یک شکل غریب با دو رنگ مسلط قهوه ای و آبی... پر از اشکال هندسی و ساده و در عین حال پیچیده. بیشتر تصویر را مشتقات رنگ قهوه ای در برگرفته است و تنها در پایین و گوشه بالایی بوم تصویری از شیء آبی رنگ دیده می شود که با توجه به تضاد نوری اش با محیط پیرامونی، سریع چشم را به سمت خود هدایت می کند.
ابزار شباهتی به چیزی که برایمان آشنا باشد ندارد، اما نام تصویر می گوید که این درون یک ساعت است و یا ساعت با نگاهی دیگر. به هرحال، نتیجه یک آشنایی زدایی از ساعتی است که همه روزه شاهدش هستیم.
نقاش مخاطبش را به تأمل در باب این ابزار کوچک و ساده وامی دارد.
دو بخش آبی رنگ تصویر یکی درون اضلاع هندسی است و دیگری گویا از بیرون وارد تصویر شده است.
گویی این دو که از نظر فاصله یکی از دورترین حالات ممکن را در تصویر دارا هستند، با توجه به یکرنگ بودن در ادامه هم دیده می شوند. این خلاقیت تصویری، ناخودآگاه ذهن تماشاگر را از بیرون از این دستگاه به داخلش هدایت می کند و از قضا در داخل زندانی اش می کند، جایی در میان تمامی اضلاع یک شکل و بی روح هندسی.
ساعت، این تیک تاک گر کوچک، بازداشتگاه موقت ماست. همیشه حرکت می کند، همیشه گذشتن را به یاد می آورد و جمله معروف فیلسوف یونانی را به یاد می آورد که هیچ گاه نمی توان در رودخانه ای دوبار قدم گذاشت.
به ساعت نیز نمی تواند بیش از یک بار نگاه کرد؛ زیرا با هر نگاه، ساعت تغییر کرده و زمانی دیگر را در خود محبوس می کند. هر بار نگاه کردن به ساعت با بار دیگر به شدت تفاوت دارد. هر بار ساعت معنای جدیدی را در خود دارد، هر بار حسی جدید را منتقل می کند و همیشه و هر لحظه تغییر می کند.این ابزار کوچک تیک تاک گر در عین آرامی و کم سر و صدایی، به شدت بی رحم و خشن است. گاه اذیت می کند، نمی گذرد، سخت می گیرد، سلانه سلانه راه می رود و گاه بدون تأمل، آن گونه موهایت را سپید می کند که نمی فهمی...!




نظر شما