تحولات منطقه

آمنه مستقیمی: یکی از پرسشها درباره زندگانی حضرت سجاد(ع) چرایی وارد نشدن ایشان به قیامهای نظامی با وجود بروز و ظهور متعدد این قیامها پس از واقعه کربلا و نیز رویکرد حضرت(ع) در برابر این قیامهاست؛

موضع حضرت سجاد(ع) برابر توّابین و مختار
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

از این رو و به مناسبت فرا رسیدن سالروز ولادت باسعادت ایشان در گفتوگویی با حجت الاسلام والمسلمین مصطفی صادقی، پژوهشگر تاریخ و سیره اهل بیت(ع) و عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی درباره پاسخ این پرسش به بحث و بررسی پرداختهایم که مشروح آن از نظر میگذرد:

 

   چرا پس از واقعه کربلا و با وجود بروز قیامهایی همچون توابین و مختار امام چهارم(ع) دست به قیام نظامی نزده و در صدد براندازی خلافت بنی امیه برنیامدند؟

پس از حادثه کربلا امام زین العابدین(ع) اجازه ندادند اهداف پدرشان لوث شود؛ ایشان پس از بازگشت به مدینه شاید در ظاهر این فکر به ذهن آید که پس از کربلا زمینه فراهمتر بود اما باید گفت به دلیل خفقان سیاسی، کوچکترین حرکت از سوی ایشان با سرکوب شدید دستگاه خلافت مواجه میشد چه بسا درباره دیگر حرکتها این مهم رخ داد. به عنوان مثال در واقعه حرّه با اینکه این حرکت اصلا جنبه شیعی یا دفاع از اهل بیت(ع) نداشت، بشدت سرکوب شد یا بعدتر از آن در ماجرای توابین و قیام آنها سرکوب شد و بیشترشان کشته شدند یا مختار که هیچ یک در ظاهر موفقیت آمیز نبود اگرچه مختار موفق به تشکیل حکومتی کوتاه مدت شد!

از این رو اگر امام سجاد(ع) نیز میخواستند به قیام برخیزند یا حرکتی نظامی انجام دهند، دستگاه حکومت همین شیوه برخورد را در پیش میگرفت، از این رو چارهای برای حضرت(ع) جز تبیین معارف باقی نماند.

افزون بر این، ما بر این باور هستیم که پس از ماجرای کربلا از آنجا که ائمه معصوم(ع) از عدم آمادگی و حمایت مردم و نیز فقدان درک درست آنها از قیام و مکتب و هدف اهل بیت(ع)، آگاه بودند دیگر قیام نظامی از آنها دیده نمیشود، حتی در زمان امام صادق(ع) که برخی حوادث و جریانها رخ داد، بشدت از قیام نهی میکنند، زیرا میدانستند کارهای نظامی و مسلحانه نتیجه بخش نخواهد بود همانگونه که در روایات و اخبار داریم شیعیان که باید پس از پیامبر(ص)، حکومت را به دست امیرمومنان(ع) میداشتند و معارف دین توسط معصومین(ع) تفسیر میشد، اما حتی نمازشان را از عامه مردم میگرفتند، این باعث شد ائمه علیهم السلام برای معرفت افزایی میان مردم به کار فرهنگی و تربیتِ اخلاقی جامعه روی آورند که از جمله این راهها دعاهای امام سجاد(ع) است.

 

   در کنار دستگاه خلافت بنی امیه، حضرت سجاد(ع) با زبیریان نیز در حجاز مواجه بودند، رویکرد سیاسی حضرت(ع) نسبت به این خاندان و عبدا... بن زبیر چگونه بود؟

بله، نکته دیگر مبارزه ایشان با ابن زبیر است، اگرچه او مانند بنی امیه نبود، اما با اهل بیت(ع) دشمنی داشت، تا جایی که در ماجرای جنگ جمل که طلحه و زبیر مقابل امیرمومنان(ع) صف آرایی کردند او اثر داشت و حضرت امیر(ع) تعبیری داشتند مبنی بر اینکه زبیر با ما اهل بیت(ع) بود تا زمانی که فرزندش بزرگ شد!

او ۱۱ سال در مکه و مدینه حکومت کرد و با اهل بیت(ع) نیز دشمنی داشت تا جایی که صلوات بر پیامبر(ص) و خاندانشان را حتی از خطبههای نماز جمعه حذف کرد وقتی از او پرسیده شد چرا بر پیامبر(ص) درود نمیفرستی، گفت: خانواده ایشان سوء استفاده میکنند!

اما امام سجاد(ع) در‌‌همان دوره، مکرر صلوات بر پیامبر(ص) را در دعاهای خود بیان میکنند و این یکی از جلوههای مبارزه سیاسی حضرت(ع) محسوب میشود.

اینکه گفته میشود صحیفه سجادیه و دعا به معنای راز و نیاز و مناجات صرف نیست، بلکه رویکردهای سیاسی آن نیز متعدد و اثرگذار است، یکی بحث صلواتهای مکرر بر پیامبر(ص) و آل اوست که اهمیت بسیار دارد.

 

   رویکرد حضرت(ع) در برابر حرکتهای نظامی که در آن دوران بروز کرد همچون واقعه حرّه چگونه بود؟

 این حرکتها مورد تأیید حضرت(ع) نبود، به عنوان مثال در واقعه حرّه اگرچه برخی فرزندان صحابه در آن حضور داشتند اما امام(ع) تاییدشان نکرد، زیرا اولا تا حضرت سیدالشهدا(ع) بودند ایشان را همراهی نکردند و ثانیا ابن زبیر و دیگران درصدد سوء استفاده از این حرکت بودند علاوه بر این، امام(ع) میدانستند اگر آنها را تایید یا همراهی کنند نه تنها موفق نمیشوند، بلکه دستگاه حکومت ایشان را از حرکتهای دیگر نیز باز میدارد.

قیام توّابین دیگر حرکت مسلحانه و نظامی علیه دستگاه خلافت با رویکرد شیعی است که پس از واقعه کربلا و همزمان با زندگانی امام زین العابدین(ع) رخ داد و ایشان میدانستند همراهی آنها ثمرهای نخواهد داشت.

 به نظر میرسد پس از واقعه کربلا، ائمه(ع) دیگر قیامهای نظامی را بر نمی تافتند، گرچه برخی قیامها مانند قیام زید را تجلیل کردند، اما خود شرکت نداشته و تایید نمیکردند.

برخی از این قیامها اصلا رویکرد شیعی و اهل بیتی نداشت همچون واقعه حرّه؛ گرچه حرّه در مقابله با یزید و پس از کربلا با رویکرد خونخواهی از فرزند پیامبر(ص) رخ داد، اما تنها کسی که از آن بهره برد ابن زبیر بود نه اینکه شایسته سالاری اهل بیت(ع) را رقم بزند، از این رو حتی حضرت سجاد(ع) ظاهرا از مدینه بیرون میروند.

 

   در مواجهه با قیام توابین و مختار چطور؟ راهبرد ایشان چطور بود با توجه به اینکه این دو قیام رویکرد شیعی و داعیه خونخواهی از قاتلان کربلا را داشتند؟

در جریان این دو قیام که در کوفه رخ داد حضرت(ع) شرکت نداشتند و جز آن؛ زبیریان نیز بودند که اگرچه دشمن مشترک همه آنها بنی امیه بود، اما حرکتشان برای دنیاطلبی بود و امام(ع) از همراهی و حمایت آنها دست کشیدند و به دعا روی آوردند. این حرکت در زمان فرزندشان امام باقر(ع) به شکل تدوین بحث و درس و روایات رونق گرفت و در زمان امام صادق(ع) به تعبیر عامه ما به صورت دانشگاه تشیع رونق میگیرد و اینها همه از عصر امام سجاد(ع) آغاز شد، زیرا امام(ع) نشانی از سنت و اهداف الهی را در آنها نمیدیدند بویژه زبیریان که قدرت را میطلبیدند.

مختار شخصیت بزرگی است او توانست انتقام واقعه کربلا را بگیرد و اهل بیت(ع) هم اجمالا از او تجلیل کردهاند.

بنابراین، درباره قیام مختار با همه خوبیها و کشته شدن در راه خدا، انتقام از قاتلان شهدای کربلا و شاد کردن اهل بیت(ع) و تشکیل حکومت شیعی البته در معنای عام آن!، اما آن اهداف عالیهای که امامت و حضرت سجاد(ع) دارند را دنبال نکرده است. در عین حال اهل بیت(ع) از او به دلیل برخی اقداماتش تجلیل کردهاند.

 

   با توجه به اینکه امام سجاد(ع) با علم غیب خود از فرجام قیام توابین آگاه بودند، چرا ورود مستقیم نداشته و مانع کشته شدن شمار زیادی از شیعیان در ماجرای قیام آنها نشدند؟ آیا این عدم ورود حضرت(ع) دلیل سیاسی خاص داشت؟

 آنها شخصیتهای سیاسی خاص همچون سلیمان بن صرد خزاعی و‌‌همان کسانی بودند که از سیدالشهدا (ع) برای آمدن به کوفه دعوت کرده و سپس ایشان را تنها گذاشتند!

شاید یکی از دلایل امام(ع) این بود که ایشان در میان آنها نفوذ لازم را نداشتند و همین اشکالی است بر توابین که با امام(ع) هماهنگ نبودند و اگر نظر ایشان را جویا میشدند قطعا حضرت(ع) از فرجام آنها را انذار میداد.

 

   یعنی میتوان تبعیت و همراهی نکردن امام زمان را یکی از دلایل اصلی شکست و کشته شدن توابین دانست؟

توابین از نظر سیاسی به گونهای عمل کردند که فرجام کارشان مشخص بود و به اشتباه خود در همراهی نکردن امام حسین(ع) معترف بودند و اصلا آنها قیام کردند که خود را به کشتن دهند، بنابراین مختار میگفت چرا قاتلان حضرت(ع) را در کوفه قصاص نمیکنید و به سمت شام میروید!؟

اما آنها مختار را رد کرده و او را طرفدار محمد حنفیه و خود را به صورت تلویحی طرفدار امام سجاد(ع) معرفی میکردند و در کوفه نماندند و در پی پیروزی و اهدافی چون مختار نبودند.

به هر حال آنها با امام(ع) همراه و هماهنگ نبودند، اما در مقایسه با دیگر قیامها، تشیع شان پررنگتر است و میگفتند اگر پیروز شویم امامت را به اهل آن خواهیم داد یعنی امام سجاد(ع).

درباره محمدحنفیه باید گفت که در بزرگی و خاص بودن شخصیت او مناقشهای نیست اما مدتی اختلافی داشتند، اما بنابر برخی روایات، او متوجه شد و امامت حضرت سجاد(ع) را پذیرفت.

باید توجه داشت او در کنار امیرمومنان(ع) در جنگهای جمل، صفین و نهروان حضور داشت و دلیل آنکه برادر بزرگتر اهل بیت(ع) بود و حضرت امیر(ع) هم نسبت به او عنایت داشتند، از جایگاهی خاص در جامعه برخوردار بود و چون اسم و کنیه او با اسم و کنیه مهدی موعود(عج) که پیامبر(ص) وعده داده بودند، یکی بود عدهای به غلط وی را مهدی پنداشتند! از جمله مختار.

 

   اشاره داشتید به صلواتهای مکرر امام(ع) در خلال دعاها و راز و نیازهایشان. از چه باب این صلواتها را میتوان جنبهای از مبارزه سیاسی قلمداد کرد؟ آیا بین این صلواتها و شرایط سیاسی آن دوران و رواج سبّ و لعن خاندان رسالت(ع) رابطه معناداری وجود دارد؟

صحیفه سجادیه مبارزه سیاسی آرام است، زیرا شرایط سیاسی آن دوران، خاص و حساس بود و دشمنی با اهل بیت(ع) بویژه امیرمؤمنان(ع) رواج داشت.

وقتی مجموعه صحیفه سجادیه را مینگریم در مییابیم حضرت(ع) با آنچه جامعه را تضعیف کرده و به قهقرا میبرد به مبارزه برخاستند؛ همچون دنیاطلبی و فساد. ایشان برای آنکه خط اصیل و نسل امامت را حفظ کنند و به عنوان امام برحق باقی بمانند، این مبارزه آرام اما اثرگذار را در پیش گرفتند.

 

   به طور کلی چه نتیجهای از رویکرد سیاسی و اتخاذ راهبردهای سیاسی امام سجاد(ع) بر جامعه اسلامی مترتب شد؟

 امام(ع) شرایط را سنجیدند و با توجه با اینکه دوران خفقان بود و موقعیتی برای حرکتهای ظاهری وجود نداشت، راهبرد فرهنگی و زیربنایی را در پیش گرفتند و آنچه را جدشان و پدر و عمویشان فرصت تبیینش را نیافتند در قالب دعا و روایت تبیین کردند و این مقدمهای شد برای ائمه بعدی(ع)؛ زیرا حرکتهای نظامی پس از کربلا همچون یحیی بن زید، نفس زکیه و دهها حرکت دیگر همگی فرجامشان شکست بود، از این رو، معصومین(ع) صلاح دیدند در شرایط عدم امکان در اختیار داشتن حکومت، به اقدامهای فرهنگی و زیربنایی روی بیاورند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha