در اینکه شخصیت انسان معلول چه عواملی است، دیدگاه هایی متفاوت ابراز شده است، برخی شخصیت را وراثتی میدانند و بر این باورند، شخصیت هر فردی، از پیش تعیین شده و ویژگیهای او با وی متولد میگردد. در این صورت هیچ جایی برای تأثیر عوامل بیرونی در شخصیت آدمی باقی نمیماند و اگر کسی بخواهد با تربیت و عوامل بیرونی، شخصیت آدمی را از آنچه که هست، دگرگون کند، باید بتواند ساختار وراثتی او را بر هم زند تا بتواند بر خلاف آنچه هست، ساختار وجودی او را شکل دهد.
برخی بر خلاف دیدگاه نخست، نقش وراثت و ساختار فیزیولوژیک انسان را نادیده گرفته و تنها عامل مؤثر شخصیت را تربیت و عوامل محیطی میدانند. بر اساس این دیدگاه، شخصیت هر کسی با انتخاب و آگاهیهای خود او ساخته میشود تا آنجا که یکی از مدافعان این نظریه میگوید: اگر کودکی به من بدهند، میتوانم با تربیت و به کارگیری عوامل بیرونی از او یک کشیش یا یک جنایتکار حرفه ای بسازم.
به نظر میآید، دیدگاه های یاد شده هر دو به افراط و تفریط رفته اند؛ زیرا شخصیت پر تنوع آدمی، چیزی نیست که تنها معلول ساختار فیزیولوژیک و عوامل درونی باشد و یا پدیده ای شکل گرفته از تربیت و عوامل بیرونی دانست، بلکه شخصیت، سازمانی پیچیده است که از حالات و خصایص جسمانی و روانی تأثیر میپذیرد .
دیدگاه قابل قبول که تلفیقی از نظریه اول و دوم است، دیدگاه اسلام است كه شخصيت را هم متأثر از عوامل درونی و سرشتي ميداند و هم از عوامل محيطي و بیرونی:
1- عوامل سرشتی
تأثیر عوامل سرشتی در شاکله و شخصیت انسان، امری غير قابل انكار است و به تجربه نیز ثابت شده است که فرزندان آدمی، افزون بر آنکه در صورت و اندام خود، صفاتی را از نیاکان خود به ارث میبرند، اغلب در شاکله شخصیتی خویش نیز از آنان ارث میبرند، «فإن العرق دساس»
قرآن کریم، آن گاه که از شخصیت رشد یافته افراد گفت و گو میکند، بی درنگ به شاکله تأثیر گرفته آنان از روحیات و رفتارهای نیاکانشان اشاره کرده است.
و نیز در قرآن، آیات دیگری وجود دارند که میتوان از آنها رابطۀ اثر پذیری شخصیت انحطاط یافته فرزندان آدمی را با شاکله منفی نیاکانشان استفاده کرد. قرآن درباره فرزندان قوم نوح میفرماید: «اگر آنان را باقی گذاری، بندگانت را گمراه میکنند و جز بدکاران نا سپاس نزایند».
2- عوامل محیطی
عوامل محیطی، عواملی بیرونی و خارجیاند که آنها نیز در ساختار شخصیت انسان تأثیر دارند. یکی از عوامل تأثیرگذار بر شخصیت انسان، خانواده و فرهنگ حاکم بر آن است. بدیهی است که اگر انسان در خانوادهای سالم پرورش یابد، اغلب از شخصیتی سالم و بهنجار برخوردار میشود، چنانکه اگر در خانوادهای ناسالم به سر برد و از تربیتی درست و فرهنگ سالم خانواده محروم باشد، اغلب دارای شخصیتی ناسالم و نابهنجار خواهد شد. روایت معروف «کلّ مولودٍ یولد علی الفطره و إنّما ابواه یهوّدانه و ینضّرانه...» دلیلی بر این مطلب است.
دیگر عوامل محیطی که در شکل گیری شخصیت انسان تأثیر فراوانی دارند، بسیارند، فرهنگ جامعه، قدرت سیاسی و اقتصادی، بینش و دانش، محیط کار و مدرسه، تقلید و همانند سازی با الگوها و حتی آب و هوا و شرایط محیط زیست، از شمار این عوامل هستند.
*پژوهشگر بنیاد پژوهش های آستان قدس رضوی



نظر شما