تحولات منطقه

محمد بیدار منش: کنار ویترین مغازه زیور آلاتی در خیابان فردوسی ایستاده و به آویزها زل زده، انگشترهای اسکلتی او را درجایش میخکوب کرده...<BR>

 شیطان پرستی قطعه ای از پازل دشمن است
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

خیلی از جوانها بی آنکه بدانند در پس این نمادهای وسوسه برانگیز چه اهدافی نهفته است، برای خرید آنها اقدام می کنند. بعضی هم گرچه شنیده اند که این گونه زیورآلات به گروههای نو معنویت گرا و یا ضد دین تعلق دارد، اما باز هم می خواهند همرنگ جماعت شوند.
سعید جوان 20 ساله ای است که موهایش را اصطلاحا فشن آرایش کرده و در مقابل مغازه کمربند فروشی ایستاده؛ او به ما می گوید: «میگن بعضی از سگک های این کمربندها نمادهای شیطان پرستا رو داره، دوستام اینو میگن ولی من باور نمی کنم و اگه خوشم بیاد، می خرم و کاری به این حرفا هم ندارم!»
اما کمی آن طرفتر بساط دست فروشی توجه را جلب می کند، بساطی پر از زیورآلات و مچ بند و جاسویچی و ... است و تعداد زیادی دختر و پسرکه اطرافش جمع شده اند، برخی نمادها و اشکال وسایل دست فروش مبهم و نامشخص و بعضی از خریدارها که با هم صحبت می کنند مدعی هستند این ها نماد فرقه های مدرن و غربیه است...

بنده شیطان نشویم

شیطان همیشه هست، و هر روز راهی جدید برای منحرف کردن بشر می یابد. شیطان پرستی فرقه ای است که ژست فیلسوفانه به خود می گیرد، اما هدف غایی آن منحرف نمودن بشر از مسیر خداپرستی است؛ همان هدفی که قرنهای متمادی است آن را دنبال می کند. اما او این دفعه بدل به انسان زده است. بدل معنویت، زیرا خوب می داند انسان، گمشده ای به نام خدا دارد و برای رسیدن به او همواره به دنبال معنویت است. اما او معنویتی غیر شرعی و جعلی را پیشنهاد می کند، معنویتی که تو را بنده او کند، نه بنده خدا. معنویتی که برخاسته از فقه و شریعت نیست، بلکه جاده ای است خاکی و انحرافی!اینکه چرا انسان ها در دوران مدرن دنباله رو شیطان می شوند و شیطان پرستی را ملجا خود قرار می دهند، دلایل روانی، دینی و جامعه شناختی دارد. در شیطان پرستی همه چیز مجاز است و شیطان که از عالم تاریکی و عمق بدی و پلشتی است، ندا می دهد که آزادی مطلق و هر آنچه می خواهید نزد من است.

اولین گام جذب در گروههای شیطان پرستی
شیطان پرستی از واژه لاتین سیتنیسم (Satanism) گرفته شده است. پیشینه شیطان پرستی را می توان به قرن های نخستین پیدایش آدمی نسبت داد، این نوع پرستش در بین اقوام مختلف تا قرن های 14 و 15 میلادی که شیطان پرستی نوین پدید آمد، ادامه داشت. این جریان پس از رنسانس با اتکا به گرایش های توراتی و پروتستانی به صورت مخفیانه با ویژگی هایی همچون گناه گرایی، قتل، تجاوزات جنسی، هدم اصول اخلاقی و بی توجهی به مسایل توحیدی ادامه یافت. نقطه عطف گسترش شیطان پرستی نوین به آغاز فعالیت رسمی این فرقه در آمریکا در سال 1960 میلادی برمی گردد. معتقدان به شیطان پرستی جدید، جسم پرست هستند و اعتقاد دارند هر آنچه وجود دارد، مدیون آدم است و اینکه انسان باید کامل ترین لذت جسمانی را در این دنیا ببرد و برخی از فرقه های شیطان پرستی هم بر این اعتقادند که باید در نیروی شیطان فنا شد و سپس قلب خود را به شیطان سپرد. اگر چه شیطان پرستی ماجرایی بس گسترده و خطرناک است و معطوف شدن به نمادهای اجتماعی آن نوعی سطحی نگری قلمداد می شود اما باید در نظر داشت که همین نمادها قدم اول شیطان برای جذب جوانان ما هستند.
اولین فصل متمایز شیطان پرستی نمادهای آن است که عمدتا در نوع لباس، پوشاک و ادبیات جلوه گر می شود، استفاده از نمادهایی که در آن عدد شش به کار رفته، صلیب شکسته یا چرخ خورشید، صلیب وارونه، آنخ، چشمی در حال نگاه به همه جا، مثلثی که در درون آن عکس یک بز وحشی در داخل یک دایره قرار گرفته، ستاره پنج پر که نماد اصلی صهیونیستهاست، استفاده فراوان و شدید از رنگ قرمز و سیاه در آرایش ها، آرایش موی سر به شکلی که هیچ گونه نظمی در آن نباشد به رنگ های سیاه، قرمز و نارنجی، کوتاه کردن موهای سر به شکل های عجیب و به نحوی خاص، نزدیک شدن به نمادهای فاشیستی و هیتلری در فضای جدید امروزی، پوشیدن لباس های کاملا غیرمتعارفی که هم بدن را نشان می دهد و هم نشان نمی دهد اینها بخشی از اقدامات شیطان پرستان در مدگرایی است.

