و میشنویم و آرام آرام همین باورهای ذهنی تک تک آدمهای یک جامعه به یک باور عمومی تبدیل میشود که کسی نمیداند از کجا و چگونه وارد فرهنگ یک ملت شده است.
از طرف دیگر یکی از رایجترین آفتهای فرهنگی هر جامعهای «قضاوت و پیشداوری و یا قضاوت براساس ظاهر» افراد است، حال تصور کنید قضاوت کردن براساس ظاهر افراد فرهنگ بشود و تصور ایجاد شده با عنوان باور هم به یک عادت عمومی و شاید کمی فرهنگ مبدل شود، دیگر نمیتوان به راحتی خیلی چیزها را تغییر داد.
برای مثال، در سالهای اخیر (نزدیک به دو دهه) به سبب برخی اتفاقات و مشاهدات عمومی از قبیل دیدن افراد دستگیر شده در طرحهای پلیسی که ظاهری غیرمعمول مثلاً ورزیده و تنومند دارند، نوع نگاه اکثر آدمها را به کسانی که هیبت مشابهی دارند، تغییر داده و در وهله اول تصور مثبتی ندارند، هر چند که اصل این است، نباید افراد را براساس ظاهر قضاوت کرد.
* باشگاه غول پیکرها
آنچه در اشاره گفته شد، برای این بود که بهانهای کوچک داشته باشم تا بگویم بسیارند آدمهایی که ظاهر و باطنشان هیچ شباهتی با هم ندارد، برای مثال به محل تمرین تعدادی از همین آدمها میروم که هیبتی درشت و اندامی تنومند دارند که وقتی در خیابانی خلوت یا ساعات شب با یکی از آنها روبهرو میشوی، باید بترسی، اما داستان چیز دیگری است، آنها در حال تمرین برای مهربانتر شدن هستند.
در ابتدا با چند نفر دست میدهم و مراقبم تا انگشتانم آسیب نبیند، هر چند در حالت عادی از جمله آدمهای قد بلند محسوب میشوم، ولی اینجا برای همکلام شدن باید رو به بالا نگاه کنم تا صورتش را ببینم.
کنار تشک تمرین چوب و چاقو و کلاهکشی گذاشته شده و نعرههای مربی سفید موی سختگیرشان که بعد فهمیدم از تکاوران دریایی بوده نمیگذارد متمرکز چیزی بشوم. البته دو مربی دیگر هم به نامهای دهقانی و خندان هم هستند که هیجان کار چند برابر میشود .
چند نفری هم دیر به کلاس تمرین رسیدهاند، آنها حتی به من که فقط تماشاگر هستم، احترام رزمی میگذارند، بعد از اجازه مربی، پا روی تشک میگذارند. آموزشها برای دفاع در برابر مهاجمان چوب و چاقو به دست است و مربی جوان تر از شاگردانش میخواهد کمی خشنتر باشند، اما مراقب باشند که موجب آسیب حریف تمرینی نشوند.
راستش را بخواهید وقتی تنومند باشی و فنون رزمی را هم بدانی، کمی وسوسه میشوی که از تواناییهایت استفاده کنی و همین وسوسه است که کار بعضیها را به کلانتری و احتمالاً زندان میکشاند.
«بادیگارد» تربیت می کنیم
رئیس هیأت مدیره شرکت « اسپاد » می گوید بیش از نیمی از عمر 40 ساله اش را صرف ورزش کرده، میگوید: سال 88 تصمیم گرفتیم شرکتی به ثبت برسانیم و خدماتی همچون تشریفات و مراقبت ارایه دهیم.
شرکت با اما و اگرهای فراوان ثبت شد، ولی معمولاً اولین بودن در هر چیزی مشکلات خاص خودش را دارد، کسی ما را نمیشناخت و از شیوه کارمان چیزی نمیدانست، چون نوپا بودیم.
او ادامه میدهد: تهیه کت و شلوار مشابه در ماههای اول یکی از چالشهای جدی بود، چون باید خودم از طرف شرکت آن را در اختیار اعضا میگذاشتم، ولی ناامید نشدم و هر روز به تعداد دوستانمان در مجموعه افزوده میشد و هم اکنون 55 عضو داریم که پنج نفر خانم و 50 نفر آقا هستند. که تعداد زیادی از این اعضا در رشتههای مختلف ورزشی همچون رشتههای رزمی و کشتی دارای مقام کشوری هستند.
بلوچ در پاسخ به پرسش دیگرم درخصوص نوع خدماتی که ارایه میدهند، میگوید: ما سه سطح خدماتی داریم که به ترتیب عبارتند از مراقبت، مراقبت و تشریفات، تشریفات.
وی اظهار میدارد: نکته کلیدی و شرط ارایه خدمت از سوی ما به افراد حقیقی و حقوقی، داشتن مجوز متقاضی برای فعالیتی است که قرار است از ما خدمت دریافت کند، یعنی اگر قرار است مراسمی را پوشش دهیم، باید مراسم رسمی و دارای مجوز باشد.
او اضافه می کند: متأسفانه در همین چند هفته اخیر دو تیم مراقبتی غیرمجاز با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی شناسایی و دستگیر شدند که چند جوان به صورت غیرمجاز در قالب تیمهای مراقبتی اقدام به پوشش مراسم میکردند.
* تمرینات فشرده برای آرامش
بلوچ در پاسخ به پرسشم درخصوص آموزشهای مختلف تیم میگوید: علاوه بر تمرینات فشرده حرکات رزمی و دفاع شخصی، کلاسهای متنوعی برای کنترل خشم، مدیریت بحران، زبان بدن، و موارد مشابه برگزار میکنیم، چرا که انتظاری که از ما دارند، فراتر از افراد دیگر است و قرار است در صورت بروز اتفاقات یا شرایط بحرانی، اوضاع را مدیریت کنیم، به همین دلیل باید خونسرد بودن را تمرین کنیم.
او از قوانین و قواعد حاکم بر کارشان میگوید که آدمی را یاد فیلمهای جیمزباند میاندازد یا اینکه همان توصیه دوران کودکی که نباید از غریبهها خوراکی گرفت، هنوز یکی از دستورهای اصلی گروه است.
در زمان کار آنها، تیم تدارکات ویژه دارند و تنها اجازه دارند در زمانهای مشخص و از افراد معینی خوراکی گرفته و مصرف کنند. البته سیر نگهداشتن این افراد که به سبب فیزیک بدنی نیازمند چند وعده غذا هستند، در زمان مأموریت کار سادهای نیست.
کلام آخر اینکه اگر در مراسمی رسمی مردان سیاهپوشی را دیدید که آرام و ثابت نظارهگر مراسم هستند، بدانید که مردان اسپاد آنجا را در کنترل خودشان دارند.





نظر شما