سالروز شهادت او بهانهای است تا بخشی از این گفتهها را بار دیگر مرور کنیم.
دکتر غلامعلی رجایی از جمله پژوهشگرانی است که در خصوص زندگی ایشان دست به تحقیقات جامعی زده است و حاصل این تحقیقات در کتابی منتشر و چاپ شده است. به بهانه این مناسبت گفت و گویی با ایشان داشتهایم که تقدیمتان میکنیم.
* شما کتاب ارزشمندی را در خصوص شهید رجایی نوشته اید که بسیاری از محققان و پژوهشگران از آن استفاده میکنند. چرا ایشان را انتخاب کردید؟
** اگر عواملی وجود نداشته باشد که انقلابها را بر مبنای اهداف اولیه آن حفظ کند، قاعدتاً شخصیتهایی که برای پیروزی و به ثمر رسیدن آن تلاش کرده اند، ممکن است از آن آرمانها و ارزشهای اولیه فاصله بگیرند. میتوان گفت، چون پس از پیروزی راه طولانی میشود، لازم است در هر چند قدم علایم و پرچمهایی برای نشان دادن راه وجود داشته باشد. مثل فردی که در بیابان حرکت میکند و برای گم نشدن در بیابان به ستارگان نگاه میکند. این نشانه های انقلاب میتوانند، انقلاب را حفظ کند تا نسلهایی که پس از آن میآیند، به آنها نگاه کنند و انقلاب را در آینه آنها ببینند.
یکی از دلایلی که باعث شد این کار را در ۱۵ سال پیش انجام دهم، این بود که احساس میکردم ممکن است انقلاب به سوی تجملات و دور شدن از ارزشهای خود حرکت کند، در آن مقطع یکی از چهرههایی که تشخیص دادم میتواند پس از امام در این مسیر مؤثر باشد، شهید رجایی بود؛ فردی است که به قول خود کارش را از پابرهنگی و دستفروشی شروع میکند و با سختیهای بسیار خود را به کسوت معلمی میرساند و پس از آنکه در تهران معلم نمونه میشود و قرار است وزیر فرهنگ وقت به وی مدال بدهد، در مراسم شرکت نمی کند؛ چون معتقد است نظام حاکم نظامی غیر مردمی است.
* چطور میتوان ساده زیستی شهید رجایی را باور کرد و آن را نوعی تظاهر ندانست؟
**برجسته ترین صفت شهید رجایی ساده زیستی ایشان بود. این ساده زیستی مظاهر بسیاری دارد؛ مثلاً رئیس دفتر وی میگوید ما دو سه دست مبل راحتی در اتاق انتظار نخست وزیر گذاشته بودیم. ایشان وقتی مبل ها را دید، گفت : هر کسی روی اینها بنشیند، خوابش میبرد. اینجا اتاق بیداری است و گفت همین صندلی های معمولی که خودتان هم نشستهاید، کفایت میکند. ایشان بخشنامهای صادر کرده بود که وزیران در بدترین اتاقهای وزارتخانه ساکن شوند و یا در بخشنامهای دیگر به مسؤول بازرسی گفته بود، هر جا خودروی بنز دیدی، آن را متوقف کن.
آیا چون خاستگاه ایشان از طبقه محروم جامعه است این گونه عمل میکند. نه، این گونه نیست. شهید رجایی معتقد بود که اگر نیروهای انقلاب به ظواهری همچون مبل و ماشین بنز دل خوش کنند، بتدریج استحاله و در فرهنگ تشریفاتی هضم میشوند و دیگر انقلاب را درک نمیکنند.
خواهر ایشان روزی شهید رجایی را در حال سخنرانی میبیند، به فرزندش میگوید: «یوسف! بیا ببین داییات کت نو پوشیده است»؛ یعنی حتی پوشیدن لباس نو برای خواهر آن بزرگوار عجیب بود.
شهید رجایی در سفری به مشهد وقتی استقبال کنندگان را میبیند، میگوید من از خودرو پیاده نمیشوم. میگویند آخر اینها مدیرکل هستند برای استقبال آمدهاند. میگوید پس چرا کار مردم را تعطیل کردهاند و آمدهاند اینجا؟ سرانجام از خودرو پیاده شد و دستور داد همه جمع شوند. به آنها گفت : مردم در ادارات منتظر شما هستند و هر کسی که با شما کار داشته باشد، میگوید رفته است استقبال نخست وزیر و مردم به من و شما فحش میدهند. برگردید و به کارهایتان برسید. ایشان حتی وقتی میخواست هیأت دولت را به دیدار امام ببرد، آنها را با اتوبوس میبرد و جالب اینکه در ابتکار سفرهای استانی ، شهید رجایی از اتوبوسی استفاده میکرد که صندلیهایش را جمع کرده بود تا هیأت دولت بتوانند گردهم بنشینند و کارشان را دنبال کنند.
* معمولاً در تمامی تصاویری که از ایشان منتشر شده است، چهره آرامی را میتوان مشاهده کرد. ایشان چقدر در تصمیمگیری هایشان به رغم این چهره آرام، قاطعیت داشت؟
** ایشان چون لذت ایمان را چشیده بود، به اطمینان رسیده بود و این موضوع نفی قاطعیت ایشان نیست؛ چنانکه دیدید که در مقابل انحرافات بسیار ایستاد. رجایی در زندان اوین با مجاهدین خلق هم بند بود و حتی در مقطعی منزلش محل مخفی شدن اعضای سازمان بود، اما پس از آنکه انحرافات این گروه مشخص شد، در برابر آنها ایستاد و یا در مورد انحراف بنی صدر به نیروهای متخصص و مکتبی ارزش بسیاری داد و در این راه پایمردی کرد. نمونه بارز قاطعیت ایشان، در تبعیت از امام و خط امام بود. حتی دشمنان شهید رجایی نیز نمی توانند سستی و انحرافی در پایمردی ایشان بیابند و دوست و دشمن ایشان را میستایند.
* یکی از شیوههای انقلاب برای از میدان به در کردن نیروهای انقلاب، تخریب آنها با تهمت و افتراست. در مورد شهید رجایی این شکل چگونه دنبال شد؟
** در زمان حیات ایشان افرادی مثل بنیصدر، شهید رجایی را به نداشتن دانش و خرد مدیریتی محکوم میکردند. در صورتی که خود بنیصدر بدون هیچ گونه تجربهای رئیس جمهور شد. امام از شهید رجایی دفاع میکرد و میگفت، «میگویند رجایی علمش کم است. بله، ایشان عقلش از علمش بیشتر است».
مجاهدین خلق نیز به ایشان تهمت میزدند و میگفتند که ایشان در زندان سازش کرده است؛ اتهامی مضحک که هیچ کسی آن را باور نمی کند. یا اینکه برخی ایرادهایی به مسایل اجرایی ایشان میگرفتند؛ نکته ای که در مورد خیلی از مسؤولان آن زمان صادق بود، مثلاً کسی که اولین بار وزیر کشور شد، میگوید وقتی اولین بار به من کارتابل دادند و گفتند پاراف کن، گفتم پاراف یعنی چه؟
شهید رجایی خودش هم میگوید، من تازه داشتم یاد میگرفتم نخست وزیر شوم، شدم رئیس جمهور و الان باید از اول شروع کنم و برخی چیزها را یاد بگیرم. انقلابها وقتی طوفانی ایجاد میشوند، نیروهای انقلاب باید بسرعت خود را با آن وفق دهند و در این مسیر خللهایی ایجاد میشود که البته با صداقت آنها از میان میرود. نیروهای انقلاب عمدتاً در زندانها بودند؛ در زندان که نمیشود مدیر و وزیر تربیت کرد. همه انقلابها نیز این گونه بودهاند.
* شهید رجایی حدود ۹ ماه نخست وزیر و یک ماه هم رئیس جمهور بود. به عنوان فردی که در خصوص ایشان تحقیقات جامعی داشته است، مهمترین ویژگی دولت شهید رجایی را در چه دیدهاید؟
** بزرگترین ویژگی ایشان این بود که دولتی مردمی فراهم کرد. به گونه ای که میگفت، تمام اعضای کابینه ام از مناطق پایین شهر انتخاب میشوند. به هیچ عنوان در این دولت از افراد متمول خبری نیست. نکته دیگر پایمردی ایشان بر حفظ ارزشهاست. مثلاً وقتی میتران نخست وزیر فرانسه به ایشان تبریک میگوید. در پاسخ میگوید، تو هم به من تبریک میگویی و هم به عراق کمک میکنی!
با همین دید هم در برابر یک فرد عادی خاضع و خاشع بود. کیومرث صابری به من میگفت، روزی در قم از دو طرف دستش را میکشیدند. میگفت : دو دستم داشت قطع میشد. گفتم محافظانتان را بیشتر کنید. گفت: بدون دست میتوان زندگی کرد ولی زندگی بدون مردم ممکن نیست. رجایی در زندگی خود اعتدال داشت و چیزی را فدای چیز دیگری نمی کرد. وقتی میخواست شب به منزل برگردد، مقابل آیینه موهایش را مرتب میکرد. میگفتند ساعت ۱۲ شب است. میگفت: خانوادهام نباید من را ژولیده ببینند. من مرتب بیرون میآیم و درست نیست که ژولیده به منزل بروم.
۸ شهریور ۱۳۹۱ - ۰۰:۲۳
کد مطلب: ۶۷۲۱۷
روایت زندگی شهید طی ۳۱ سالی که از شهادت شهید رجایی میگذرد، از زندگی این بزرگوار نکات بسیاری گفته شده است. اینکه او در عین قدرت ساده زیست ، رئوف و متواضع بود و همین عامل نیز او را به چهرهای دوست داشتنی تبدیل میکرد.
زمان مطالعه: ۶ دقیقه



نظر شما