تحولات منطقه

پدرش فردی شجاع و ظلم ستیز بود، از شجاعت پدر همین بس که علی رغم تصدی پست فرماندهی ژاندارمری در یکی از شهرهای شمال، به مبارزه با سردمداران زر و زور پرداخت و در نهایت مجبور به استعفاشد و به کشاورزی مشغول شد. از ایمان و قدرت روحی مادرش همین بس که هنگام دفن شهید کشوری، در حالی که عکس او را می بوسید، پرچم

 امام رضا(ع) یک ماه عمرش را تمدید کرد/ مروری بر زندگی خلبان شهید احمد کشوری
زمان مطالعه: ۸ دقیقه

43 سال از روز شهادتش می‌گذرد، در این پرونده به زندگی و فعالیت‌های شجاعانه سرلشکر احمد کشوری مرور کردیم.

زندگی نامه سرلشکر کشوری

احمد کشوری فرزند غلام حسین متولد 31 تیر1332 در خانوداه‌ای متوسط در  شهرستان فیروزکوه، استان تهران پا به هستی نهاد. اصلیت خانواده او از بروجرد بودند، در حالیکه پدرش ژاندارم بود و به خاطرشغلش دائما از شهری به شهری نقل مکان می‌کردند،شهید کشوری دوران کودکی اش را همراه با خانواده در شهر کیاکلاء استان مازندران سپری کرد.

تحصیلات 

شهید کشوری تحصیلات ابتدایی تا سوم متوسط خود را در کیاکلاء سپری کرد و در دبیرستان  شهرستان بابل، سه سال آخر متوسطه را بعنوان شاگرد ممتاز بود. او در کنار تحصیل،  فعالیت‌های هنری نیز انجام می‌داد که از آن ها می‌توان به نقاشی، خطاطی و صنایع دستی اشاره کرد و تنها مشوق او در این راه، مادرش بود. کشوری توانست که در مسابقات طراحی در سطح ایران به مقام نخست دست یابد.

 وی فعالیت مذهبی خود را به‌ همراه دو تن از دوستانش در سال آخر دبیرستان آغاز کرد. او همچنین با صدایی خوش به مرثیه خوانی در مراسم و مجالس مذهبی می‌پرداخت و مدیریت مراسم را با جدیت بسیار به عهده می‌گرفت.

احمد کشوری پس از گرفتن مدرک دیپلم، بخاطر فقر و هزینه سنگین دانشگاه از ادامه تحصیل بازماند.

نحوه ورود کشوری به هوانیروز

شهید کشوری پس از این که نتوانست که دانشگاه خود را ادامه بدهد در آموزشگاه خلبانی هوانیروز در سال 1353 ثبت نام کرد و به مدت یک سال و نیم، دوره خلبانی چرخ بال( هلیکوپتر) کبری را در اصفهان گذراند. سپس دوره پیاده نظام را به مدت شش ماه در شیراز طی کرد و بعد از آن به اصفهان سفر کرد.

پس از منتقل شدن شهید احمد کشوری به کرمانشاه در سال ۱۳۵۵، فعالیتهای سیاسی و مذهبی را با همکاری سرهنگ خلبان علی سعدی در پایگاه کرمانشاه انجام داد. او در راه شناخت دین اسلام از حجت الاسلام سید موسی موسوی و برادرش دکتر سید رضا موسوی در طول اقامتش در کرمانشاه بهره‏ مند شد.

او چندین بار در راه دفاع از آرمان‌های امام خمینی(ره)مورد ضرب و شتم قرار گرفت اما از آن‌ با افتخار یاد می‌کرد و می‌گفت: این باطومی که من خوردم، به این علت شیرین بود که برای خدا بود. من از بابت قدم گذاشتن در راه انقلاب خوشحالم که پروردگار، چنین سعادتی را شامل حال من کرده است.

نقش مؤثر احمد کشور در خنثی کردن توطئه رژیم پهلوی علیه امام خمینی(ره)

 شهید احمد کشوری یک‌ماه قبل از ورود امام خمینی (ره) به ایران، از طرح کودتای ارتش مبنی بر محاصره فرودگاه مطلع شد و خبر را با حجت‌الاسلام موسوی در میان گذاشت و پیشنهاد کرد که قبل از اقدام ارتش، مراکز مهم ارتش را با بالگرد بمباران کند اما موضوع به اطلاع آیت‌الله پسندیده رسید و پس از مشورت وی با امام خمینی (ره)، این طرح منتفی شد.

سرلشکر کشوری عقاب تیز پرواز جبهه‌های جنگ+ خاطرات همرزمان

 امام رضا(ع) یک ماه عمرش را تمدید کرد/ مروری بر زندگی خلبان شهید احمد کشوری

در یکی از خاطرات مربوط به این شهید به نقل از « شهیدولی‌الله فلاحی» (همرزم شهید احمد کشوری) آمده است: چمران و یارانش در شهر پاوه محاصره شده بودند و من در دوراهی سرگردانی میان ماندن و جنگیدن و رفتن و ‌آوردن نیروی کمکی مانده بودم. چمران تمایل به رفتنم داشت. نیروهای ما کم بودند و شهر پاوه در محاصره.‌راستش دیگر هیچ امیدی نداشتیم.

روز جمعه بود. محاصره‌کنندگان بر روی ارتفاعات مشرف به شهر کاملا عرصه را بر مردم تنگ کرده بودند. از دکتر( چمران) و بچه‌ها خداحافظی کردم و به کرمانشاه آمدم.

در پایگاه هوانیروز، تمامی نیروهای پروازی را فراخواندم. ساعت هفت و نیم عصر بود و یک غروب سرد و غم انگیز، تاریکی شب تهدیدکنان در آسمان منتشر می‌شد. می‌دانستم که برابر با قوانین هواپیمایی نیروی زمینی ارتش(هوانیروز)،نمی‌بایستی در آن ساعت، خلبانی، پرواز کند. ولی من چاره‌ای نداشتم و گرنه فرزندان کشورم در پاوه قتل عام می‌شدند. بنابراین یک داوطلب برای نجات پاوه خواستم.

اگر کسی به این خواسته من لبیک هم نمی‌گفت ناراحت نمی‌شدم. با آن که فرمانده‌ ارتش کشورم بودم‌، سرم را پایین گرفتم تا نگاهم در نگاه خلبانی نیفتد.‌ ولی غافل از آن که تا کلامم به آخر برسد،‌ جوانی( احمد کشوری) از آن جمع‌ جدا شده و به سمتم آمده است. حضورش را زیر نگاهم احساس کردم، با لبخندی گفت:«علی رغم تاریکی هوا و ارتفاعات پاوه که در دست محاصره کننده‌ها است و به راحتی می‌توانند بالگرد را مورد هدف قرار دهند، من هستم».

در ادامه این خاطره که در کتاب «خانه‌ای کوچک با گردسوزی روشن»، نوشته «ایرج فلاح و مسعود آب‌آذری»، می‌خوانیم: دستش را فشردم و صورت مهربانش را بوسیدم. بلافاصله بالگرد «کبرا»ی «احمد کشوری» از پایگاه خارج شد و تا ساعت 10 همان شب فشار را از روی مردم پاوه و یاران چمران برداشت و حدود 20 هزار نفر مردمی که در محاصره مزدوران بودند فرصت مقاومت پیدا کردند. احمد کشوری آرامش را از دشمنان گرفت و به مردم کشورش هدیه کرد.

صبح فردای آن شب و قبل از آن که مزدوران فرصت و تمرکز حمله را پیدا کنند،‌ یک تیم سنگین پروازی از کرمانشاه به سمت پاوه پرواز کرد. بالگردها با آرایش «لوزی شکل» بر روی ارتفاعات پاوه رفتند. هنوز ساعتی از عملیات نگذشته بود که محاصره کنندگان چاره‌ای جز فرار پیدا نکردند. غرور، شادی و رهایی مردم پاوه و چهره شاد چمران و سربازانش شنیدنی و دیدنی بود.

شهید کشوری با آن اقدام شجاعانه‌ خود باعث شد تا مملکت به جنگ داخلی دچار نشود. «کشوری» درجه‌اش را از خدا گرفت. «شهادت». او «ارتشبد کائنات» است.

لحظه شهادت او از زبان ایرج میرزایی

 امام رضا(ع) یک ماه عمرش را تمدید کرد/ مروری بر زندگی خلبان شهید احمد کشوری

در یکی از عملیات‌ها علیه دشمن بعثی، من با علی زمانی پرواز می‌کردم و احمد کشوری نیز با رحیم پزشکی؛ در این عملیات ضربه مهلک و سنگینی به عراق وارد کردیم و عراق برای نجات خود مجبور شد پی در پی هواپیماهایش را در آسمان تعویض کند و اجازه نمی‌داد هواپیماها به فرودگاه برگردند و سوخت‌گیری کنند.

شهید کشوری با صدای بلند فریاد می‌زد: بچه‌ها! بزنید، نترسید رژیم بعث عراق دارد سقوط می‌کند.

در آن لحظات حساس، کلیه نیروهای عراقی به طرف ما می‌آمدند، ولی ما مثل سد در برابرشان ایستاده بودیم.

در همان حال یکی از دوستانم به نام فیروز صمدزاده، گفت: مراقب باشید تعداد زیادی از میگ‌های عراق بالای سرتان پرواز می‌کنند؛ پس از مدتی شهید کشوری را صدا کردیم و متوجه شدیم که صدایش قطع شده؛ هرچه قدر او را صدا کردیم، جوابی نشنیدیم؛ تا این که در انتهای مسیر دود غلیظی از محل سقوط او با هواپیما بلند شد؛ برگشتیم و نشستیم و متاسفانه با بدن سوخته شهید کشوری مواجه شدیم.

شهادت احمد کشوری

در تاریخ ۱۵ آذر سال ۱۳۵۹، ش‍‍ه‍ی‍د س‍رل‍ش‍کر خ‍ل‍ب‍‍ان اح‍م‍د ک‍شوری در ی‍ک م‍‍ام‍وری‍ت ب‍س‍ی‍‍ار م‍ش‍ک‍ل، پ‍ی‍روز شد و م‍زدوران ب‍‍ع‍ث‍‍ی در حال بازگشتش در ای‍لام( م‍ن‍طق‍ه م‍ی‍م‍ک- دره ب‍ی‍ن‍‍ا) به او ح‍م‍ل‍ه کردند و با وجود سوختن ه‍ل‍ی‍ک‍وپ‍ت‍رش در اث‍ر اص‍‍اب‍ت راک‍ت‌ه‍‍ای دو ف‍رون‍د م‍ی‍گ ع‍راق‍‍ی، آن را ت‍‍ا م‍و اض‍‍ع خ‍ودی ه‍دای‍ت ک‍رد و در خ‍‍اک وطنش س‍ق‍وط ک‍رد و ش‍رب‍ت ش‍‍ه‍‍ادت را م‍ردان‍ه س‍رک‍ش‍ی‍د.

پس از انتقال پ‍ی‍ک‍ر پ‍‍اک این شهید ب‍ه ت‍‍ه‍ران، او را در م‍زار ش‍‍ه‍ی‍دان( ب‍‍ه‍ش‍ت ز ه‍ر ا) دفن ک‍ردند. شهرت ش‍‍ه‍ی‍د س‍رل‍ش‍کر خ‍ل‍ب‍‍ان اح‍م‍د ک‍ش‍وری ب‍ه ع‍ق‍‍اب ت‍ی‍ز پ‍رواز ج‍ب‍‍ه‍ه‌ه‍‍ای ج‍ن‍گ، به خاطر دلاوری‌ه‍‍ای‍ش بود.

 امام رضا یک ماه عمرش را تمدید کرد

 امام رضا(ع) یک ماه عمرش را تمدید کرد/ مروری بر زندگی خلبان شهید احمد کشوری


یک‌بار خواب امام رضا (علیه‌السلام) را دیدم. یه پرونده توی دستشون بود. به من گفتند احمد دیگه ۲۷ ساله است و این پرونده اوست، عمر احمد در دنیا تمام است.

ناراحت شدم. خب چه کنم، مادرم دیگر! به امام گفتم: آقا! ناراحتم! و امام فرمودند: ناراحت نباش، تمدیدش کردم.

وقتی خوابم را برایش تعریف کردم، فقط خندید. انگار می‌دونست که مدت این تمدید کوتاه است، خیلی کوتاه، فقط به اندازه یک ماه!

خبر شهادت

ساعت نه شب رادیو گوش می‌کردم که اعلام کرد یکی از خلبانان دلاور هوانیروز در ایلام به شهادت رسید. برای این که روحیه مردم و به خصوص ارتشی‌ها حفظ شود، نام احمد برده نشد. به شوهرم گفتم: این احمد بوده است.

ساعت ده همان شب دوباره تلویزیون این خبر را اعلام کرد. من گریه می‌کردم. استاندار تلفن زده بود که به پدر و مادر کشوری بگویید احمد زخمی شده که بیایند این‌جا. دوباره به شوهرم گفتم: احمد زخمی شده، خبر شهادتش را آورده‌اند. لباس مشکی پوشیده و رفتیم و خبر احمد را گرفتیم.

سخنان رهبر معظم انقلاب در مورد شهید احمد کشوری

سرهنگ کشوری یکی دیگر از افسران هوانیروز از مؤمنین باالله و رجال صادق در این انقلاب بود.

وصیت نامه امیر سرلشکر خلبان شهید احمد کشوری

بسم الله الرحمن الرحیم

خدایا شیطان را از ما دور کن در مسلخ عشق جز نکو را نکشند رو به صفتان زشت خو را نکشند

پایان زندگی هر کسی به مرگ اوست جز مرد حق که مرگش آغاز دفتر اوست.

هر روز از این آسمان، ستاره‌ای به سمت پائین می‌کشند ولی با این وجود، آسمان پُر از ستاره است. این بار نیز دریایی خروشان از داوطلبین در پی امر امام خمینی(ره)، به طرف جبهه‌های حق علیه باطل روان شد و من قطره‌ای از این دریایم و نسبت به این مسأله آگاهید که این اقیانوس بی پایان است و هر بار زیادتر می‌شود. ادامه دهنده‌ی راه شهیدان باشید که آن‌ها نظاره گر شما می‌باشند مواظب ستون پنجم باشید که در داخل شما هستند. در مقابل حرف‌های منحرف، بی‌تفاوت نباشید. امام را مانند مردم کوفه تنها نگذارید. در راهپیمایی‌ها بیشتر از پیش شرکت کنید. دعای کمیل بخوانید. فرزندانتان را به فعالیت در راه خدا تشویق و آگاه کنید.

وصیت به پدر و مادرم

پدر و مادرم! با وجود صبور بودنتان هم چنان از خدا می‌خواهم صبر بیشتری به شما عطا کند. در راه خدا به فعالیت‌های بیشتری مشغول شوید. در عزای من ننشینید، اگر خواستید گریه کنید، اما نه برای من بلکه به یاد امام حسین( علیه السّلام) و کربلا و پدر و مادرانی که پنج فرزندشان شهید شده اند که اگر گریه‌های امام حسین(علیه السلام) و تاسوعا و عاشورایی نبود، اکنون یادی از اسلام نبود. تلاش کنید، که هیچگاه پشت جبهه برای منافقین و ضد انقلاب، خالی نماند. شما با شرکت بیشتر در مراسم عزاداری به یاد شهیدان می‌افتید و یاد شهیدان باعث منقلب شدن یاد مردم می‌شود. امام را تنها نگذارید. همیشه بدانید که شهیدان بر کارهای شما نظارت دارند.

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم.

موجیم که آسودگی ما عدم ماست

والسلام قطره‌ای از دریای خروشان حزب الله

احمد کشوری

   خدابخش حکیمی-خبرنگار تحریریه جوان قدس

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha