به انگیزه روز بزرگداشت خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی، خبرنگار ما در گفت و گویی با دکتر یوسف عالی عباس آباد مدرس دانشگاه و پژوهشگر ادبی از او درباره رمز و رازهای شعرهای این شاعر بزرگ پرسیده است که میخوانید:
حافظ یکی از شاعرانی است که انسان را دستمایه اشعارخود قرار داده و بیشتر به مسایل و چالشهایی که انسان با آن مواجه بوده پرداخته است. اگر ممکن است درباره این خصوصیت او توضیح دهید؟
- حافظ،مولانا ،خیام و دیگر شاعرانی ازاین دست همواره انسان را به سمت آدمیت سوق داده اند. وقتی صحبت از مشاهیر ایران زمین به میان میآید در اشعار هریک از آنان که جستوجو میکنید پیامی نهفته است که بیش از هرچیز توجه خواننده را به خود جلب میکند.
به عنوان مثال مولانا همواره انسان را به سمت آدم شدن راهنمایی میکند، یا خیام همیشه به مخاطبان شعری خود پیام خوش باشی و دم را غنیمت شمردن میدهد. در واقع،همه این شاعران در اشعار خود به انسان نظر داشته اند، اما این نظر داشتن از زاویههای مختلفی تبیین شده است. این نگاه در تمام شاعران وجود داشته است که میخواستند انسان را به کمال برسانند.
حافظ هم از این قاعده مستثنا نیست. اگر در شعر او دقت کنید، متوجه میشوید او همواره انسان را به پرهیز از ریاکاری و دروغگویی دعوت میکند. در حقیقت، میکوشد انسان را همان طور که گفتم به سمت نوعی کمال گرایی هدایت کند و این ویژگیهای بارز در شعر او به نظرم انکارناپذیر هستند. به عنوان مثال، پیر مغان در اشعار حافظ کنایه از انسان کامل دارد یا به بیانی دیگر انسانی که میکوشد تا به نهایت کمال دست یابد.
به نظر شما چرا با اینکه غزلهای حافظ توانسته حالت فرا مرزی و بین المللی به خود بگیرد و حتی شاعرانی چون گوته یا ولتر همواره در پی این بودهاند که تحت تاثیر جهان بینی او شعر بگویند با این حال مولانا در جهان شهرت بیشتری دارد؟
- بله میتوان گفت مولانا در زمینه جهانی شدن در دنیای امروز از حافظ پیشی گرفته است. شاید یکی از دلایل آن را بتوان این موضوع دانست که ترکها میخواهند به هر نحوی که هست، او را برای خود و به نام خود تصاحب کنند. این تصاحب را میتوان در برپایی مراسم مختلفی که چه در طول سال و چه در زمان سالروز تولد مولانا در قونیه به وسیله گروههای مختلف برگزار میشود مشاهده کرد.
آنان به معنای واقعی کلمه برای مولانا تبلیغ و اطلاع رسانی میکنند، اما ترجمه ناپذیری شعر حافظ موجب شده است شعرش به اندازه آثار مولانا فراگیر نشود و نتواند شکل فرامرزی پیدا کند.
اگرچه علاقه و گرایش مستشرقان اروپایی را به افکار و اشعار حافظ نمیتوان نادیده گرفت. تا جایی که برخی ازاین مستشرقان برای درک و فهم اشعار او به فراگیری زبان فارسی روی میآورده اند تا بفهمند که مقصود اصلی حافظ از تبیین اشعارش چه بوده است.
پس این گرایش و مشتاق بودن به حافظ همچنان وجود داشته و دارد. اما نکتهای که پیشتر نیز به آن اشاره کردم این است که شعر او دارای مبانی زیبایی شناسی و لحن خاصی است و این مولفهها در جریان ترجمه از بین میروند و زیبایی خود را نزد مخاطب از دست میدهند.
فارغ از این بحث، تاویل و ایهامی که در شعر او وجود دارد،ترجمه شعرش را به زبانهای دیگر تقریباً نا ممکن میسازد، اما اشعار خیام چون محتوایی و مفهومی هستند با وجود ترجمه به زبانهای دیگر هم قابل فهم و درک است و به طور کلی پیام اصلی خود را که عمدتا التذاذ و غنیمت شمردن دم و ابن الوقت بودن است، میرساند.
درباره حافظ همیشه یک نکته وجود دارد و آن اینکه به قول مولانا هرکسی از ظن خود یار او میشود. این موضوع در تفأل زدن به دیوان حافظ نیز مشهود است. به نظر شما راز اصلی شعر حافظ که او را به مرجع حسی همه مردم بدل کرده است، چیست؟
- تفال زدن نه تنها در فرهنگ ایرانیان که در سایر فرهنگها نیز مشاهده میشود. بی تردید مردم زمانی به تفال زدن به اشعار حافظ دست میزنند که قادر به تصمیم گیری نیستند و یا این که در اتخاذ یک تصمیم صحیح دچار تردید میشوند و یا میخواهند از رخدادهای آینده باخبر شوند دراین صورت است که به تفال روی میآورند تا بلکه از رهگذر شعر حافظ بتوانند به مقصود اصلی خود پی ببرند.
باید بپذیریم که حافظ در درجه نخست،حافظ کل قرآن بوده است و به واسطه داشتن چنین موهبتی به منبع لایزال الهی وصل بوده است، بنابراین نمیتوان منکر ارتباط او با عالم غیب شد وروی این اصل است که به او لقب «لسان الغیب» دادهاند. ضمن اینکه شعر او همواره دارای ویژگی تاویل و ایهام بوده است.
یعنی یک بیت او دارای تاویلهای مختلفی است وهرکس میتواند بنا بر مقتضای حال خود آن را تاویل و تفسیر کند. همه اینها باعث اقبال مردم به تفال از دیوان حافظ شده است.
به هرحال درباره مقوله تفال به شعر او نیز نمیتوان به سادگی صحبت کرد. یعنی نه میتوان گفت که تفال زدن به شعر او تفکری عامیانه به شمار میرود و نه میتوان این موضوع را نادیده گرفت که بسیاری از بزرگان و اهالی ادب به تفال به شعر حافظ اعتقاد داشته و دارند و قطعاً در و رای این تفال،رمز و رازهای فراوانی نهفته است.




نظر شما