تحولات منطقه

دسته‌هایی از اجنه مؤمن خدمت امام حسین(ع) آمده و عرض کردند: ای سید و مولای ما! ما از شیعیان و یاران تو هستیم. اگر اکنون فرمان دهی که تمامی دشمنانت را از بین ببریم، بدون آن که حرکتی کنی، این کار را انجام خواهیم داد!

ماجرای اجازه اجنه از امام حسین علیه السلام چه بود؟
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

به گزارش قدس آنلاین به نقل ازفارس : دسته‌هایی از اجنه مؤمن خدمت امام حسین(ع) آمده و عرض کردند: ای سید و مولای ما! ما از شیعیان و یاران تو هستیم. اگر اکنون فرمان دهی که تمامی دشمنانت را از بین ببریم، بدون آن که حرکتی کنی، این کار را انجام خواهیم داد!

یکی از مواردی که اطلاعات درست و صحیحی را از زندگانی و نحوه شهادت امام حسین علیه‌السلام در اختیار ما قرار می‌دهد دسترسی به منابع مطمئن و متقن است. کتاب مقتل «لهوف» سید بن طاووس از جمله آثار مکتوب مستندی است که وقایع و جریاناتی را که شهادت حسین بن علی علیه‌السلام و هفتاد و دو تن از یارای باوفای ایشان رقم زد را به طور واقعی و به دور از هر گونه تحریف و خرافاتی بیان کرده است.

از این رو همزمان با فرارسیدن ایام شهادت حضرت ابا عبدالله الحسین علیه‌السلام، بر آن شدیم تا با ذکر مطالبی از کتاب «لهوف» سید بن طاووس را برای عاشقان و علاقه‌مندان حسینی بازگو کنیم. بخش سوم این نوشتار در پی می‌آید:

ملاقات فرشتگان با حسین(ع)

«شیخ مفید محمدبن محمد نعمان» (که خدایش از او خشنود باد) در کتاب «مولد النبی و مولد الاوصیاء» با اسناد خویش از امام صادق (ع) روایت کرده است که آن حضرت فرمودند: «هنگامی که امام حسین (ع) قصد خروج از مکه را کرد، دسته‌های بسیاری از ملائکه در حالی که در صفوف آراسته و همگی مسلح و سوار بر اسبان بهشتی بودند، خدمت امام حسین (ع) رسیدند، پس از عرض سلام، گفتند: «ای کسی که پس از جدّ و پدرت، حجت خدا بر خلقی! همانا که خداوند جد بزرگوارت پیامبر (ص) را در بسیاری از جنگ‌هایش به وسیله ما کمک و یاری داد و حال نیز ما را به کمک و یاری تو فرستاده است.»

امام حسین (ع)‌ فرمودند: «میعادگاه من با شما در گودالی است که سرانجام در آن به شهادت خواهم رسید و آن، همان سرزمین کربلا است، هنگامی که به آن سرزمین رسیدم، شما نزد من بیایید.»

آنها گفتند: «خداوند به ما امر فرموده که فرمانبر تو باشیم پس اگر از دشمنانت می‌ترسی تو را همراهی می‌کنیم.»

امام (ع) فرمودند: «تا هنگامی که من به آن سرزمین نرسیده‌ام، کسی نمی‌تواند آسیبی به من بزند.»

کربلا مأمن شیعیان من است!

سپس گروه‌ها و دسته‌هایی از اجنه مؤمن خدمت امام حسین (ع) آمده و گفتند: «ای سید و مولای ما! ما از شیعیان و یاران تو هستیم، هر فرمانی که می‌خواهی صادر کن. اگر اکنون فرمان دهی که تمامی دشمنانت را از بین ببریم، بدون آن که حرکتی نمایی، این کار را انجام خواهیم داد.»

حضرت در حق ایشان دعا کرده و فرمودند: «خداوند به شما جزای خیر دهد! آیا نخوانده‌اید در قرآنی که بر جدم رسول خدا(ص) نازل شد، خداوند می‌فرماید:‌ «قُل لَّوْ کُنتُمْ فِی بُیُوتِکُمْ لَبَرَزَ الَّذِینَ کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقَتْلُ إِلَى مَضَاجِعِهِمْ؛ ای پیامبر! به آنان بگو که اگر در خانه‌های خود نیز بمانید، کسانی که مرگ آنها مقدر شده است (با پای خود) به سوی قتلگاه‌های خویش می‌روند.»

پس اگر من نیز در شهر و وطن خود بمانم، پس این مردم شقی و بدبخت با چه چیز امتحان شوند؟ و چه کسی در قبر من جای گیرد؟

خداوند آن روز که بساط زمین را می‌گستراند، کربلا را برای من انتخاب کرد و آن جا را مأمن و پناهگاه شیعیان و محبان من قرار داد. اعمال و نمازشان در آن‌جا مقبول و دعایشان قرین استجابت قرار می‌‌گیرد و کربلا مسکن شیعیان من است تا در دنیا و آخرت ایمن باشند. اما شما روز شنبه که مصادف روز عاشورا است در آن‌جا حاضر شوید.»

