تحولات منطقه

گروه هنر / لیلا کردبچه - با آغاز سال تحصیلی جدید، موضوع کتابهای درسی و آثار انتخاب شده برای درج در آنها بازهم مورد توجه قرار گرفته است.

چرا برخی از شعرهای خوب در کتاب‌های درسی نیامده است؟
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

این پرسش همیشه در بین اهالی ادبیات و دوستداران شعر مطرح بوده است که چرا بعضی از شاعران خوب ادبیات فارسی سهم چندانی در کتابهای درسی ندارند و از شماری دیگر چند شعر آمده است.

دکتر محمدرضا سنگری، شاعر و استاد دانشگاه و عضو هیأت تألیف کتابهای درسی دراین باره توضیح داده است.

 

  در کتابهای درسی ادبیات، در دورۀ دبیرستان، به شاعران معاصر پرداخته شده، امّا جای خالیِ آثاری از شماری از ایشان، حس می‌شود. در تألیف کتابهای درسی ادبیات فارسی، چه ملاکی برای انتخاب اثر از میان شاعران معاصر وجود دارد؟

- معمولاً کتابهای درسی مبنی بر یک برنامه‌ نوشته می‌شود و اجزای کتاب درسی از همان برنامۀ نوشته ‌شده پیروی می‌کند. یعنی ما برنامه‌هایی داریم که تعیین می‌کند چه مطالبی باید در کتابهای درسی لحاظ شود و چه نوع متونی باید برای دانش‌آموزان در نظر گرفته شود.

 مثلاً وقتی در برنامۀ تدوین‌شده، مقولۀ «هویّت زبان فارسی» را داریم، باید از متونی که معرّف زبان فارسی هستند، استفاده کنیم، یا مقولۀ «عشق‌ورزی نسبت به وطن و سرزمین»، انتخاب آثاری در همین‌ راستا را ایجاب می‌کند، یا مثلاً مفاهیمی چون «شهید و شهادت»، «دفاع مقدس»، «احترام با قانون» و... درحقیقت برنامۀ درسی که در اختیار مؤلفان قرار می‌گیرد، به انتخاب اثر سمت ‌و سو می‌دهد.

پس چنین نیست که مؤلف دستش کاملاً باز باشد که هر شعری را از هرجایی بیاورد و در کتاب درسی بگنجاند، بلکه اثر انتخابی باید با برنامه‌ها همخوانی داشته باشد. این مسأله، تنها در کشور ما نیست، بلکه در کشورهای دیگر هم وضع برهمین منوال است. من برای تألیف‌ کتابهای درسی، به کشورهای دیگری که سفر کردم، برنامۀ تألیف کتابهای درسی‌شان را از نظر گذراندم. در کشورهای دیگر هم سیاستی کلی برای برنامۀ درسی و تألیف کتابهای درسی دارند که سمت‌وسوی مطالب مندرج در کتابها را تعیین می‌کند.

 

  کتابهای ادبیات فارسی دورۀ دبیرستان برمبنای تفکیک انواع ادبی، تألیف و تدوین شده‌ و در هر بخش، نمونه‌هایی از ادبیات قدیم و ادبیات معاصر و گاهی ادبیات کشورهای دیگر گنجانده شده است، امّا در شماری بخشها، با وجود نمونه‌هایی هم در ادبیات قدیم و هم در ادبیات معاصر، به استفاده از متونِ یک بخش اکتفا شده؛ مثلاً در بخش «ادبیات حماسی» در کتابهای ادبیات فارسی تنها از شاهنامۀ فردوسی نمونه داریم و مثلاً به آثاری چون «آرش کمانگیر»، سیاوش کسرایی و «آخر شاهنامه»، اخوان‌ ثالث اشاره نشده است.

گاهی اثری، در جای دیگری از کتابهای درسی آمده و به این دلیل در بخش مورد نظر، نیامده است. مثلاً از اشعار حماسی اخوان، «خوان هشتم» در جای دیگری از کتابهای ادبیات فارسی دبیرستان آمده، یا بخشهایی کوتاه از «آرش کمانگیر»، سیاوش کسرایی در یکی از کتابهای دورۀ ابتدایی آمده است. امّا وقتی صحبت از حماسه می‌شود، شاهنامۀ فردوسی، شاخصترین اثر در این زمینه در ادبیات فارسی است. ما از «خاوران‌نامه» یا آثار حماسی دیگر در بخشهای دیگری استفاده کرده‌ایم. ما آثار حماسی بسیاری داریم، مثل «بهمن‌نامه»، «گشتاسب‌نامه» و... امّا حقیقت این است که آثار حماسیِ دیگرِ ما در مقایسه با شاهنامۀ فردوسی، خیلی افقشان پایین است و قرار گرفتنشان در کنار شاهنامه، سطح ادبی شاهنامه را مخدوش می‌کند؛ چون وزنِ آنها یکی نیست. فردوسی، معادلِ آنها نیست و فردوسی، شناسنامۀ هویّت ملی ماست.

ما همین مسأله را در انتخاب آثار از دیگر شاعران نیز لحاظ کرده‌ایم، مثلاً از شاعری ممکن است هفت‌ هشت ‌بار شعر آورده‌ باشیم، ولی از شاعری دیگر، تنها یک ‌بار.

 

 دقیقاً همین مسأله ‌را درمورد انتخاب اثر از خاقانی در کتابهای دورۀ دبیرستان دیدم. خاقانی، شاعر قابل‌ توجهی است، امّا تنها دو بیت از او در کتابهای ادبیات دبیرستان آمده. چرا در مقایسه با دیگر شاعران، از اشعار خاقانی کمتر استفاده کرده‌اید؟

- زبان خاقانی، زبان دشواری است. جز یک نمونۀ «هان ای دل عبرت‌بین، از دیده عِبر کن هان!/ ایوان مداین را آیینۀ عبرت دان) که در کتابهای درسیِ دوره‌های دیگر آمده، بقیه اشعارش برای دانش‌آموزان قابل طرح نیست و سنگین است. 

 

  مثلاً می‌شد در بخشی که به حبسیّات پرداخته‌اید، بیتهایی از قصیدۀ حبسیۀ او با مطلع «راحت از راهِ دل چنان برخاست/ که دل اکنون ز بند جان برخاست» را انتخاب کنید که اتفاقاً ابیات قابل ‌فهمی برای دانش‌آموزان دارد.

 دلیل انتخاب نکردن، گاهی هم چیز دیگری است؛ مثلاً انتخاب برخی بیتهای ساده یا ساده‌تر از یک اثر، ممکن است انسجام متن را از بین ببرد و اثر از یکدستی خارج شود.

مثلاً ما در تألیف کتابهای درسی، وقتی می‌خواهیم از حافظ غزل انتخاب کنیم، از بین تمام غزلیّاتش، تنها به بیست غزل می‌رسیم و با بررسی بیشتر، می‌بینیم که در آخر، چهار یا پنج غزل می‌ماند که برای دانش‌آموزان، پیچیدگی معنایی نداشته باشد.  گاهی مفاهیمی وجود دارد که درک آنها برای دانش‌آموزان سخت است (دانشگاه فرق می‌کند)، یعنی گاهی مفاهیمی در شعرها هست که توضیح‌دادنشان هم برای بچه‌ها مشکل‌ساز است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha