وداع با آقای شهید ایران

۲۴ تیر ۱۳۹۱ - ۰۹:۴۴
کد مطلب: ۵۸۹۳۹

پرونده عروس خون‌بس، زن جوانی که متهم بود رقیب عشقی‌اش را به قتل رسانده است با اعدام وی برای همیشه بسته شد.

عروس «خون‌بس» اعدام شد
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

به گزارش قدس آنلاین به نقل از شرق، این زن 28ساله که مریم نام ‌داشت شش سال قبل متهم شد دختری جوان را به قتل رسانده ‌است اما او تا آخرین لحظات بر بی‌گناهی‌اش پافشاری کرد و گفت قاتل نیست. پلیس شش سال قبل در پی وقوع قتل بعد از چندین ماه تحقیقات مریم را که متواری شده‌ بود به اتهام قتل دختر 16ساله بازداشت کرد.

این زن در اعترافات اولیه‌اش گفت با همدستی مردی، دختر نوجوان را به قتل رسانده‌ و قاتل اصلی مرد جوان بود. او در توضیح آنچه اتفاق افتاده ‌بود گفت: 16ساله که بودم پدرم بدون اینکه رضایت داشته ‌باشم من را به عنوان عروس خون‌بس به قبیله‌ای داد که قبیله ما با آنها درگیری داشتند. در آن درگیری‌ها که سال‌ها ادامه داشت بیش از 22 مرد از هر دو قبیله کشته شده‌‌ بودند. با اینکه رضایتی برای این ازدواج نداشتم مجبور شدم به خانه مردی بروم که می‌دانستم او هم من را دوست ندارد. بعد از مدتی با مادرشوهرم دچار اختلاف شدم.

او گفت می‌خواهد دختر دیگری به نام (ر) را که از اقوام من بود به عقد پسرش دربیاورد. او گفت این‌طور نه خون‌بس به هم می‌خورد و نه من را تحمل کرده‌است. پدر من رییس قبیله بود و این کار سرشکستگی بزرگی برایش محسوب می‌شد. مدتی بعد متوجه شدم شوهرم با آن دختر رابطه دارد ضمن اینکه آن دختر با خواهرم دوست شده‌ و رفتاری کرده ‌بود که اگر خانواده‌ام می‌فهمیدند دوباره خونریزی به پا می‌شد. موضوع را با جاری‌ام در میان گذاشتم او گفت کسی را می‌شناسد که حاضر است با آن دختر رابطه داشته باشد آن‌وقت ما هم از این رابطه فیلمبرداری و با این فیلم دختر را تهدید می‌کنیم تا دیگر کاری به زندگی تو نداشته ‌باشد.

متهم در مورد شب حادثه گفت: طبق نقشه دختر را به خانه کشاندم و با هم جروبحث کردیم. من هلش دادم و سرش به دیوار خورد. دخترک بیهوش بود. موضوع را به مردی که برای برقراری رابطه با او آمده ‌بود، گفتم. می‌خواست فرار کند اما تهدیدش کردم و او هم گفت باید کار را تمام کنیم. بعد دستش را دور گردن دختر نوجوان انداخت و او را خفه کرد. وقتی مرد جوان و جاری‌ام رفتند من رختخواب‌ها را روی جسد ریختم و خانه را آتش زدم و فرار کردم. فکر می‌کردم جسد می‌سوزد و همه تصور می‌کنند جسد متعلق به من است و من هم زندگی‌ مخفیانه‌ام را شروع می‌کنم. آن‌طور که بعدها متوجه شدم جسد کامل نسوخته و شناسایی شده‌بود و بعد از چند ماه فرار هم بازداشت شدم. این زن بعد از چند جلسه بازجویی اعترافاتش را پس گرفت و گفت در قتل تنها بوده است.

پرونده با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست برای محاکمه متهم آماده‌ و مریم بعد از برگزاری جلسه دادگاه به قصاص محکوم شد. درست زمانی که مریم به رای صادره اعتراض کرده ‌بود دو برادرش نقشه قتل او و مردی را که مریم مدعی شده‌بود با او همدست است کشیدند. برادر کوچک‌تر با رفتن به زندان مریم را در سالن ملاقات هدف گلوله قرار داد اما این زن به‌طور معجزه‌آسایی زنده ماند. چند روز بعد مرد جوانی که مریم در اعترافات اولیه‌اش گفته ‌بود قاتل اصلی است توسط برادر دیگر مریم هدف گلوله قرار گرفت و به رغم اینکه هفت ‌تیر به بدن او شلیک شده ‌بود مرد جوان هم زنده ماند اما در بیمارستان گفت از هیچ‌کس شکایت ندارد. به این ترتیب برادر مریم آزاد شد. مدتی بعد دیوان‌عالی کشور رای صادره را مورد تایید قرار داد. تایید حکم باعث شد مریم نامه سرگشاده‌ای خطاب به رییس قوه‌قضاییه بنویسد و از او بخواهد رای صادره را نقض کند. او در این نامه نوشته بود به دلیل وعده‌هایی که خانواده همدستش به او داده‌ بودند اعترافاتش را پس گرفته و حالا می‌خواهد یک‌بار دیگر واقعیت را بگوید. با این حال در مرحله استیذان هم رای صادره مورد تایید قرار گرفت چراکه گفته شد مدارک علیه دختر جوان کافی است.

