اگرچه مناظرات امام جواد (ع) با دانشمندان روزگار خویش اندک است، اما اهمیت بسیاری دارد؛ چرا که ضمن پاسخگویی به برخی پرسش ها، از ژرفای دانش امام جواد (ع) در آن سنین کم حکایت دارد. اغلب این مناظرات از سوی دو دسته ترتیب داده می شد: یکی شیعیان که با توجه به سن کم آن حضرت می خواستند تا علم الهی امام را دریابند، و دیگری از سوی برخی حاکمان و به ویژه دو خلیفه هم عصر ایشان، یعنی مأمون و معتصم عباسی.
مناظره ای عجیب!؟
یکی از مناظراتی که برای امام جواد (ع) از سوی مامون عباسی تدارک دیده شده بود، مناظره ی ایشان با یحیی بن اکثم بود. (البته این مناظره پس از سؤالی بود که یحیی بن اکثم از امام پرسیده بود و امام جواد (ع) جوابی قاطع و دندانشکن به وی داده بود) به این نحو که ذکر گردیده امام جواد (ع) به یحیی فرمود آیا حاضر هستی پاسخ یک سؤال مرا بدهی؟ یحیی گفت: اگر بتوانم پاسخگو خواهم بود.
امام جواد فرمود: به من بگو در مورد مردی که در بامداد به زنی نگاه کرد و آن نگاه حرام بود. چون صبح فرا رسید آن زن بر او حلال شد. و چون ظهر شد دوباره آن زن بر او حرام شد و چون عصر فرا رسید مجدداً بر او حلال گردید. و هنگام غروب مجدد حرام شد. و چون وقت عشاء فرا رسید مجدداً حلال شد. و باز در نیمه شب حرام شد و چون وقت طلوع آفتاب رسید آن زن بر آن مرد حلال شد! این چگونه زنی است و چرا و چگونه بر آن مرد حلال و حرام می شود؟
یحیی که سخت حیرت زده، شرمنده و مات و متحیر شده بود گفت: من پاسخ این سؤال را نمی دانم اگر خود مصلحت می دانید پاسخ آن را بیان کنید.
امام جواد (ع) پاسخ این سؤال، که عالمی با چنان عظمت علمی را به زانو درآورده بود، اینگونه بیان نمودند:
در ابتدا این زن کنیز شخص دیگری بوده است. در بامداد آن مرد به او نگاه می کند و آن نگاه حرام بوده. چون صبح فرا می رسد آن کنیز را می خرد و بر او حلال می شود. چون ظهر شد او را آزاد می کند و بر او حرام می شود. چون عصر فرا می رسد با او ازدواج می کند و اینگونه بر او حلال می شود. وقت مغرب او را ظِهار می کند (ظِهار قاعده ای شرعی است که در کتب فقهی بحث شده است) و بر او حرام می شود. موقع عشا کفاره ظِهار را می دهد و بر او حلال می شود. چون نیمی از شب گذشت او را طلاق می دهد و بر او حرام می شود و هنگام طلوع فجر رجوع می کند و زن بر او مجدداً حلال می گردد.
پس از طرح مناظره ی پیش رو تمامی افرادی که می گفتند: محمدبن علی (ع) کودکی بیش نیست و نه معرفتی به دین دارد و نه فقهی می داند، در برابر امام زانو زده و اعتراف به علم الهی ایشان نمودند. و در این بین برخوردهای علمی امام جواد (ع) و دیگر امامان با فقیهان پرادعای درباری موجب شرمندگی عالمان دنیاپرست و حامیان تیره بخت آن ها می گردید.
منابع:
1- جعفریان، رسول. حیات فکری و سیاسی امامان شیعه (ع)، قم: انصاریان: 1387.
2- احمدی بیرجندی، احمد. چهارده اختر تابناک، مشهد: به نشر، 1378.
3- بشارتی، محمدعلی. تاریخ تحلیلی اسلام و ایران از ظهور اسلام تا سقوط بغداد، تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، حوزه هنر، 1379.
4- خضری، احمدرضا. تاریخ تشیع، قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1385.



نظر شما