نیایش احمدی _ خبرنگار تحریریه جوان قدس: نیازی نیست که حتما بلاگر باشید یا یک سلبریتی، شما فقط کافی است یک مخاطب پر و پا قرص اینستاگرام باشید تا بخواهید این تبلیغات را ببینید و گول این زندگی های دروغین و پر زرق و برق را بخورید. حال اگر بخواهیم همه چیز را از اول برایتان تعریف کنیم باید برویم به دورانی که در تمام جهان بیماری ای به نام کرونا پدید آمد و همه به نوعی درگیر آن شدند. از دانش آموزان گرفته تا کسب کارهای مختلفی که بخاطر همین به مشکل خوردند و فعالیت هایشان دچار اختلال شد و درست در همان زمان راه حلی اندیشیده شد به نام کسب و کار آنلاین و یا مدارس آنلاین. کار به جایی رسید که حتی برای خرید نان هم مردم آنلاین سفارش میدادند و شرکت های حمل و نقل درون شهری وظیفه انتقلات آنها را بر عهده داشتند.
پدیده ای به نام بلاگر
کلمهی بلاگ یک کلمه انگلیسی و خلاصه شده از کلمه وبلاگ است. بلاگر در لغت به معنای وبلاگ نویس است. یعنی کسی که وبلاگ نویسی میکند. اما در طول زمان معنای بلاگر دستخوش تغییراتی شده است که باعث میشود این عبارت را با معنای دیگری بشناسیم.
امروزه این واژه در میان کاربران اینترنت مفهومی فراتر از یک وبلاگ نویس ساده را به ذهن میرساند. در حقیقت بلاگر به کسی گفته میشود که با کسب شهرت و معروفیت در حرفهی خود صاحب نظر باشد و بتواند بر دیگران که او را دنبال میکنند، تاثیر بگذارد. در واقع چنین شخصی که یک تربیون در اختیار دارد، از دیدگاه خودش و بر اساس تجربهها، نظریات و سلیقهی شخصی خویش در مورد موضوعات مختلف اظهار نظر و تولید محتوا میکند و نظرات او مورد قبول مردم است. اگر بخواهیم به زبان ساده تعریفی از بلاگر ارائه کنیم، باید بگوییم بلاگر کسی است که برای تعداد زیادی از افراد در حوزهای خاص یا حتی یک زمینه عمومی الگو باشد. الگو بودن بهترین واژهای است که میتوان در تعریف یک بلاگر به کار برد. یعنی مخاطبانی که وبسایت یا صفحهی متعلق به فرد بلاگر در اینستاگرام، توئیتر، فیس بوک، یوتیوپ و… را دنبال میکنند، لباسی را خریداری خواهند کرد که مورد توجه بلاگر باشد، به مکانی سفر میکنند که بلاگر از رفتن به آنجا راضی بوده باشد، غذایی سفارش میدهند که به مذاق بلاگر خوش آمده باشد! چیزی را دوست دارند که بلاگر دوست داشته است!
صف مورچهها در بالا رفتن از درخت را به یاد بیاورید! شاید مثال خوشایندی نباشد، اما بلاگر همان مورچهی اول و رهبر است و آن صف طویل مورچهها، تعداد کثیر مخاطبینی که تحتتاثیر بلاگر قرار دارند!
بنابراین بلاگر فرد تاثیرگذاری است که با انتشار مطلب، عکس، صوت و ویدیو در فضایمجازی فعالیت میکند و نظراتش برای درصد قابل توجهی از مردم اهمیت دارد.
معمولاً بلاگرهای ایرانی بیشتر در اینستاگرام فعالیت دارند به دلیل اینکه این شبکه اجتماعی در داخل کشور طرفداران زیادی داشته و طبق تحقیقات فیسبوک، مردم ایران جز ۷ کشوری هستند که از اینستاگرام بسیار استفاده میکنند، بنابراین این موضوع به نفع شما بوده که بلاگر شدن خود را از اینستاگرام شروع کنید.