در روایتی دیگر این گونه آمده است: «در روز جمعه نزد من بیایید که آن روز، روز عاشورا است و روزی است که من در عصر آن روز کشته می‌شوم و پس از کشته شدنم، دیگر دشمنانم به دنبال قتل کسی از خانواده و برادران و خاندان من نخواهند بود و سر بریده مرا نزد یزید بن معاویه می‌فرستند.»

جِنّیان گفتند: «ای دوست خدا! و ای پسر دوست خدا! اطاعت تو لازم است و ما نمی‌توانیم مخالفت اوامر تو را انجام دهیم، در این مورد مخالفت نموده و تمامی دشمنانت را قبل از آن که به تو دسترسی پیدا کنند از میان می‌بریم.»

امام(ع) فرمودند: «به خدا سوگند، من خودم بر انجام این کار از شما تواناترم؛ اما این آزمایشی است تا حجت تمام شود، «تا آنانی که هلاک می‌شوند با دلیلی روشن هلاک شوند و آنهایی که زنده می‌مانند نیز با بیّنه و دلیل واضح و روشن زنده بمانند.»

مصادره اموال قافله حکومتی

حضرت امام حسین(ع) پس از این سخنان به راه خود ادامه داد تا این که به منزلگاه «تنعیم»‌ رسید، در این منزلگاه بود که امام به قافله‌ای برخورد که حامل هدیه والی یمن «بحیر بن ریسان» بود و آن هدیه را برای «یزید بن معاویه» می‌بردند، حضرت اموال آن قافله را مصادره کرد! زیرا حکومت و حاکمیت بر مسلمانان حق مسلم آن حضرت بود، سپس به شترداران فرمودند: «هرکس که تمایل داشته باشد که همراه من بیاید، کرایه را کامل می‌پردازیم و با او همراهی نیکویی می‌کنیم و هر که بخواهد از ما جدا شود، کرایه او را به حدی که راه را طی کرده، می‌پردازیم.»

عده‌ای همراه حضرت رفتند و عده‌ای از رفتن خودداری کرده، بازگشتند.

ملاقات با «بشر بن غالب»

امام حسین (ع)‌ همچنان به راه خویش ادامه می‌داد تا آن که به منزلگاه «ذات العرق» رسید، در این منزلگاه امام (ع) با «بشر بن غالب» که از سمت عراق می‌آمد مواجه شد، از او درباره اوضاع عراق سؤال فرموده و پرسیدند: «وضعیت عراقیان چگونه است؟» بشر گفت: (یا حسین!) من آنها را در حالی ترک کردم که دل‌هایشان با تو بود و شمشیرهایشان علیه تو!

امام (ع)‌ فرمودند: «ای برادر بنی اسد! راست گفتی. خداوند هرچه را که بخواهد انجام می‌دهد و به آنچه اراده کند فرمان می‌دهد.»

دعای حسین(ع) در حق فرزند

راوی گفت: امام حسین (ع) همچنان به راه خویش ادامه می‌داد تا هنگام ظهر به منزلگاه «ثعلبیه» رسید، در این جا بود که (آن امام مظلوم را) اندکی خواب فرا گرفت، هنگامی که برخاست فرمود: «در خواب دیدم هاتفی ندا در داد که: «شما به سرعت در حال حرکتید، در حالی که مرگ شما را سریع‌تر به سوی بهشت می‌برد!»

حضرت علی اکبر (ع) فرمود: «پدر جان! آیا ما بر حق نیستیم!؟» امام (ع) فرمودند:‌«آری، پسرم! سوگند به آن خدایی که بازگشت همه به سوی اوست.»

حضرت علی اکبر (ع) فرمود: «پدرجان! پس اگر ما بر حق هستیم، پس هیچ ترسی از مرگ وجود ندارد!»

امام حسین (ع) فرمودند: «پسرم! خداوند به تو، بهترین پاداشی که از ناحیه پدر به پسرش می‌رسد را، ‌عطا فرماید.»

خبر غیبی حسین (ع) از آینده کوفیان

آن شب را امام (ع) در منزلگاه «ثعلبیه» سپری کرد، صبحگاه مردی که با کنیه او «ابا هره ازدی» بود از سمت کوفه آمده، و خدمت امام (ع) رسید، سلام کرده و سپس گفت: ای پسر پیامبر! چرا از حرم خدا و از حرم جدّت رسول خدا (ص) بیرون آمدی؟

امام حسین (ع) فرمودند: «ای اباهره! بنی امیه اموالم را گرفتند، صبر کردم، مرا دشنام داده و آبرویم را ریختند، باز هم صبر نمودم و تحمل کردم، تا این که خواستند خونم را بریزند، من فرار کردم.

به خدا سوگند که این مردم مرا خواهند کشت؛ اما خداوند نیز (در عوض) لباس ذلتی را بر تن آنها می‌کند و شمشیر برانی را بر آنها مسلط می‌کند و خداوند اختیار حکومت ایشان را به کسی خواهد داد که آنان را از قوم سباء که زنی برایشان حکومت می‌کرد، پست‌تر و ذلیل‌تر کند.»

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 8
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • رضا IR ۰۶:۳۲ - ۱۳۹۱/۰۹/۰۳
    13 1
    چي شد بالاخره ?
  • سعيد IR ۱۳:۴۷ - ۱۳۹۱/۰۹/۰۳
    2 0
    در مورد جاي استفاده از علامت تعجب تو نوشتن متن فارسي يه خورده تحقيق کنيد. فکر ميکنم بيش از حد و نابجا از اين علامت تو اين متن استفاده کرديد.
  • عاشورايي IR ۱۹:۲۰ - ۱۳۹۱/۰۹/۰۳
    2 7
    hروز عاشورا چهارشنبه بوده نه جمعه لطفاً به اشاعه خرافات دامن نزنيد خاوند فرموده است جن از ديد هر انساني مخفي است، وحتي پيامبر (ص) هم فرمود ان بشر مثلکم، پس حضرت امام حسين (ع) هم نمکي توانسته است تماسي با اجنه داشته باشد
  • سيد محمودرضا پيشوايي IR ۲۱:۴۰ - ۱۳۹۱/۰۹/۰۴
    1 1
    استفاده از اجنه براي جمع جن يک غلط مصطلح در حکم صحيح است. در اصل اجنه جمع جنين است نه جن و براي جمع آن مي توان از جنيان استفاده کرد. شايسته است آن نشريه الکترونيکي محترم به نوعي زمينه درس آموزي را براي خوانندگانش فراهم کند.
  • مدعي انتظار IR ۰۹:۳۲ - ۱۳۹۱/۰۹/۰۶
    1 1
    عاشورا روز جمعه بوده و حضرت زينب در وداع با امام حسين (ع)به ايشان فرمود:« اي کشته ي دوشنبه و جمعه» که جمعه اشاره به روز عاشورا دارد و دوشنبه روزي است که قائله سقيفه بني ساعده اتفاق افتاد که سرمنشا کربلاست. رويکردي که در آن شکل گرفت اين بود که مردم به خاطر دنياپرستي خود امام را تنها گذاشتند و گفتند دين فقط براي آبادي دنياست و به اعمالي ظاهري اکتفا کردند و حاضر نشدند در راه امام خود بجنگند يا پشتيباني اش کنند. چون مغتقد بودند دين نبايد دنياي ما يا جان ما را به خطر بييندازد . اول امام علي (ع) را خانه نشين کردند سپس جنازه امام حسن (ع) را تيرباران کردند و در آخر امام حسين (ع)را به شهادت رساندند.
  • مدعي انتظار IR ۰۹:۵۷ - ۱۳۹۱/۰۹/۰۶
    1 1
    در ضمن جن از ديد انسانهاي عادي مخفي است.اما بايد به ياد داشته باشيم که حضرت سليمان جن ها را به تسخير در آورد که در قرآن به آن اشاره شده است به علاوه معلوم است شما درک کمي از مقام نبوت يا مقام امامت داريد طبق آيه «ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون» آشکار مي شود که دو گروه جن و انس براي عبادت خدا که در حقيقت شناخت خداست خلق شده اند و اين دو گروه اراده و اختيار دارند. پس همانگونه که انسان کافر و مسلمان داريم جن کافر و مسلمان داريم و پيامبر ما پيامبر جن و انس است. چطور فکر مي کنيد پيامبران که ولايت معنوي دارند و با آن در جهان مي توانند دخل و تصرف کنند نمي توانند جن را ببينند؟!!؟
  • مدعي انتظار IR ۱۰:۰۱ - ۱۳۹۱/۰۹/۰۶
    0 1
    به علاوه همين انسان هاي عادي هم اگر بسيار بد شوند ميتوانند با اجنه ارتباط پيدا کنند و جنها را ببينند و در حقيقت جنها بر او مسلط ميشوند اما اگر کسي نماز بخواند از شر جنيان در امان است و آدمهاي خيلي خوب هم ميتوانند جنيان را ببينند و آنها را تسخير کنند که اين ارتباطات در دين پسنديده نيست. نماز مانع تسلط شياطين ميشود. به علاوه اگر اين نوشته از روي مقتل لهوف باشد قابل اطمينان است که لهوف از معتبرترين مقاتل است.
  • rahgozar IR ۱۶:۴۰ - ۱۳۹۱/۰۹/۱۱
    1 1
    eftezahe.......... in hame khorafe be emam hossein nesbat nadin nemitarsin az ishun.... akhe che farghy mikone ke ashura che ruzi bud mage na in ke "kolo yavmen ashura va..." az bozorgy hossein o az mardanegish begin na az jadu hay gheibi dar khedmatesh va na ....