرسش که آیا میتوان قیمت بالای کتابها را مانع توسعه کتابخوانی عنوان کرد، اظهار میدارد: اینطور نیست بسیاری از مردم هزینههای بالاتر تفریحات و تنوع در خورد و خوراک را بر کالاهای فکری مانند کتاب ترجیح میدهند. نکته مهمتر، بیش از هزینههای کتاب برای بسیاری از مردم، نداشتن جاذبه کتاب و کالاهای فکری است. این ضعف نیز از طرفی به ضعف محتوا و نداشتن جذابیت در سبک بیان و تدوین کتابها برمیگردد و اینکه کتابها متناسب با نیازهای واقعی مردم و بخصوص جوانان نیست و دیگر اینکه متأسفانه حساسیت و دغدغه علمی و فکری و اشتغال ذهنی و فرهنگی جوانان بسیار پایین آمده و سایر سرگرمیهای جاذبههای بیشتری برای مردم دارند .
لاهیجی ادامه میدهد: از دیگر موانع رشد کتابخوانی، رواج فرهنگ شفاهی و راحت طلبی در بین مردم است که این عوامل موجب میشود، خوانندگان به جای مطالعه و جست و جوی مآخذ و منابع و مستندات سخنان و نظرهای مختلف، گرایش بیشتری به شنیدن مطالب داشته باشند و بخواهند تنها با گفت و شنود مشکلات علمی و فکری خود را رفع کنند و از مراجعه به کتابها و منابع علمی گریزان باشند. متأسفانه فرهنگ شفاهی ما غیردقیق، غیرمستند ، عامیانه و سطحی نگر است و ما را به راحتطلبی بیشتر سوق میدهد، ضمن آنکه نداشتن کنجکاوی ،عطش علمی ،حساسیتهای فکری و دغدغههای علمی مهمترین مانع رشد کتاب و کتاب خوانی در کشور محسوب میشوند.



نظر شما