کرونای پول ساز
درست در همان زمان که اکثر کسب و کار ها اینترنتی و وابسته به شبکه های اجتماعی شده بود، افرادی شاید به گفته ی خودشان توانستند از آب گل آلود ماهی بگیرند و فرصت را غنیمت بشمارند. زمانی که در همه گیری این ویروس اکثر مردم مجبور بودند تا برای فرزندان خود تلفن همراه تهیه کنند تا از درس عقب نمانند در این موقعیت آمار استفاده از شبکه های اجتماعی مانند اینستاگرام بالا رفت. در همین حین نیز تعداد بلاگر ها در این فضا زیاد شد به طوری که چون دست هر فردی یک رسانه بود، خود را بلاگر میدید و هرچه زندگی اش لاکچری و شاهانه تر، تعداد فالوئر های او هم بیشتر و تبلیغات و پول تبلیغات او هم بیشتر و گران تر. فرمول کلی رشد اکثر بلاگر ها همین بود؛ لباس مارک بپوش، از هر چیزی بهترین اش را داشته باش، غذا های خارجی بخور، بیشتر دل مردم را آب کن و خود را ثروتمند نشان بده و مموفق شو! . اما قابل ذکر است که با توجه به پیشرفت های روز افزون اینستاگرام و آپدیت هایی که ارائه میدهد، یک کلمه ی جدید به نام الگوریتم بر سر زبان ها افتاد. تا اینجا شاید همه چیز به همین سادگی بود اما زمانی این ماجرا جالب و شاید نگران کننده شد که افرادی که از طریق به نمایش گذاشتن زندگی های لاکچری خود به تعداد زیاد و قابل توجهی از فالوئر رسیده بودند، خود را مدرس این حوزه معرفی کردند و دوره هایی تحت عنوان آموزش اینستاگرامی و ادمینی در اینستاگرام فروختند. این داستان تا جایی پیش رفت که در چند وقت اخیر یکی از همین بلاگر ها که در ابتدا کارش این بود که از مطالب درسی خود در دبیرستان عکس و فیلم تهیه کند و به نمایش بگذارد(که هر کسی میتواند انجام دهد) یک مدرسه ی مجازی تحت عنوان مدرسه ی ادمینی تاسیس کرد که به گفته ی خود از وزارت علوم مجوز گرفته و کار ها کاملا قانونی است...
راه بی برگشت
حال شاید سوال پیش بیاید که عیب این کار کجاست و چرا با عنوان کلاهبرداری از آنها یاد میشود؟ اگر یک خلاصه ی کوتاه بخواهیم از روند کاری این آموزش ها بگوییم باید اینطور شروع کرد که: یک فرد بلاگر در ابتدا با بازی های روانی تحت عنوان اینکه من چقدر خوشبختم و چقدر موفقم و تو مثل من نیستی، ذهن افراد نوجوان و در موارد استثنا شاید بزرگسالان را در دست خود میگیرد و مدام به شما یاد آوری میکند که مثل او چنین زندگی ای ندارید و شاید حتی بدبخت باشید! سپس می آید و با رشته استوری های اکثرا طولانی داستان یک سفر، ماشین گران قیمت، خانه ی لاکچری و گوشی گران خود را بازگو میکند که از طریق اینستاگرام چطور به این ها دست یافته است. و اینجا دقیقا همان نقطه ی آغاز است. حال که توانست ذهن جماعت همراه کننده ی خود را در دست بگیرد و آنها را تحریک کند، دوره ای تحت عنوان با اینستاگرام پول در بیار و ادمین شو را میفروشد. وی همچنین از بازی های روانی بعدی مانند اینکه چون شما فالوئر من هستید میتوانید با قیمتی ارزان تر از قیمت حقیقی این دوره را تهیه کنید. حال که شما تمام اینها را باور کردید و برای آن شخص پول واریز کردید به شما رمز عبور و نام کاربری ای داده میشود تا از طریق نرم افزاری به نام اسپات پلیر، ویدیو های این دوره ها را تماشا کنید. اما چرا اسپات پلیر؟ اسپات پلیر یک فضای امن برای چنین دوره هایی است. زیرا شما چون با نام کابری و رمز عبور مخصوص به خود وارد شده اید، شماره ی شما در تمام ویدیو ها نمایش داده میشود که نتوانید این ویدیو ها را جایی پخش کنید. البته این را هم باید بدانید که هیچ فیلم و عکسی از صفحه نمیتوانید بگیرید و شما فقط تا زمانی که آن شخص هدایت کننده که مدیریت شبکه ی این نرم افزار را در دست دارد تعیین کرده است میتوانید به محتوا دسترسی داشته باشید. یعنی شما پول میدهید برای فیلم هایی که یکبار مصرف هستند!
در مرحله ی بعد، پس از اینکه شما این دوره هارا تماشا کردید، به شما قول میدهند که حتما موفق میشوید و به آن درجه ی رویایی ادمینی میرسید و میتوانید درآمد داشته باشید و حتی خودشان به شما پروژه میدهند در صورتی که شما در این مرحله باید آزمون آنلاین بدهید و اگر حتی یک غلط داشته باشید دیگر پذیرفته نمیشوید و نه به محتوا دسترسی دارید نه پولتان را پس میدهند، نه پاسخگو هستند و نه پروژه ای تحویل گرفته اید. حال اگر فرض را بر این بگذاریم که شما تمام سوال هارا درست پاسخ بدهید و قبول شوید، سپس بعد از رد کردن مرحله ی آزمون شاید مدرکی به شما بدهند که فاقد هر گونه اعتبار در هر سازمان یا ارگان دولتی ای است. پس حتی اگر مدرک هم داشته باشید باز در نقطه ی صفر قرار دارید. اینکه چه محتوایی و با چه کیفیت و کمیت ای هم تحویل شما بدهند بماند! پس این یک راه بی برگشت است که شما علاوه بر پول، زمان خود را هم از دست داده اید و هیچ دستاوردی نداشته اید و این یک خلاصه ای کوتاه از دوره های معروف اینستاگرامی بود برای اینکه در چنگ افرادی که حتی خانه و ماشین اجاره ای دارند و در برخی موارد هم هویت های واقعی ندارند نیوفتید.





نظر شما