رئيس ديوان عالي كشور همراه دهها تن از شخصيتهاي سياسي و مذهبي كشور به شهادت رسيدند. اين حادثه از جمله اقدامهای تروريستي سازمان مجاهدين خلق (منافقین) در سالهاي اوليه پس از پيروزي انقلاب محسوب ميشود. از این رو در گفتوگویی تحلیلی با دکتر جواد منصوری، پژوهشگر و عضو فعالِ جامعه سیاسی و فرهنگی کشور، به بررسی این موضوع پرداخته ایم که از نظرتان میگذرد:
به عنوان پرسش آغازین، چرا سال 1360 نقطه عطفی در تاریخ انقلاب اسلامی ایران محسوب میشود؟
وقایع سال 1360 ریشه در جریانهای قبل از پیروزی انقلاب در سال 1357 دارد و اینگونه نباید تصور کرد که قضایای بعد از انقلاب موجب چنین مسایلی گردید.
قبل از پیروزی انقلاب، طبیعتاً جریانی مبتنی بر اسلام و گفتار امام و جریان دیگر مجموعهای از تحرکهای ضد انقلاب از جمله مارکسیست، منافقان و روشنفکران غرب گرا بود که این جریان با یک نظام دینی و یک فرهنگ ولایت فقیه و بحث حاکمیت یک دولت مستقل، موافقت چندانی نداشت؛ البته گروهی از آنها از بعد فکری و اعتقادی و گروهی دیگر در حد برخوردهای تشکیلاتی به تحرکاتی دست زدند، اما برخورد گروه سوم این جریان که شکلی ائتلاف گونه به خود گرفته بود، تضادی آشتی ناپذیر با جریان اسلام و انقلاب داشتند که یکی از این گروهها، مجاهدین خلق(منافقین) بود.
در حدود سالهای 1358 و 1359، این گروهها بر این باور بودند که میتوانند با شگردهایی خاص از جمله اجتماعها، تهدیدها و چاپ نشریهها و متقابلاً فعالیتهای انتخاباتی به مجلس راه پیدا و در گام بعد ریاست جمهوری را از آن خود کنند. اما پس از انتخاب بنی صدر و تبدیل شدن او به محوری برای تمامیِ جریانهای معارض، آنها امیدی بیشتر یافتند. چنانکه اوج این ماجرا در 14 اسفند 1359 در دانشگاه تهران رخ داد. در آن روز، رئیس جمهور کشور در مقابلِ کمیتههای انقلابی، سپاه پاسداران، حزب جمهوری اسلامی و حتی روحانیون مبارز میایستد و بشدت علیه آنان به صحبت میپردازد. به دنبال این ماجرا در اندک زمانی وقایع سال 1360 و نیز بمب گذاری حزب جمهوري اسلامي به وقوع پیوست.
حربه گروههای ضد انقلابی همچون مجاهدین خلق(منافقین) برای مقابله با انقلاب نوپای ایران چه بود و آیا کشورهای غربی در این میان نقشی بر عهده داشتند؟
سازمان مجاهدین خلق(منافقین) از ابتدای انقلاب اسلامی در بسیاری از نهادها و سازمان و وزارتخانهها نفوذ کرده و یک شبکه بسیار وسیع را تشکیل داده بود که فرماندهی آن به مهدی افتخاری محول شده بود. این شبکه طبیعتاً برای عملیات و جمع آوری اطلاعات و انجام مأموریتهای شناسایی، برای سازمان در مواقع ضروری، رکنی مهم و حساس محسوب میگردید. این در حالی بود که در اوایل انقلاب هنوز سازمانهای اطلاعاتی انقلابی به معنای واقعی خود شکل نگرفته و از تجربه و انسجام کافی برخوردار نبودند. اما شبکه جاسوسی و اطلاعاتی سازمان مجاهدین خلق(منافقین) با بهره گیری از کمکهای رابطان خارجی خود و با تکیه بر تجربه گذشته، توانست به موقعیتی برتر دست یابد.
در ابتدای سال 1360 ائتلاف نیروهای ضد انقلابی که شامل لیبرالها، کمونیستها، تجزیه طلبها و عناصری از این دست میشدند، تصمیم گرفتند تا با عملیات براندازی به آغاز فعالیتهای خود در راستای نابودی مهرههای اصلی انقلاب بپردازند، چرا که آنها شاهد تشکیل دولت، مجلس و قانون اساسی بودند و بخوبی بر این موضوع اشراف داشتند که دیگر جایی برای آنها وجود ندارد. از این رو به فکر سرنگونی نظام افتادند؛ از این رو، در این بین کمکِ سازمانهای اطلاعاتی خارجی را که بخش عمده آنها از سوی کشورهای اروپایی و آمریکایی و بویژه کمکِ غیرمستقیمِ KGB بود، نباید از نظر دور داشت. بر این اساس در اردیبهشت 1360 فعالیتهای خود را در قالبِ انتشار اعلامیه، ترور و سرانجام در 30 خرداد همان سال، اقدامهای مسلحانه خود را با به آشوب کشیدن تهران و چند شهر بزرگ دیگر، آغاز کردند. اما با شکستی عظیم روبهرو و ضربه مهلکی را متحمل شدند. چنانکه تعداد بسیاری از آنها کشته و دستگیر و تعداد بسیار زیادی از محلهای اجتماع آنان مورد شناسایی قرار گرفت. در این راستا گروههای ضد انقلابی، تصمیم به وارد آوردنِ ضربهای شدید، از طریق ترور شخصیتهای انقلابی برآمدند. چراکه دیگر متوجه این موضوع شده بودند که با درگیریهای مسلحانه در سطح شهر و یا با وادار کردنِ مردم به قیام علیه انقلاب، به موفقیتی دست نمییابند.
از جزییات واقعه هفتم تیر برایمان بگویید
سازمان مجاهدین خلق(منافقین) در راستای دستیابی به اهداف خود، طرح ترور شخصیتهای حزب جمهوری اسلامی و انفجار دفتر مرکزی حزب را طراحی و برنامه ریزی کرده بود. اما باید دانست درباره جزییات دقیق این موضوع که چه کسانی به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم و با چه اهدافی در این حرکت ناجوانمردانه حضور داشته اند، آشکار نشده است. آنچه مشهود است، گواه حضورِ یک عاملِ نفوذی در داخل حزب به نامِ «کلاهی» میباشد که جزو شبکه نفوذی و اطلاعاتی مجاهدین خلق(منافقین) بود. سازمان مجاهدین با استفاده از این فرد و آموزشهای لازمی که به او داده بودند، بمبی قوی را در اختیار کلاهی قرار داده که در جلسه مورخه یکشنبه 7 تیر 1360در دفتر حزب جمهوری اسلامی ایران جاسازی کند.
این جلسه به صورت هفتهای و با حضور مسؤولان سه قوه برگزار میگردید و در آن حدود 120 نفر از فعالان انقلابی حضور داشتند تا به بررسی معضلات و برنامه ریزی در راستای پیشرفتِ کشور بپردازند.
جلسه براساس برنامه مقرر خود در ساعت مشخص برگزار شد، اما بمبی که توسط کلاهی داخل سالن جاسازی شده بود، به ناگاه منفجر و سقف سالن روی حاضران فرو ریخت. در پی این ماجرا 72 نفر شهید، 30 نفر به صورت جدی زخمی و در حدود 10 تا 15 نفر که در انتهای سالن قرار داشتند، دچار آسیبدیدگی سطحی شدند.



نظر شما