وکلای مریم در ادامه درخواست اعاده دادرسی را ارایه دادند و در حالی‌که پرونده در حال رسیدگی بود عروس خون‌بس دو بار پای چوبه‌دار رفت اما هر بار اجرای حکم متوقف شد. در این مدت وکلای مریم مدارکی را که در اختیار داشتند به دیوان‌عالی کشور ارایه کردند و در حالی‌که پرونده در شعبه 4 دیوان در حال رسیدگی بود به شعبه 17 فرستاده شد و درخواست اعاده دادرسی مورد بررسی قرار گرفت و چند روز بعد مدارک کافی دانسته نشد و درخواست وکلای مریم رد شد. صبح روز پنجشنبه -دو روز بعد از ارسال پرونده به شیراز- مسوولان اجرای احکام یک‌بار دیگر مریم را پای چوبه‌دار بردند. به رغم درخواست‌هایی که برای رضایت از اولیای‌دم شده‌بود، آنها حاضر به گذشت نشدند و مریم که همچنان ادعا می‌کرد بی‌گناه است به سمت چوبه‌ دار رفت و چند لحظه بعد پرونده عروس خون‌بس با مرگ او برای همیشه بسته شد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • ايراني IR ۱۵:۰۱ - ۱۳۹۱/۰۴/۲۴
    4 1
    بسيار متاسف شدم. نمي دانم اينهمه عجله براي اعدام شخصي که هنوز ابهامات زيادي در پرونده اش وجود دارد چيست؟ اگر خداي ناکرده ذره اي از اين ابهامات واقعيت داشته باشد، تکليف شخصي که اعدام شده چيست؟ چرا بايد زندان مملکت ما اينقدر بي در و بي پيکر باشد که شخصي بتواند با استفاده از گلوله اقدام به قتل يک زنداني کند؟ چرا شخصي که هفت گلوله به بدنش اصابت کرده و در آستانه مرگ بوده، هيچ شکايتي از ضاربان ندارد؟ آيا بدليل ترس از اقدام تلافي جويانه نبوده؟ چرا حکومت نبايد از لحاظ جنبه عمومي، ضارب را محاکمه و مجازات کند؟ مگر نگهداري و استفاده از اسلحه گرم جرم نيست؟ (در حاليکه حمل چاقو اقلا شش ماه زنداني دارد. ) حال اين شخص از اسلحه استفاده هم کرده و با قصد کشتن و نه ارعاب به او شليک کرده بود. در حاليکه در اين پرونده اشخاص زيادي دخيل بودند خبر از مجازات هيچکدام بجز اين زن جوان نگونبخت نيست. مثلا نقش شخصي که تير خورده بود، جاري زن جوان، برادران وي و ديگر اشخاص دخيل. نمي دانم چرا اينگونه رفتار کردند و با عجله و با ابهامات فراوان و در روز جمعه که قوه قضاييه تعطيل است و به نوعي عيد مسلمين محسوب مي شود، اين زن اسير و بي پناه و نگونبخت را اعدام کردن؟ چه کساني از زنده بودن او واهمه داشتند و با مرگ او و پنهان شدن بعضي حقايق، خيالشان راحت مي شد؟ واقعا دنياي عجيبي است. حکايت اين پرونده هم مانند پرونده زن نگونبخت ديگر، شهلا جاهد است که ابهامات زيادي هنوز هم در ذهن مردم وجود دارد.
  • رامين IR ۰۸:۵۷ - ۱۳۹۱/۰۴/۲۵
    0 2
    كدام عجله؟ چندين سال است كه عزيزان در قوه قضائيه مشغول بررسي اين پرونده هستند. واقعا عجيب است به جاي آنكه از اقدامات قاطع قوه قضائيه كه منطبق با شرع مقدس و نص قرآن كريم است حمايت شود سعي در زير سوال بردن تلاشهاي اين عزيزان مي شود.