در معرفی شیطان پرستی، بزرگ نمایی شده است
مساله اصلی جامعه ما در مواجهه با نمادهای شیطان پرستی چیست؟ به آسیب شناسی اولیه ای برای ورود به بحث احتیاج داریم. حجة الاسلام علی قهرمانی، کارشناس فرق و ادیان در این زمینه به ما می گوید: اولین معضل، خلط شدن نمادهای شیطان پرستی با نمادهای دیگر است، در خیلی جاها نمادهای آنها را در کنار فروهر که نماد زرتشتیان است و یا صلح جهانی (فاخته) می بینیم که به اشتباه نماد شیطان پرستان معرفی می شود. حتی در این زمینه شاهد برخی حساسیتهای بی منطق و غیر ضروری حتی از سوی نهادهای فرهنگی مسؤول هستیم که کار را مشکل و پیچیده می کند. وی ادامه می دهد: در مورد شیطان پرستی آنقدر اغراق شده که یکی از مسؤولان نیروی انتظامی تعداد آنان را تا یک میلیون نفر در کشور اعلام می کرد در حالی که ابدا این گونه نیست و شاید پیروان این فرقه در کشور از 600 نفر تجاوز نکند.
قهرمانی، با بیان اینکه حساسیت افراطی موجب بزرگ شدن این جریان می شود می افزاید: شکل بد برخورد ما با این فرقه موجب بزرگ شدن آنها شده است، از طرفی دفاع نکردن، از دفاع بد بهتر است؛ باید مقابله ما با این جریان تهاجمی باشد نه تدافعی.وی در ادامه آسیب شناسی خود از فعالیت این فرقه می گوید: این فرقه با زیرکی ما را مجبور کرد که در زمین او بازی کنیم و بسیاری از مواقع موضع گیری های ما باب میل آنان بود و آنان با مظلوم نمایی از این فرصت برای ترویج افکار خود استفاده کردند، در واقع راه مقابله با این فرقه این است که نسخه بدل این فرقه را به جوان عرضه کنیم تا جوان سرگردان نشود؛ ضمن اینکه با شناخت آموزه های آنها مانع نفوذ این فرقه در دل جوانان شویم.حجة الاسلام حسین عرب یکی دیگر از کارشناسان فرق وادیان نوظهور، نیز با ذکر این نکته که پژوهش در زمینه شیطان پرستی سیر علمی و مسیر راهبردی خود را طی نکرده است، می گوید: موضوع اساسی در مواجهه با موضوع شیطان پرستی این است که برخی هیجانات پژوهشی و پژوهش گر نمایانه و نیز برخی رسانه های ما به این جریان پروبال دادند و در واقع بزرگترین خدمت را به ترویج اصل این مباحث رسانه ها و برخی نهادها کردند.وی ادامه می دهد: برای مواجهه با این پدیده باید ابتدا یک توصیف کامل و درست از این فرقه صورت بگیرد و بر اساس آن تحلیل، راهبردی طراحی شود اما ما بدون توصیف درست به سراغ مقابله رفتیم که این خود باعث بی اعتمادی و بدبینی مردم شد.
عرب می افزاید: بحث نماد شناسی بحث علمی است که جایگاه خود را در کشور ما نیافته است و افرادی که کمترین تخصصی ندارند، اقدام به نمادشناسی و تجزیه و تحلیل نمادها می کنند و با کج سلیقگی هر نمادی را به این فرقه های منحرف نسبت می دهند، در حالی که در اکثر موارد این گونه نیست؛ فرقه های شیطان پرستی نیز بیکار نبوده و با زیرکی، بسیاری از نمادهای مشهور جهانی را مصادره می کنند.
وی با بیان اینکه باید در بحث نمادشناسی به هویت شناسی نماد و جنبه تأثیرگذاری آن توجه کرد، می افزاید: باید به دنبال این باشیم که تفسیر این نماد چیست و اینکه آیا هم ذات پنداری و تداعی مفاهیم در اینجا مطرح می شود و آیا می توان از طریق این نماد یک مفهوم ذهنی را منتقل کرد. یکی از مهمترین موضوعاتی که باعث می شود نماد خود را تحمیل کند، ماهیت نماد است که عنصری گرافیکی است که قابلیت نفوذ در همه جا را دارد و معمولا افراد هنرمند اینها را تولید می کنند، بنابراین ابزار هنر باعث جذابیت می شود.عرب همچنین می گوید: دین اسلام و مذهب شیعه نیز نمادهایی دارد که می توان آنها را بخوبی شیوع داد و همگانی کرد اما کم کاری ما و سهل انگاری در پشتیبانی رسانه ای از جمله عواملی است که باعث شده در ترویج نمادها عقب بمانیم، جایی کرد که بازار و بسیاری دیگر از کشورهای اسلامی غرب زده شده است.

برای شیطان تبلیغ نکنیم

تنوع طلبی و مدگرایی جوانان، وسیله و زمینه ای برای ترویج و تبلیغ این قبیل فرقه های منحرف است.
حجة الاسلام قهرمانی در این مورد می گوید: بسیاری از نمادهای شیطانی در قالب های دیگری از جمله بادی آرت و یا جشنواره های سالیانه به جوانان عرضه می شود تا با مقاومت آنان مواجه نشود، حتی غربی ها جشنواره ای به نام «جشنواره سالیانه زشتی» برگزار کردند و از زیبایی شناسی زشتی برای القای نمادهای خود استفاده کردند. وی می افزاید: تنوع طلبی ریشه در غرایض انسان دارد و این ما هستیم که با مدیریت آن هنر خود را نشان می دهیم.حجة الاسلام عرب نیز در این باره معتقد است: ترویج یک نماد در جامعه مخاطب، قدم اول این جریان است و پس از آن انتقال ایدئولوژی مطلوب و قدم نهایی برای تسلیم نمودن، بومی کردن ایدئولوژی انحرافی است.
وی اضافه می کند: جریان شیطان گرایی چون یک جریان ضد مذهبی است و در جوامعی مثل جامعه ایران به دلیل حاکمیت نظام دینی، ناخودآگاه به جریان زیرزمینی تبدیل می شود، بنابراین مقابله نهادهای مسوول و حاکمیتی با این جریان نباید توجه عموم را جلب کرده وایجاد حساسیت کند، بلکه صرفا مسؤولان باید حساس و متوجه باشند، زیرا ایجاد حساسیت در نقاط مختلف کشور بخصوص مناطقی که آسیب پذیری کمتری دارند، در واقع تبلیغی غیر مستقیم برای منحرفانی همچون شیطان پرستان است.

شیطان قدم به قدم نزدیک می شود

نمادهای شیطان پرستی اگرچه در ابتدا سطحی و ظاهری قلمداد می شوند، اما به مرور تاثیرگذار است؛ درباره اینکه در مواجهه با حرکت گام به گام باورهای منحرف شیطان پرستی و ورود بی سروصدای آنان از طریق گسترش نمادها و تفکرات آنان چه باید کرد؛ حجة الاسلام قهرمانی می گوید: استفاده از نمادهای شیطان پرستی حرکت در جاده ای است که دشمن طراحی کرده است. ما باید با هوشمندی و شناخت نقشه دشمن، فضای تلقین عملی را با ایجاد جبهه هوشمند بشکنیم؛ نباید فراموش کنیم که ما سابقه عرضه دین اسلام با سابقه 1400 ساله را داریم؛ باید قوانین بازی را خودمان تعیین کنیم، همان کاری که حضرت امام(ره) در آغاز انقلاب کردند و قوانین بازی را تغییر دادند و کاری کردند که دشمن در زمین ما بازی کند.
وی با اشاره به اینکه شیطان پرستی فقط یک قطعه از پازل دشمن است و نباید در آن توقف کرد می افزاید: فرقه های نوظهور از جمله دالایی لاما، سای بابا، پیمان فتاحی، عرفان حلقه همه قطعات یک پازل هستند.
حجة الاسلام عرب نیز به ما می گوید: وقتی یک نماد وارد زندگی فرد می شود، شیوه و سبک زندگی متفاوتی را با خود به همراه می آورد، مروجان باورهای انحرافی با بحث و جریان سازی در بازار گرایشات و سلایق جوانان را تغییر داده و وقتی یک نفر با یک نماد بزرگ شد و انس گرفت، حتی اگر معنایش را نداند، حداقل این است که زمینه پذیرش ایدئولوژی در آن شخص بیشتر است.
وی با بیان اینکه باید جریانهای انحرافی از جمله فرقه شیطان پرستی را براساس دیدگاه جریانی نقد کنیم، می افزاید: این باورهای منحرف در ابتدا برای درونی سازی نماد تلاش می کند اما اگر نشد اقدام به بومی سازی ایدئولوژی می کند تا فرد راحت تر بپذیرد و با وارد کردن شبهات و ایجاد تزلزل دینی، به باور دینی افراد حمله می کند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha