«لباس» ویژگی اختصاصی انسانهاست که به اندازه طول تاریخ بشر سابقه دارد و ضمن محافظت آدمی از سرما و گرما، نیازهای او برای حفظ عفت و آراستگی را نیز تأمین میکند. گروههای اجتماعی و فرهنگی در ملل مختلف، لباسهای متنوعی میپوشند و اصناف گوناگون نیز لباس خاصی دارند که مناسب کار آنهاست و با آن لباس شناخت میشوند. ادیان و مذاهب هم درباره نوع لباس توصیههایی دارند و پیروان ادیان مختلف نیز بعضاً با نوع لباس پوششی که دارند متمایز میشوند. اما لباس روحانیت شیعه که خادمان دین و مروجان فرهنگ دینی هستند، چگونه است؟
لباس ابنسینا و بیرونی
در طول تاریخ، اصناف گوناگون اجتماعی در ادیان و مذاهب مختلف لباسهای خاصی داشتهاند. گرچه این لباسها در ادوار مختلف تغییراتی داشته است.
برای مثال در اواخر قرن دوم، قاضیان و فقهای اسلامی کلاه بلندی بر سر میگذاشتند، عمامه سیاهی به دور آن میبستند و پارچه بلندی روی آنها میانداختند. فلاسفه لباس ویژهای داشتند که به «جامه بخارایی» مشهور بود. سخنوران نیز کلاه خمرهای بر سر نهاده و دستار میبستند. کاتبان «دراعه»ای میپوشیدند با آستینهای گشاد که در آن، لوازم کتابت را هم قرار میدادند.
گزارشهای تاریخی بسیاری از نوع لباس پوشیدن عالمان در کتب تاریخی وجود دارد و حتی در برخی کتابها مثل مقامات حریری و آثارالباقیه بیرونی، تصاویر نقاشیشده آنها را نیز در این لباس میتوان مشاهده کرد. به عنوان نمونه در احوالات ابنسینا دانشمند نامدار قرن چهارم آمده به سبک رایج فقها لباس میپوشید، عمامه بر سر میگذاشت و تحتالحنک میبست. البته این لباس در صدر اسلام مختص دانشمندان دینی نبود و برخی اقشار مردم نیز با تفاوتهایی از آن استفاده میکردند. اما بعدها بهتدریج با تغییر سبک پوشش عامه مردم، تنها علمای دینی در این لباس ماندند و این لباس به عنوان علامت و نشانهای از فرهنگ اسلامی و علمای آن به شمار آمد.
به سبک اسلامی
در اسلام علاوه بر شرایط عمومی پاکی و حلال بودن، برای سبک لباس پوشیدن هم ملاکهایی قرار داده شده است؛ اینکه پوشاننده حد واجب شرعی باشد، علاوه بر پوشانندگی، فتنهانگیز و تحریککننده نیز نباشد، لباس ویژه کفار نباشد و انسان را از نظر ظاهری شبیه کفار نکند و «لباس شهرت» و انگشتنما شدن نباشد. البته باید گفت لباس «شهرت» و لباس «ویژه کفار» امری نسبی و تابع زمان و مکان است. علاوه بر این خط قرمزها، توصیههایی نیز در منابع اسلامی برای نوع لباس پوشیدن وجود دارد. در آیات و روایات اسلامی، آموزههای فراوانی درخصوص انتخاب لباس، جنس پارچه، رنگ، طرح، اندازهها و حتی روش لباس پوشیدن مسلمین بیان شده است.
قداست پیامبرانه
شکل کنونی و تثبیتشده لباس روحانیت که قدمتی چندصد ساله دارد، تقریباً برایند همان توصیههاست و بزرگانی چون شیخ بهایی، علامه مجلسی، شیخ حر عاملی، شهیدین اول و ثانی و… آن را بر تن داشتهاند. البته پیش از آن نیز علما و دانشمندان اسلامی چیزی شبیه همین لباس را میپوشیدند. آنگونه که از تاریخ و سیره معصومین(ع) برمیآید، پیامبر و ائمه(ع) نیز عمدتاً چنین لباس میپوشیدهاند و به دلیل همین انتساب به بزرگان دین، برای آن نوعی قداست ایجاد شده و برخی پوشیدن آن را مستحب میدانند.

لباس نمادین
لباس روحانیت، پوشش رسمی روحانیان شیعه است و امروزه به عنوان نماد روحانیت شیعه تبدیل شده است؛ نمادی که نشاندهنده یک رسالت دینی است برای گروهی که پس از حضرات معصومین(ع) بهصورت تخصصی وظیفه تبیین مفاهیم دینی را بر عهده دارند. کسی که این لباس را میپوشد خود را ملتزم به فهم و عمل به مبانی دینی و ترویج آن در جامعه میداند. مردم نیز برای دریافت معارف اسلامی و عمل به وظایف شرعی خود کمتر دچار سردرگمی میشوند و اطمینان مییابند شخصی که چنین نمادی را داراست، نصاب مورد انتظار در پاسخگویی به این مسئولیت را داراست. از اینها گذشته حتی صرف وجود نمادها و نشانههایی از فرهنگ اسلامی، مثل پوشش خاص اسلامی در جامعه، میتواند نشانهای از حیات دین در جامعه باشد.
اجزای لباس روحانیت
عبا، قبا و عمامه، اجزای اصلی لباس روحانیت هستند. البته میشود لباده، دشداشه، نعلین، عرقچین و شلوار سفید را هم به این فهرست اضافه کرد. قبا پوشش آستیندار و بلندی است که روی پیراهن میپوشند و سراسر بدن، از شانه تا روی پا را میپوشاند. عبا پوشش گشاد و بلندی است که روی لباسهای دیگر بر دوش میاندازند. عمامه هم پارچه نازک و بلندی است به رنگ سفید یا سیاه که چند دور بر سر میپیچند. رنگ عمامه سفید یا سیاه است که عمامه سیاه را فقط سادات استفاده میکنند. لباده، قبایی است که یقهاش بسته است و جنس این دو از همان پارچههای کت و شلوار مردانه است. دشداشه پیراهن بلند و جلوبسته عربی است با یقه ساده که آن را زیر قبا و در فصل گرما بهجای قبا میپوشند و بالاخره عرقچین هم کلاه کوچکی است که زیر عمامه یا بهجای عمامه بر سر میگذارند. بعضی روحانیان از شلوار راحتی سفید و نعلین که کفشی است مانند دمپاییِ جلوبسته، استفاده میکنند.
نماد اصلی کدام است؟
در میان اجزای لباس روحانیت، «عمامه» اهمیت بیشتری دارد و تقریباً نماد اصلی و ثابت روحانیت است. بقیه اجزای لباس ممکن است متغیر و تابع سلیقه باشند. برخی طلاب جوان که اهمیت بیشتری به آراستگی میدهند ممکن است بهجای قبا از لباده بپوشند یا گرمای تابستان دشداشه را جایگرین این دو کند. بسیاری از طلاب از کفش معمولی بهجای نعلین استفاده میکنند و لباده و عبا هم منحصر به روحانیون نیست. بسیاری از مردم متدین با توجه به استحباب عبا در نماز، از آن استفاده میکنند. طلبهها در موقعیتها و شئون مختلف ممکن است لباسهای مختلفی بپوشند؛ مثل لباس نظامی در جبهه یا لباس کار در اردوی جهادی. اما در حد امکان سعی میکنند عمامه را حفظ کنند. حتی تلبس به لباس روحانیت هم با عنوان «عمامهگذاری» مشهور شده است.
طلبهها از چه زمانی ملبس میشوند؟
سالها پیش در برخی مناطق، طلبهها از ابتدای ورود به حوزه علمیه و همزمان با آغاز دروس حوزه، لباس روحانیت بر تن میکردند؛ چون جامعه این لباس را لباس محصلان علوم دینی میدانست. اما در دهههای اخیر با گسترش نقش حوزههای علمیه و افزایش انتظارات جامعه از صاحبان این لباس، تنها دانشآموختگان و تربیتشدگان حوزه که توان پاسخگویی نسبی به انتظارات جامعه را داشته باشند میتوانند به این کسوت درآیند.
از دهه70 حوزههای علمیه آییننامه ویژهای را برای لباس روحانیت درنظر گرفتهاند و تلبس یا تداوم استفاده از این لباس، منوط به دریافت مجوز و رعایت مفاد آییننامه است.
آییننامهای برای تلبس
در آییننامه تلبس طلاب حوزههای علمیه که «به منظور ساماندهی، رسمیتبخشی، حفظ و حراست از قداست لباس روحانیت و تشویق و ترغیب طلاب به امر تلبس» تدوین شده، آمده است: «لباس روحانیت عبارت است از عمامه، عبا و قبا، که نشانگر برخورداری از تحصیلات دینی در حوزههای علمیه و پایبندی به ارزشهای اسلامی و آمادگی ایفای نقش در جامعه اسلامی است».
در این آییننامه اعطای مجوز تلبس و تداوم آن منوط به احراز شایستگیهای علمی، اخلاقی و رفتاری و استمرار آن در طول ایام تلبس و اهتمام به حفظ و تقویت جایگاه روحانیت و اعتماد مردم به آنها شده است.
شرایط تلبس به لباس روحانیت
شرایط علمی تلبس عبارتاند از: اتمام سطح یک حوزه علمیه و توان پاسخگویی به پرسشهای دینی مردم متناسب با سطح علمی طلبه. شرایط اخلاقی و رفتاری نیز شامل حسن خلق، حسن شهرت و پایبندی به آداب و اخلاق اسلامی و زندگی طلبگی است. همچنین فرد ملبس به لباس روحانیت، باید شئون روحانیت را رعایت کرده و در معاشرتهای اجتماعی به حفظ حرمت لباس اهتمام داشته باشد. در این آییننامه حتی درخصوص رعایت شئون روحانیت در وضعیت اشتغال، مسکن، خودرو و وضعیت زندگی نیز حساسیت نشان داده شده است.
محمد ولیانپور




نظر شما