علاوه بر این همزمان با پیشرفت فناوری شاهد گذار از عصر اقتصاد و صنعت «انرژی پایه» به اقتصاد و صنعت «اطلاعات پایه» هستیم. چنانکه از آن به عنوان «عصر دانش و فناوری اطلاعات» یاد می شود و اساسا در سطح فراگیر جهانی یک پویش جدید و البته آینده دار محسوب می شود که در راس همه اینها شاهد شکل گیری یک فضای جدید در دنیا هستیم تحت عنوان «فضای مجازی».
فضای مجازی واقعا یک فضا است. یعنی ساحت های مختلف و شئون مختلف زندگی در آن باز تعریف می شود و ابعاد متعدد واقعی در زندگی ما دارد. ابعاد اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و البته امنیتی.
انقلاب اسلامی هم یک حقیقت زنده و جریانی واقعی در عصرحاضر دارد که درصدد تغییر نظم مسلط استکباری در دنیا به سمت نظمی جدید بر پایه آزادی مورد نظر آفریننده عالم برای همه انسان ها و در نتیجه مردم سالای واقعی بر پایه اسلام است.
در اینجا سوال اصلی این است که نسبت انقلاب اسلامی و فضای مجازی چیست؟
از لحاظ فرهنگی: سبک زندگی در فضای مجازی؟ نحوه بازتعریف ارتباطات اجتماعی در این فضا؟ روابط مطلوب و روابط نامطلوب اجتماعی؟ اخلاق در فضای مجازی؟
از لحاظ اقتصادی: مکانیزم های ایجاد ارزش افزوده اقتصادی در این فضا؟ ارزش یک کلیک؟ داده وستانده اطلاعاتی؟ گمرک مجازی؟
از لحاظ سیاسی: حاکمیت در فضای مجازی؟ مرز؟ منابع قدرت در فضای مجازی؟ دیپلماسی عمومی از طریق فضای مجازی؟ استکبار مجازی؟
امنیت: امنیت زندگی مجازی شهروندان؟ جاسوسی اطلاعات؟ استعمار اطلاعاتی؟ مرزبانی مجازی؟
در این رابطه 4 رویکرد کلی قابل مشاهده است که براساس هریک قضاوت های مختلف در خصوص جزئیات و شیوه مواجهه و مدیریت فضای مجازی می رسیم.
رویکرد اول: «ما تا حدودی می توانیم». یعنی ما می توانیم فضای مجازی را در مسیر اهداف انقلاب اسلامی به کار گرفته و تا حدودی مدیریت کینم که برای انقلاب اسلامی تهدید ساز نباشد و ضمنا از برخی از فرصت های آن برای انتشار پیام های انقلاب اسلامی بهره ببریم. بر اساس این رویکرد اینکه زیر ساخت های سخت افزاری یا نرم افزار های پایه شبکه را تغییر بدهیم، در لایه های خدمات مبتنی بر شبکه تغییراتی اصلاحی انجام بدهیم و با بومی سازی برخی خدمات اینترنتی از قبیل موتور جستجو و برخی از شبکه های اجتماعی از تولید و انتشار محتوا های خودی و حاوی پیام های انقلاب اسالمی در سطح اینترنت حمایت کنیم.
رویکرد دوم: «ما نمی توانیم». بر پایه این رویکرد، فضای مجازی موجود و بویژه اینترنت موجود یک فضای مجازی بی طرف است که با تشریک مساعی جهانی ساخته شده است فلذا ما نمی توانیم نقش فعالی در مدیریت این شبکه داشته باشیم.
ذیل این رویکرد دو نگاه قوت می یابد: یکی در افراطی ترین شکل خود معتقد است حالا که اینترنت موجود یک سوگیری یک طرفه دارد و تنها مدل قابل تصور از توسعه فضای مجازی است، پس همچون آب های آزاد بین المللی است که ما هم از آن استفاده می کنیم و بدون دخل و تصرف سعی می کنیم به سهم خود محتوایی را در این اقیانوس بریزیم تا ضمن ادای دین خود به آن؛ امیدوار باشیم که با هزینه کردن جهت افزایش محتوای خودی، در این اقیانوس ما هم دیده شویم و چون «ما نمی توانیم» پس به این امید که از موج تکنولوژی آن عقب نباشیم همواره اولین نفری باشیم که با کمترین دخل و تصرف و حتی بدون بررسی تبعات آن، آن را تا اقصی نقاط کشور شیوع دهیم و با خیالی خام، امیدوار باشیم که به موجب این همراهی داوطلبانه با موج تکنولوژی به اصطلاح بین المللی مورد تشویق بین المللی باشیم و امتیازاتی و احیانا اولویت هایی برای پیاده سازی «ورژن های» بعدی برای ما قائل شوند.
اما در نگاه دیگر که به شکل تفریطی بروز خواهد کرد این است که چون «ما نمی توانیم» دخل و تصرف در تکنولوژی داشته باشیم و نگران تبعات نفوذ تکنولوژی خارجی هستیم پس راه را بر اصل تکنولوژی ببندیم تا از صدمات آن در امان باشیم.
رویکرد سوم: «ما نباید بتوانیم». این رویکرد به صورت هوشمندانه از سوی دشمنان انقلاب اسلامی به همفکرانشان در داخل القاء می شود که برای رفع هرگونه تنش یا جلوگیری از سوء تفاهم در خصوص رقابت با غرب ما نباید بتوانیم در تکنولوژی وارداتی اینترنت دخل و تصرف و هرگونه مدیریتی اعمال کنیم. چرا که طرف خارجی و غربی روی این موضوع حساس شده و منافع ما در دنیا به خطر می افتد و نمی توانند به ما اطمینان کنند فلذا ما از علم و دانش و فن آوری محروم می شویم پس براین اساس «ما نباید بتوانیم» در فضای مجازی مدیریت انقلاب اسلامی را طراحی و پیاده سازی کنیم چون موجب تنش می شود!
رویکرد چهارم: «ما قطعا می توانیم». در چهار چوب این رویکرد با توجه به این که اساسا فناوری به عنوان موئلفه مهم قدرت باید در استخدام انقلاب اسلامی باشد به باز طراحی تخصصی ارکان فضای مجازی مبتنی بر نیاز های واقعی پرداخته می شود و از موضع فعال با تداوم وابستگی فناورانه فضای مجازی موجود که تامین کننده منافع طراحان استعمارگر اولیه آن است مقابله می شود.
این رویکرد، شیوه هوشمندانه مبتنی بر فناوری بومی موجود در میان متخصصان جوان کشور را برای مواجهه با فناوری وابسته تجویز می کند. بر این پایه، در عصر حاضر فضای مجازی در لایه های مختلف از زیر ساخت سخت افزاری تامحتوا باید همسو با منافع امت اسلامی باز تعریف شود و با توجه به توان، دانش و تخصص موجود در امت اسلام و ظرفیت جوانان به پاخواسته که مهمترین مزیت در فضای مجازی محسوب می شوند، بایستی بجای رضایت حداقل صرفا به انتشار پیام انقلاب اسلامی در فضای مجازی موجود، با نگاه حداکثری به دنبال انقلاب اسلامی در فضای مجازی باشیم.
برای تحقق انقلاب اسلامی در فضای مجازی بایستی در همه سطوح مختلف فضای مجازی اعم از زیر ساخت، شبکه، سخت افزار، نرم افزار، سرویس و البته محتوا، یکبار دیگر پیام «ما می توانیم» انقلاب اسلامی را به شکلی جدید در قالب شعار های اصلی انقلاب هجی کنیم: «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» و «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی».
*مدیر عامل مجمع فعالان فضای مجازی انقلاب اسلامی (فرا)




نظر شما