هر چه فردی که برای گفت و گو انتخاب میشود، سرشناستر و مهمتر باشد ارزش کار بیشتر است اما گاه باید به سراغ آنهایی رفت که دیده نمیشوند و یا اگر هم دیده شدهاند، کمتر دیده شدهاند و حالا من از مشهد بیرون زدهام به امید هم صحبتی با چوپانی که باید پیدایش کنم.
وقتی بچه بودم، کشاورزی را تجربه کرده بودم و هم نگهداری از گوسفندان را و حالا از این که میروم تا با یک چوپان گفت و گو کنم حس خوبی دارم.
از مسیر جاده کلات به سمت جاده سد کارده میپیچم و راه را پیش میروم.
ساعت 4 عصر است و با خودم فکر میکنم کاش زودتر میآمدم تا در ساعت استراحت چوپان و گلهاش با او حرف بزنم.
در مسیر، گلههای کوچک را میبینم اما توقف نمیکنم تا به دور از روستا و دورتر از شهر، سرانجام گله بزرگی را میبینم و میایستم. آن چه از دور دیدهام دو گله است.
یکی از چوپانها را انتخاب میکنم. مرد چوپان تکیه داده است به چوب چوپانی خود و چند دقیقه دیگر، پرسشهای من است و پاسخهای مرد چویان.
چه خبر آقای...! فامیلتان را هم نگفتید؟
- سلامتی! اسمم «جواد» است و فامیلم «افتاده» است. 55 سال دارم و اهل روستای مایون هستم 4 فرزند دارم و دیگه چی بگم؟
ممنون! چند سال است چوپان هستید و چرا چوپانی را انتخاب کردید؟
- بیشتر از ده سالی میشود. پیشترها زمین کشاورزی داشتم و کشاورزی میکردم اما زمینها را فروختم پول هم که نمیماند و تمام میشود. بعد آمدم چوپان شدم. کشاورزی صرف نمیکرد.
چرا برای خودت گوسفند خریدی؟
- خریدم ولی از آنها حدود 10 تایی مانده است.
از این که چوپانی، راضی هستی؟
- نه ولی باید چرخ روزگار بچرخد. چوپانی سخت است بخصوص که الان هم هوا سرد شده است از برج شش به بعد، کار ما سخت میشود. شبها چوپانها اذیت میشوند مجبورند خودشان را با نمد گرم کنند.
چوپانها شبها میخوابند؟
- بستگی دارد که فقط روز چوپان باشی و یا «شب هم» با گله باشی. اگر شب هم چوپان باشی باید گله را در اصطلاح «شب چر» بدهی. «شب چر» یعنی این که گله شب هم باید ساعتی را بچرد تا گشنه نماند.
ولی وقتی بهار و تابستان است چوپانی خوب است. این طور نیست؟
- بله... بهترین فصل برای چوپانها فصل بهار و تابستان است بخصوص بهار که ماست هست، کره هست، شیر هست ولی الان چیزی نیست تا یک ماه مانده به عید که دوباره گوسفندان میزایند.
راستی تا حالا گرگ به گلهات زده؟
- بله... همین دو شب پیش بود که گرگ به گله زد و نزدیک بود یکی از گوسفندها را بکشد. خوشبختانه زود فهمیدیم و سگها هم گرگ را فراری دادند البته یکی از گوسفندها زیر گلویش زخمی شد ولی زنده ماند.
وقتی تنها هستی به چه فکر میکنی؟
- به این فکر میکنم که گرگی به گله نزند، دزدی به گله نزند و خلاصه به این فکر میکنم که مواظب مال مردم باشم.
به کارخودت هم فکر میکنی؟
- بله، بعضی وقتها فکر میکنم این چه شغلی است انتخاب کردم! الان نزدیک 2 سال است با همین گله هستم چند وقت قبل میخواستم کارم را ول کنم اما نگذاشتند گفتند باید تا عید بمانم من هم قبول کردم.
موبایل نداری؟
- نه من سواد ندارم بچههایم گفتند موبایل بگیرم اما من که بلد نیستم از موبایل استفاده کنم.
به نظرت چوپانی در قدیم راحتتر بود یا الان؟
- قدیمها بهتر بود. چون در قدیم بارندگی بهتر بود و وقتی هم بارندگی بهتر باشد علف زیاد میشود و لازم نیست گله برای پیدا کردن علف زیاد راه برود.
چوپان به گوسفندها فحش هم میدهد؟
- نه... وقتی آدم را عصبانی میکنند داد میزنیم یا مثلاً میگوییم بیصاحب... نه حرف بدی نمیزنیم.
کتک چی؟ گوسفندها را کتک هم میزنید؟
- نه... اگر گله گوسفند وارد زمین کاشته شده مردم بشود با یک داد چوپان، از زمین بیرون میآید چون گوسفندان صدای چوپانشان را میشناسند اما اگر غریبهای داد بزند، گوسفندها نمیترسند.
دوست داری باسواد بودی و یک کار خوب انتخاب میکردی؟
- باسواد که بله ولی الان هر شغلی داشته باشی دخل و خرجت جور درنمیآید پس فرق نمیکند چه شغلی داشته باشی.
چوپان خوب، چه جور چوپانی است؟
- چوپانی که امانتدار گله مردم باشد و خیانت نکند، مواظب گله باشد و گله را بیکم و کاست به صاحبش برگرداند.
بزرگترین آرزویتان؟
- تنی سالم داشته باشم، روزی را خدا میرساند.
۳ آبان ۱۳۹۱ - ۰۰:۳۷
کد مطلب: ۷۹۹۷۴
هفت سنگ / عباسعلی سپاهی یونسی -عادت ما خبرنگارهاست که برای مصاحبه به سراغ آدمهای مهم هم روزگارمان برویم.<BR>
زمان مطالعه: ۱ دقیقه




نظر شما