تحولات منطقه

اشاره : نسل جدید انقلاب باید پاسخهایی صحیح و منطقی برای چرایی وقوع انقلاب اسلامی در ایران و چگونگی پیروزی و ادامه آن داشته باشد.

قیام 19 دی 56 ؛  پرتوی از نهضت 15 خرداد 42 ؛ فریادی که آسمان ایران را شکافت
زمان مطالعه: ۱ دقیقه


 یکی از حوادث مهم انقلاب، قیام 19 دی ماه 1356 قم است که باید علل، چگونگی، پیامدها و واکنشها، بازتابها، جایگاه و نتایج آن مورد بررسی و تحقیق علمی و منصفانه قرار گیرد و به این نسل انتقال داده شود.گفتگوی ما با محمد رضا مؤمن پژوهشگر و کارشناس ارشد تاریخ معاصر به بررسی این مقطع از انقلاب اسلامی اختصاص دارد:


*اگر موافق باشید برای آغاز این گفتگو نگاهی داشته باشیم به فضایی در دهه 50 و قبل از آن؛ مقطعی که زمینه ساز واقعه 19 دی و قیام مردم قم شد.
**از دهه 40 و 50 به عنوان مقطع و دوره سرکوب مخالفان سیاسی یاد می کنند دوره ای که بسیاری از حرکتهای اعتراضی و اندیشه های مبارزه طلبی توسط دولت، و ساواک، بشدت سرکوب می شد؛ تبعید امام در سیزده آبان 43 ، شهادت آیة ا... سعیدی در بیستم خرداد 49 و شهادت آیة ا... غفاری در هفتم دی ماه 53 بخشی از این سرکوب هاست . علاوه بر این، در این مقطع با حرکتهای سایر گروههای مخالف نیز بشدت تمام برخورد می شد و از این اعتراضها به عنوان شورشهای پراکنده یاد می شد.
رژیم با دستگیری نیروهای مبارز و تبعید آنها، فضا را برای حضور بیگانگان بویژه آمریکا و اسرائیل مهیا می کرد. در عین حال امام (ره) نیز در دوران تبعید خود به ترکیه و عراق به افشاگری علیه استعمار می پرداخت .
در چنین فضایی عرصه برای فعالیت گروه های غرب زده نیز بیشتر مهیا گردید، ضمن آنکه شاه به حزب رستاخیز مأموریت داد تا فضای به ظاهر باز سیاسی ایجاد کند و تلاشش را برای توسعه شعار جدایی دین از سیاست بکار بندد.
*شهادت آقا مصطفی خمینی چقدر در شکل گیری این واقعه مؤثر بود؟
**یکی از اتفاقها و رخدادهایی که از آن می توان به عنوان منشا تحولات تاریخی و زمینه ساز اعتراضهای مردم بر ضد نظام ستمشاهی یاد کرد، وقایعی است که پس از شهادت آیة ا... سید مصطفی خمینی در آبان 1356 رخ داد.این واقعه علاوه بر اینکه پایه های رژیم طاغوت را متزلزل تر و بی ثبات تر از قبل کرد، جایگاه مرجعیت و رهبری نهضت را نیز بیش از گذشته روشن ساخت.
علاوه بر این نشان داد که رژیم سلطنتی و وابستگان داخلی و خارجی آن از جوشش و خیزش حرکت مذهبی سیاسی به زعامت روحانیت مبارز و بویژه حضرت امام(ره) بیشتر از هر حرکت سیاسی دیگر که توسط گروه های مختلف صورت می پذیرفت هراس دارند .
با شهادت آقا مصطفی مجالس یادبود متعددی در گوشه و کنار ایران برگزار شد. امام نیز در همین فضا از فرصت استفاده کرده و بخشی از جنایتهای رژیم را برای افکار عمومی و جهانیان بازگو می کردند. ایشان در پیامی پس از این واقعه فرمودند: ما با گرفتاری عظیم و مصیبتهای دلخراشی مواجه هستیم که باید ذکری از مصایب شخصی نکنیم. در این مجالس برای نخستین بار مردم از رهبری نهضت با عنوان «امام» یاد کردند. در این مقطع پیامهای امام (ره) عزم مردم را بیش از گذشته برای ادامه مبارزه مصمم تر کرد .
از آنجا که اقشار مختلف مردم و روحانیت مبارز ، رژیم را عامل اصلی این واقعه می دانستند، تظاهرات و اعتراض وسیعی علیه رژیم برپا شد.علاوه بر این، تظاهرات زنان مسلمان مشهد در 17 دیماه سال 56 و در سالروز به اصطلاح آزادی زن، آن هم با چادر مشکی بر ضد رژیم خشم نظام سلطنت را از روحانیت و رهبری مذهبی آن دوچندان کرد، این طور بود که نتوانست خشم خود را از این حرکتها مخفی نگهدارد، بنابر این اقدامی ناشیانه و عجولانه را طراحی کرد.اجرای این طرح بر عهده داریوش همایون وزیر اطلاعات و جهانگردی رژیم گذاشته شد.
وی مقاله توهین آمیز خود را برای چاپ به روزنامه اطلاعات سپرد. مسعودی، صاحب امتیاز روزنامه پس از مطالعه مقاله با نخست وزیر و وزیر اطلاعات به آنها عواقب انتشار مقاله را شرح داد اما وقتی متوجه شد برخی از عبارات تند آن به درخواست شخص شاه در مقاله ذکر شده است مجبور شد تن به چاپ مقاله بدهد . همایون در بخشی از خاطراتش به نقش مستقیم شاه در این ماجرا اشاره می کند و می گوید: سرچشمه مقاله از وزارت دربار بود و این موضوع که شاه روایت اولیه مقاله را نپسندید و گفت باید تندتر بشود، صحت دارد.
بعدها پارسونز؛ سفیر وقت انگلیس در تهران در کتاب «غرور و سقوط» خود نیز به این نکته اعتراف می کند و می گوید : در اوایل ژانویه تصمیم گرفته شد که برای بی اعتبار کردن ]امام [خمینی مطالبی علیه او منتشر شود.
*محتوای مقاله دقیقاً چه بود؟
**در این مقاله که با امضای مستعار «احمد رشیدی مطلق» و در سالروز کشف حجاب به چاپ رسید و منتشر شد ، بصراحت موضوع حجاب مورد حمله قرار گرفت و از آن با تعابیری همچون کهنه پرستی و ارتجاع یاد شد و در مقابل بی حجابی ارزش و نشان پیشرفت و ترقی و نیز اهمیت به توسعه آزادی های فردی قلمداد گردید .در این مقاله همچنین به صراحت به رهبری نهضت اهانت شد و از قیام مقدس ایشان، روحانیت و مردم در پانزدهم خرداد سال 42 به عنوان توطئه استعمار سرخ و سیاه و حاصل اتحاد کمونیستها و ارتجاعیون یاد شده بود.
این اهانت تاوان سنگینی برای رژیم در پی داشت، روحانیون و مدرسین حوزه علمیه شهر مقدس قم که در طی نهضت امام راحل ( ره ) همواره پرچمدار اعتراضهای منطقی به سیاستهای رژیم بود، نخستین واکنش ها را به این توهین نشان داد.روحانیون مبارز که نمی توانستند توهین آشکار رژیم را به ساحت امام و مرجعیت شیعه و نیز باورها و اعتقادات مذهبی خود و مردم مسلمان تحمل کنند، جلسات درس خود را در هجدهم دی ماه تعطیل کردند و اقدام به برپایی تظاهرات گسترده ای به سوی منزل آیة ا... العظمی گلپایگانی کردند تا ضمن نشان دادن حمایت راسخ خود از نهاد مرجعیت و رهبری نهضت این خدعه رژیم را محکوم کنند.
ایشان پس از قرائت آیه استرجاع (انا لله و انا الیه راجعون) فرمودند این ها فکر نکنند، ما دیگر سکوت کرده و چیزی نمی گوییم ، این ها بدانند که اگر سر نیزه را حتی به زیر گلوی ما بگذارند، ما حرفمان را می زنیم. مردم خشمگین پس از این به منازل آیات عظام وحید خراسانی ، میرزا هاشم آملی علامه طباطبائی و آیةا...مکارم شیرازی رفتند و این بزرگواران نیز ضمن سخنرانی ضمن دفاع از حریم مرجعیت حمایت خود را از حضرت امام خمینی (ره) اعلام نمودند.
روز بعد نیز بازار و بازاریان شهر قم نیز در تبعیت از طلاب و روحانیون مغازه های خود را تعطیل کردند. به دنبال این ماجرا، بخش قابل توجهی از نیروهای امنیتی ساواک و شهربانی از پایتخت وارد تهران وارد شده و در اطراف حوزه های علمیه مستقر شدند.
عصر روز 19 دی جمعیتی افزون بر 10 هزار نفر از مردم پس از سخنرانی آیة ا...نوری همدانی به طرف منزل آیة ا... مشکینی حرکت کردند.توصیه مراجع عظام به مردم این بود که راهپیمایی ها آرام باشد و مردم نیز به این توصیه عمل می کردند. اما عصر همین روز عده ای از مأموران ساواک و شهربانی مستقر در یکی از میدانهای شهر با اقدامی ساختگی خود شیشه یک بانک را شکستند و پس از آن شروع به تیراندازی به سوی مردم کردند.
* واکنش رسانه های رژیم در برابر این واقعه چه بود؟
**متأسفانه به دلیل فضای رعب و وحشتی که در آن مقطع در تمامی ارکان جامعه وجود داشت، رسانه ها با این مقوله نیز بسیار سطحی برخورد کردند.بخشی از آنها به هیچ عنوان این واقعه را منعکس نکردند و بخشی نیز کوشیدند آن را صرفاً اعتراضی محدود به شهر قم جلوه دهند.
تعدادی از مطبوعات نیز مردم مبارز را عده ای آشوبگر و معلوم الحال دانستند و با به کار بردن تیترهایی مثل «اغتشاش قم سرکوب شد» این رخداد را ساخته و پرداخته جمعی از اوباش خیابانی جلوه دادند.در عین حال این مساله نشان داد صحبت از آزادی مطبوعات و فضای باز سیاسی ادعایی واهی است که رژیم نیز خود به آن اعتقادی ندارد.
در پی قیام 19 دی اعتراضهای مردمی به دیگر مناطق کشور نیز کشیده شد و قیام اربعین ها شکل گرفت.
مردم آذربایجان، تهران، مشهد ، یزد و سایر مناطق در گرامیداشت شهدای شهرها قیام کردند و این مبارزه تا بهمن 57 و پیروزی نهضت ادامه پیدا کرد.
*واکنش امام نسبت به قیام نوزدهم دی چه بود؟
**ایشان آن زمان در نجف در تبعید بودند، اما با صراحت تمام به شاه در خصوص این واقعه و تبعات آن هشدار دادند. ایشان در پیامی به همین مناسبت نوشتند: نهضت اخیر که پرتویی از نهضت 15 خرداد است، شاه را از خود بیخود کرده و او و دارودسته چاقو کشش را به تلاش مذبوحانه واداشته است، جنایتهای 29 محرم امسال(19 دی 56) نقطه عطفی است به جنایتهای شاهانه 12 محرم آن سال (15 خرداد 42)، شاه خواست ضرب شستی به ملت مسلمان نشان دهد. شاه می خواهد ثابت کند که نوکری او تحکیم شده و ملت نباید گمان کند او از پشتیبانی اجانب برخوردار نیست ولی ملت با تظاهرات عمومی و تعطیلی سرتاسری دامنه دار و اظهار تنفر، بار دیگر ثابت کرد که او را نمی خواهد و از او و خاندانش بیزار است و این رفراندوم طبیعی در حقیقت خلع او از سلطنت غاصبانه جابرانه است.
*این قیام چه ثمراتی را در پی داشت؟
**رژیم شاه که تا آن زمان می کوشید با برنامه های فریبکارانه خود را مدافع آزادی و حقوق بشر نشان دهد با سرکوب ظاهری قیام 19 دی نشان داد که نمی تواند در مقابل اعتقادات عمیق مذهبی مردم و عشق و علاقه آنان به رهبری نهضت دینی بایستد.رژیم به روشنی این موضوع را دریافت که تلاش سازمان یافته اش برای ترویج تئوری جدایی دین از سیاست محکوم به شکست است و مردم مسلمان دین را جزئی جدایی ناپذیر از سیاست و سیاست را عنصری پیوسته با دین و مفاهیم دینی تلقی نمی کنند.
واقعه 19 دی باعث قاطعیت مردم بر سرنگونی رژیم شد ، به گونه ای که از آن پس شعار اصلی آنها بر روی شعار " مرگ بر شاه " متمرکز شد.
با این قیام ، و با حرکت اربعین ها ، مبارزه مردم شتاب گسترده تری به خود گرفت و رهبری مقتدرانه امام به عنوان مبارز نستوه بر سایر گروه ها نیز مشخص شد و خون تازه ای در رگهای نهضت جاری شد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اندیشه بزرگان ؛ این ملت پیروز می شود


بنیانگذار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) در فرازی از سخنان خود در اول بهمن 1356 در خصوص قیام 19 دی فرمودند: «من متحیرم که این فاجعه را... به کی باید تسلیت بگویم. آیا به رسول اکرم ( ص ) و ائمه معصومین(ع)، به حضرت حجت(سلام ا... علیه) تسلیت بگویم یا امت اسلام، به مسلمین، به مظلومین در تمام اقطار عالم تسلیت بگویم یا به ملت مظلوم ایران...یا به اهالی قم محترم، قم داغدیده ها، تسلیت بدهم... یا به حوزه های علم و علمای اعلام... به کی باید تسلیت گفت و از کی باید تشکر کرد در این قضایا که برای اسلام پیش می آید و این ملت بیدار ایران در مقابل این مصیبت ها استقامت می کند، کشته می دهد، هتک می شود.
بی جهت و بدون هیچ مجوزی مردم را به مسلسل بستند... ملت ایران ملت بیداری است. در عین حالی که این همه ظلم می بیند، کشته می دهد... مقاومت می کند، ایستادگی می کند و این ایستادگی به نتیجه خواهد رسید هیچ اشکالی نیست که بعد از این که ملت ها بیدار شدند و بعد از این که زن ها قیام کردند بر ضد دولت و بر ضد این جباران یک همچو ملتی پیروز می شود. ان شاء ا... .»
ایشان همچنین در پیامی که به همین مناسبت صادر فرمودند بر این نکته تصریح کردند: نهضت اخیر که پرتویی از نهضت 15 خرداد است و شعاعش در سراسر کشور نورافکنده، خود کوبندگی خاصی دارد که شاه را از خود بی خود کرده و او و دارودسته چاقو کشش را به تلاش مذبوحانه واداشته است.جنایات 29 محرم امسال(19 دی 1356) نقطه عطفی است به جنایات شاهانه 12 محرم آن سال (15 خرداد 1342)، شاه خواست ضرب شستی به ملت مسلمان نشان دهد.
پس از تمامیت حساب با رئیس جمهوری آمریکا، به بهانه مختصری که مأمورین ایجاد کردند مرکز تشیع و حوزه فقاهت اسلام را در جوار مرقد پاک حضرت فاطمه معصومه (س) به مسلسل بست... شاه می خواهد ثابت کند که نوکری او تحکیم شده و ملت نباید گمان کند او از پشتیبانی اجانب برخوردار نیست، ولی ملت با تظاهرات عمومی و تعطیلی سراسری دامنه دار و اظهار تنفر، بار دیگر ثابت کرد که او را نمی خواهد و از او و خاندانش بیزار است و این رفراندوم طبیعی در حقیقت خلع او از سلطنت غاصبانه جابرانه است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دفتر تاریخ ؛ حتماً در جای مناسبی چاپ شود


علی باستانی، سردبیر وقت روزنامه اطلاعات در خصوص چگونگی چاپ مقاله اهانت آمیز می گوید: «همایون پاکت را که علامت وزارت دربار روی آن بود و یادداشت ضمیمه مقاله را برداشت و اصل مقاله را به من داد و گفت این مقاله باید حتماً در جای مناسبی در روزنامه چاپ شود. شتابزدگی همایون در این کار و اصرار او در چاپ فوری مقاله ای که آن را به دقت مطالعه نکرد، نشان می داد که وی قبلاً در جریان تهیه این مقاله بوده و از مضمون آن آگاهی داشته است.مقاله در هیأت تحریریه اطلاعات طوفانی برپا می کند و اعضای هیأت تحریریه روزنامه از فرهاد مسعودی، سرپرست روزنامه می خواهند که برای جلوگیری از چاپ آن در روزنامه به نخست وزیر متوسل بشود. جمشید آموزگار از موضوع مقاله اظهار بی اطلاعی می کند، ولی بعد از تماس با شاه مطلع می شود که مقاله به دستور خود شاه تهیه شده و اعلیحضرت اصرار دارند که مقاله قبل از مسافرتشان به مصر در روزنامه چاپ شود».
محفوظ نگه داشتن واقعیات مربوط به چاپ مقاله توهین آمیز باعث شد داریوش همایون در افکار عمومی مردم، در صف اول منفورین رژیم شاه قرار گیرد. زمانی که رژیم شاه برای بقای خود و کم کردن خشم انقلابی مردم تصمیم می گیرد با دستگیری تعدادی از منفورین و حتی قربانی کردن آنها خود را نجات دهد، داریوش همایون نیز در فهرست دستگیرشدگان قرار گرفت.
در نتیجه اولین ثمره مقاله مزبور برکناری دولت آموزگار در 4 شهریور 1357 بود که با برکناری آموزگار، همایون نیز عزل گشت و دوران او نیز به پایان رسید.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha