تحولات منطقه

قدس آنلاین- آمنه مستقیمی: در خصوص بشارت به تولد آن حضرت (ع)، در کتیبه های منسوب به پیامبران مانند لوح حضرت سلیمان، از پیامبر (ص) با عنوانِ «احمد»، و از حضرت امیرالمؤمنین (ع) با عنوانِ «ایلی» یاد و حضرت امیر (ع) «قدرة الله» معرفی شده است.

علی (ع) پیش از ولادت آدم، امیرمومنان بود/انبیاء با پذیرش ولایت امیر (ع) مبعوث شدند
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

به گزارش قدس آنلاین، به نقل تاریخ و بنابر آنچه در منابع شیعه و اهل سنت آمده است اعجازهای ولادت امیرمومنان (ع) تنها به تولد در کعبه محدود نمی شود، بلکه قبول ولایت آن حضرت (ع) به عنوان شرط رسالت پیامبران و نیز بشارت ها بر ولادت آن امام همام (ع) را نیز باید در زمره این اعجازها دانست. از این رو و به مناسبت فرا رسیدن سیزدهم رجب، سالروز ولادت امیرمومنان علی (ع) با محمدعلی موحدی، مدرس درس امامت و مولف کتاب «ناگفته هایی از اسناد خطبه غدیر» درباره ابعاد مختلف مربوط به ولادت آن حضرت (ع) به گفتگو پرداخته ایم که مشروح آن از نظرتان می گذرد:

 

با توجه به آن که پیش از تولد اولیا و حجت های الهی، معمولاً بشارت هایی در خصوص ایشان داده می شده، مثلاً در خصوص تولد یا نبوت حضرت رسول اکرم (ص) در کتاب های آسمانی پیشین بشارت هایی وجود داشته و حتی وجود دارد. حال سؤال این است که آیا از این دست بشارت ها در خصوص حضرت امیرالمؤمنین (ع) هم وجود داشته است؟

در این باره، بشارت ها و اخبار متعددی وجود دارد. البته باید میان رسول اکرم (ص) و حضرت امیرالمؤمنین (ع) با سایر اولیای الهی و به ویژه سایر پیامبران تفاوت هایی قائل شد. درباره بسیاری از پیامبران و اوصیای ایشان بشارت هایی در خصوص تولد یا نبوت ایشان وجود داشته است. مثلاً بشارتی که به تولد حضرت اسحاق (ع) در قرآن وجود دارد، و بشارت هایی که به نبوت مسیح (ع) در کتب آسمانی پیشین ذکر شده است. اما بحث درباره پیامبر اسلام (ص) و حضرت امیر المؤمنین (ع) بسیار فراتر از این مرتبه است.

روایت های متعددی وجود دارد که ثابت می کند نبوت پیامبر (ص) و ولایت حضرت امیرالمؤمنین (ع) به عنوان آزمون الهی بر تمام پیامبران عرضه شد و آن پیامبران نبوت و ولایت آن دو بزرگوار را پذیرفتند. لذا کار از بشارت به تولد گذشته است. پیامبران امت های پیشین نه تنها از تولد و ولایت حضرت امیر (ع) باخبر بودند، بلکه بر ایشان واجب بوده که به ولایت حضرت (ع) نیز اقرار داشته باشند و ولایت او را بپذیرند. این دسته از اخبار در منابع اسلامی اندک نیست. حتی این روایات منحصر به منابع شیعی هم نیست و در منابع غیرشیعی نیز این روایات وجود دارد.

اما در خصوص بشارت به تولد آن حضرت (ع)، علاوه بر آنکه نشانه های متعددی در آثار و کتب امت های پیشین وجود دارد، و حتی در کتیبه های منسوب به پیامبران پیشین مانند لوح حضرت سلیمان، از پیامبر (ص) با عنوانِ «احمد»، و از حضرت امیرالمؤمنین (ع) با عنوانِ «ایلی» یاد شده است. در این لوح حضرت امیر (ع)  «قدرة الله» نیز معرفی شده است.

در زبور حضرت داود نیز سخن از مولای ما حضرت امیرمومنان (ع) با همان لفظِ «ایلی» وجود دارد. که در آن متن به تولد حضرت (ع) در مکانی به نامِ «کعابا» یا همان کعبه به چشم می خورد. نکته جالب در این متن آن است که از اطاعت و تسلیم محض در برابر حضرت امیر (ع) سخن به میان آمده است.

در روایات شیعی و حتی روایات غیرشیعی آمده است که وقتی ولایت حضرت امیر (ع) بر حضرت ابراهیم علیه السلام عرضه شد، آن حضرت پذیرفتند و از خداوند خواستند تا حضرت امیر (ع) را در نسل او و از فرزندان او قرار دهد. برای نمونه مرحوم صدوق در کتاب «کمال الدین» خود با سند صحیح این روایت را نقل کرده است.

اما اگر بحث از بشارت به آن حضرت (ع) را در زمان های نزدیکتر به تولد ایشان پیگیر شویم. نکته های ناگفته  بسیاری وجود دارد. حضرت ابوطالب (ع) که به اعتقاد و باور ما شیعیان کسی است که میراث پیامبران واوصیایِ اسماعیلی را به پیامبر اکرم (ص) می سپارد، بشارت های جالبی به تولد حضرت امیر المؤمنین (ع) از سال ها قبل دارد.  در روایت های متعددی که در منابع بسیار معتبر، و با سند صحیح نقل شده است، حضرت ابوطالب به هنگام تولد پیامبر (ص) به فاطمه بنت اسد مادر بزرگوار مولایمان بشارت تولد حضرت امیر (ع) را به عنوان وزیر و وصی پیامبر (ع) می دهد. در یکی از این روایت ها که مرحوم کلینی آن را در «کافی» نقل کرده، آمده است: «فاطمه بنت اسد، مادر حضرت امیرالمؤمنین (ع)، نزد ابوطالب آمد تا ولادت پيامبر اسلام (ص) را به حضرت ابوطالب بشارت دهد. حضرت ابوطالب در همن حین به او فرمودند: 30 سال صبركن كه تو را به چنين فرزندي بشارت دهم كه مثل اوست مگر اين كه پيامبر نيست!»

یا در روایتی دیگر در همین کتابِ شریف آمده است که حضرت آمنه مادر بزرگوار حضرت پیامبر (ص) موقع به دنیا آمدن پیامبر صحنه هایی را دید که کاخ هاي سفيد سرزمين فارس و قصرهاي شام بر او گشوده شد و این ماجرا را برای حضرت فاطمه بنت اسد تعریف کردند و حضرت فاطمه بنت اسد خندان و پر اشتیاق و مسرور خدمت حضرت حضرت ابوطالب می رسند تا تولد پیامبر (ص) را خبر دهند که در همین هنگام حضرت ابوطالب می فرمایند: «وَ تَتَعَجَّبِينَ مِنْ هَذَا إِنَّكِ تَحْبَلِينَ وَ تَلِدِينَ بِوَصِيِّهِ وَ وَزِيرِه» یعنی «آیا تعجب می کنی از این ماجرا؟ قطعا تو وصی و وزیر او را باردار شده و به دنیا خواهی آورد.»

لذا همانطور که ملاحظه می فرمایید حضرت ابوطالب 30 سال پیش از تولد فرزند پاک و معصوم خود، بشارت دهنده به وصایت و وزارت ایشان بودند.

 

در خصوص بیعت پیامبران و اقرار ایشان به نبوت پیامبر اسلام (ص) و ولایت حضرت امیرالمؤمنین (ع) که اشاره کردید، بیشتر توضیح دهید.

بله! بر خلاف تصور ما که گمان می کنیم غدیر نقطه آغاز ولایت حضرت امیر (ع) است، باید گفته شود، که ولایت حضرت امیرمومنان (ع طبق روایت های متعدد و قابل اعتماد شیعه و سنی، به قبل از خلقتِ عالم ماده باز می گردد. جالب است در این باره انقدر روایت داریم که امکان انکار این روایت ها برای کسی وجود ندارد. حتی در مصادر و منابع اهل سنت نیز این روایت ها موجود است. از حذیفه بن یمان نقل شده است که پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «اگر مردم علی را می شناختند، «ما انکروا فضله» فضل او را انکار نمی کردند.» سپس پیامبر (ص) می فرمایند: «علی (ع) زمانی امیر المؤمنین خوانده شد که حضرت آدم میان روح و جسم بود!» این روایت را چندین منبع سنی از جمله «فردوس الاخبار» دیلمی ذکر شده است.

اما در پاسخ سؤال باید بگویم که پیامبران پیشین همگی بر نبوت پیامبر اسلام (ص) و ولایت حضرت امیر المؤمنین (ع) مبعوث شدند. یعنی آنان کسانی بودند که در قبول این نبوت و ولایت بیش از دیگران در عالم تسلیم بودند. روایات فراوانی که شمارش آنها به درازا می کشد گواه این مطلب است.

حتی این روایات در مصادر اهل سنت نیز وجود دارد. برای نمونه حاکم نیشابوری از استوانه های بی نظیر حدیث اهل تسنن، در کتابِ «معرفة علوم الحدیث»، روایتی را آورده که بسیار قابل توجه است. در این روایت آمده که فرشته ای در معراج به پیامبر اسلام (ص) عرض می کند که «سل من أرسلنا من قبلك من رسلنا على ما بعثوا» یعنی از پیامبران پیشین بپرس که بر چه اساسی و بر چه چیزی مبعوث شدند. وقتی پیامبر این سؤال را از پیامبران پیشین می پرسد. آنان در جواب عرضه می دارند: «على ولايتك يا محمد و ولاية علي بن أبي طالب» یعنی بر اساس پذیرش ولایت تو و ولایت علی بن ابیطالب (ع) ما مبعوث شده ایم. این روایت را غیر از حاکم نیشابوری، شاگردش حسکانی در «شواهد التنزیل» و ابن عساکر در «تاریخ دمشق» و جوینی در «فرائد السمطین» ذکر کرده اند.

 

مگر ولایت حضرت امیرالمومنین (ع) از  زمان عید غدیر به بعد بر دیگران واجب نشده است؟

توجه بفرمایید که عید غدیر شروع ولایت حضرت (ع) نیست. حتی نقطه آغاز وجوب پذیرش ولایت حضرت امیرالمؤمنین (ع) هم نیست. روایت های عالم ذر را اگر بخوانید خواهید دانست که ماجرا برای خیلی قبل تر این حرف ها است.

اما اگر بخواهیم جریان ولایت حضرت (ع) و ایمان به وصایت ایشان را پس از تولد ایشان در نظر آوریم، باید بگوییم که پیامبر اکرم (ص) بارها و بارها پیش از غدیر به ولایت آن حضرت (ع) و وصایت ایشان تصریح کردند و حتی کسانی نیز با حضرت (ع) بیعت نمودند. برای نمونه از همان آغاز وحی بر پیامبر (ص) در غار حراء، شخص پیامبر (ص) خطاب به حضرت امیرالمومنین (ع) فرمودند: «انت تسمع ما اسمع و تری ما اری» یعنی «تو می شنوی آنچه را که من می شنوم و می بینی آنچه را که من می بینم.» و سپس فرمودند: «فرق تو با من این است که من پیامبرم و تو وزیر هستی!» این حدیث مشهور در نهج البلاغه از زبان خود مولا روایت شده است. پس حضرت امیرالمومنین (ع) از همان ابتدای وحی، وزیر پیامبر (ص) است و صدای وحی را می شنود و نور وحی را می بیند. ساعاتی پس از این ماجرا وقتی که پیامبر (ص) به خانه خود باز می گردند و جریان وحی را برای حضرت خدیجه (س) گزارش می فرمایند، حضرت خدیجه (س) به ایشان ایمان می آورند. در این هنگام پیامبر (ص) خطاب به حضرت خدیجه (س) می فرمایند: «آیا اگر می خواهی ایمان تو کامل شود، باید با وصی من بیعت کنی و ولایت او را بپذیری.» حضرت خدیجه (س) با کمال میل می پذیرند و در همان جا با حضرت (ع) بیعت می کنند، در حالی که حضرت امیر (ع) فقط 10 سال از عمر شریفشان گذشته است.

حتی در جریان وفات حضرت فاطمه بنت اسد که سال ها پیش از غدیر است، پیامبر گرامی اسلام (ص) وقتی که مادر حضرت امیر (ع) در قبر خود آرام می گیرند، خطاب به او چنین می فرمایند: «إِنْ‏ أَتَاكِ‏ مُنْكَرٌ وَ نَكِيرٌ فَسَأَلَاكِ مَنْ رَبُّكِ فَقُولِي اللَّهُ‏ رَبِّي وَ مُحَمَّدٌ نَبِيِّي وَ الْإِسْلَامُ دِينِي وَ الْقُرْآنُ كِتَابِي وَ ابْنِي إِمَامِي وَ وَلِيِّي» یعنی «به نکیر و منکر بگو که امام و ولی من، همان فرزندم‏ حضرت علی است.» این روایت را مرحوم حر عاملی آورده است.

 

آیا شواهد دیگری جز اینها نیز وجود دارد؟

اما مهمتر از همه این موارد، جریان «یوم الدار» است. جریانی که بزرگترین مؤرخ سنی مذهب یعنی طبری در تاریخ خود به تفصیل تمام آن را ذکر کرده است. جریان یوم الدار که در واقع همان داستان دعوت پیامبر (ص) از بنی هاشم است تا برخی از ایشان را که هنوز پیام اسلام را دریافت نکرده اند، با اسلام آشنا کند. در این میهمانی که حدود 40 تن از مردان بنی هاشم حضور داشتند، پیامبر اکرم (ص) پس از بحث توحید و نبوت، به موضوع امامت و لایت اشاره کردند، و درباره حضرت امیر (ع) فرمودند: «هذا اخی و وصیی و خلیفتی فیکم.» یعنی این فرد، برادر و وصی و خلیفه من است! خب این حکایت دقیقاً 20 سال پیش از غدیر در حالی که مولای ما بنا به نقل مشهور فقط 13 سال داشته اند،  اتفاق افتاده است. این جریان در تاریخ و روایات موج می زند و از بیش از هشت تن از صحایه با اسناد متعدد و فراوان گزارش شده است در حالی که هیچ منصفی نمی تواند کمترین خدشه ای در آن وارد کند.

در این جریان پیامبر اسلام (ص) فقط حضرت امیرالمومنین (ع) را معرفی نکردند، بلکه دستور به اطاعت از ایشان را نیز صادر فرمودند. در ادامه کلام پیامبر (ص) در این روایت، آمده است که پیامبر (ص) درباره مولا فرمودند: «فاسمعوا له و اطیعوا» یعنی «سخن او را بشنوید و از او اطاعت کنید.» و این دستورِ به اطاعت از حضرت علی (ع) آنقدر صریح و جدی و بی شک و شبهه بوده است که مشرکان حاضر در آن جلسه حضرت ابوطالب را مسخره می کردند و میگفتند: ببین! پسر برادرت چه می گوید! می گوید: تو با این محاسن سفید و با این سن و سال، از پسرِ 13 ساله ات حرف شنوی داشته باش و او را اطاعت کن!

لذا غدیر نقطه شروع ولایت حضرت امیرمومنان (ع) نبوده است. و پیش از غدیر بسیاری از صحابه از ولایت آن حضرت (ع) مطلع بودند؛ در واقع غدیر ابلاغ رسمی و همگانی این ولایت بوده است که پس از آن ولایت حضرت امیر (ع) بر همگان بی هیچ استثنایی واجب است.

انتهای خبر/

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 5
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • matin IR ۱۱:۴۲ - ۱۳۹۴/۰۲/۱۲
    9 0
    هزار آتش اگر در پوست داري نسوزي گر علي را دوست داري اگر مهر علي در سينه ات نيست بسوزي گر هزاران پوست داري سلام علیکم میلاد باسعادت مولانا امیرالمومنین حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام را خدمت شما بزرگواران تبریک و تهنیت عرض می نمایم بسیار بسیار متن مفید و قابل استفاده ای بود، همچنین اشاره به روایات مختلف از کتب غیر شیعی برای بنده بسیار جالب و قابل توجه بود. امیدوارم که بیش از پیش شاهد این دست مباحث و گفتگوهای علمی با متخصصان دینی باشیم. از خدا برای این برادر بزگوار که انصافا، حق مطلب را ادا کردن توفیقات روزافزون مسئلت دارم و امیدوارم که همینطور خالصانه زیر سایه آقا امیرالمومنین علیه السلام، ثابت قدم واستوار، مدافع ولایت و امامت حضرت باشند.در پایان از شما به خاطر این کفتگوی مفید و ارزشمند بسیار سپاسگزارم. خدا به شما خیر دهد. دم شماگرم! یاعلی مدد
  • روح الله صدیقیان IR ۱۱:۱۵ - ۱۳۹۴/۰۲/۱۴
    3 0
    سلام علیکم. درود خدا برشما که به فکر انجام وظیفه خود در قبال حضرت مولی الموحّدین امام امیرالمومنین علیه السّلام هستید. خوش به سعادت شما که مشول دعای رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم در عید الله الاکبر غدیر می باشید: اللهم انصر من نصره البته کمی هم جای انتقاد وجوددارد که چرا بمطالب به این اهمّیت کمتر پرداخته می شود؟ مخصوصا شما بزرگواران که ریزه خوار خاص امام رضا علیه السّلام میباشید. استدعامی شود که در مورد مطالب مختلف این مصاحبه باز مصاحبه گرفته ؛ ماو جامعه راازاین نکات مهم اعتقادی بهره مند فرمایید. بسیار جای تاسفست که مطالبی که در کتب غیر شیعه هم فراوان آمده؛ما خود از آن بی طّلاع یا کم اطّلاع باشیم: معجزه ردّالشّمس،آیه عذاب واقع،حدیث طیر مشویّ،اهمیّـ مباهله،بعثت انبیا بر نبوّت رسول خدا صلِّی الله علیه وآله وولایت امیرالمومنین علیه السّلام؛ عظمت بی نظیر حضرت ابوطالب علیه السلام و..
  • محمدحسین خادم الحسینی IR ۱۲:۲۰ - ۱۳۹۴/۰۲/۱۵
    2 0
    یک نکته بسیار مهم که باید بدان توجه داشت و البته دشمنان اهل بیت امروز قصد دارند تا این موضوع را مخفی کنند این است که باید دانست امیرالمؤمنین همان پیامبر است و پیامبر همان امیرالمؤمنین.تنها اختلاف این دو بزرگواری در این است که علی پیامبر نیست بلکه امام است. نکته دیگر که امروز مورد حمله دشمنان است حضرت ابوطالب است.متاسفانه امروز جامعه وهابیت سعی در تخریب این چهره دارد، تمام تلاش ها برای این است که گفته شود پدر امیرالمؤمنین مشرک بوده است،شاید با این کار بتوان مشرک بودن پدر خلفا را اینگونه توجیه کرد!!!!!! اما شواهد و دلایل زیادی در دست است که نشان میدهد ایشان مومن بوده است و در روایتی از یکی از معصومین است که به ابوطالب مومن آل فرعون گفته اند ان شا الله که همه ما جزو خدمت گزاران به امیرالمؤمنین باشیم و امید آنکه خداوند پایان کار ما را با شعادت در راه حضرتش ختم کند.
  • يک دوست IR ۱۱:۱۵ - ۱۳۹۴/۰۲/۲۲
    4 0
    سلام سپاس از شما و جناب آقای موحدی که فضایل حضرت امیر علیه السلام را با مطالب متقن و مستند ذکر میفرمایید.
  • روح الله ۱۰:۴۱ - ۱۳۹۹/۰۳/۱۸
    0 0
    احسنت جناب خادم الحسینی "باید دانست امیرالمؤمنین همان پیامبر است و پیامبر همان امیرالمؤمنین.تنها اختلاف این دو بزرگواری در این است که علی پیامبر نیست بلکه امام است" احسنت در مورد نور جمال حضرت ابوطالب علیه السلام کم خدمت کرده ایم امیدست جبران کنیم