تحولات منطقه

درحالی‌ که بیماران پیوندی و مبتلایان به بیماری‌های خاص هر روز با اضطراب تأمین داروهای حیاتی خود زندگی می‌کنند، مسئولان حوزه سلامت بارها بر «تداوم بدون وقفه تأمین دارو» تأکید می‌کنند!

بحران دسترسی بیماران خاص به دارو /  وعده‌های آرامش‌بخش در برابر واقعیت‌های نگران‌کننده
زمان مطالعه: ۵ دقیقه

درحالی‌ که بیماران پیوندی و مبتلایان به بیماری‌های خاص هر روز با اضطراب تأمین داروهای حیاتی خود زندگی می‌کنند، مسئولان حوزه سلامت بارها بر «تداوم بدون وقفه تأمین دارو» تأکید می‌کنند؛ تأکیدی که اگرچه در سطح سیاست‌ گذاری آرامش‌ بخش به نظر می‌رسد، اما در تجربه زیسته بیماران، با صف‌های طولانی، داروخانه‌ های خالی و بازار آزاد چند برابری قیمت‌ ها در تضاد آشکار قرار دارد.

تازه‌ترین اظهارنظر مهدی پیرصالحی، رئیس سازمان غذا و دارو که گفته است «بیماران خاص و پیوندی نگران تأمین دارو نباشند»، بار دیگر این شکاف میان گفتار رسمی و واقعیت میدانی را برجسته کرده است؛ شکافی که حالا به یکی از جدی‌ ترین چالش‌های نظام سلامت کشور تبدیل شده است.

وعده آرامش در سطح سیاست‌ گذاری، اضطراب در سطح درمان

پیرصالحی در تازه ‌ترین موضع‌ گیری خود با تأکید بر اینکه دارو کالایی حیاتی است، اعلام کرده است که «تلاش می‌شود دسترسی بیماران خاص و پیوندی بدون وقفه ادامه یابد»؛ او همچنین از رصد روزانه تأمین دارو در سطح عالی دولت، تشکیل کمیته‌های تخصصی و پیگیری مستمر بانک مرکزی و وزارت بهداشت سخن گفته است.

اما در سوی دیگر ماجرا، بیماران پیوندی، خانواده‌ها و انجمن‌های حمایتی تصویری متفاوت ترسیم می‌کنند؛ این تصویر، نه از «تداوم بدون وقفه»، بلکه از «تأمین قطره‌ چکانی»، «کمبودهای مقطعی تکرارشونده» و «بازار سیاه داروهای حیاتی» حکایت دارد؛ بازاری که در آن داروهایی مانند مای‌فورتیک، سل ‌سپت و ول ‌سایت با چندین برابر قیمت به دست بیماران می‌رسد.

این دو روایت، در کنار هم یک پرسش اساسی را شکل می‌دهند: اگر نظام تأمین دارو پایدار است، چرا بیماران همچنان برای زنده ماندن در صف هستند؟

زنجیره تأمین تحت فشار

به گفته رئیس سازمان غذا و دارو، یکی از عوامل اصلی ناپایداری در تأمین دارو، فشار بر زنجیره مالی و ارزی کشور است؛ او اعلام کرده که مطالبات شرکت‌ های دارویی به حدود ۴۷ هزار میلیارد تومان رسیده و پرداخت‌ ها با تأخیر ۶ تا ۷ ماهه انجام می‌شود. همچنین تنها حدود یک ‌سوم ارز مورد نیاز دارو و تجهیزات پزشکی از ابتدای سال تأمین و منتقل شده است.

این اعداد در ظاهر، بیانگر یک بحران ساختاری در اقتصاد دارو هستند، اما در سطح مصرف‌ کننده، نتیجه آن بسیار ساده ‌تر و تلخ‌ تر است: کاهش دسترسی به داروهای حیاتی.

در همین زمینه، بهمن صبور، عضو هیئت‌ مدیره انجمن‌های صنفی داروسازان ایران نیز تأکید می‌کند که بخش مهمی از مشکل، نه صرفاً کمبود منابع، بلکه «ناهماهنگی در سیاست‌گذاری و نادیده گرفتن ظرفیت بخش خصوصی» است؛ او معتقد است تصمیم‌ گیری‌های غیرکارشناسی و فاصله گرفتن از بدنه تخصصی، چرخه تأمین دارو را دچار اختلال کرده است.

بیماران پیوندی؛ حلقه شکننده نظام سلامت

بخش مهمی از بحران امروز، به بیماران پیوند عضو مربوط می‌شود؛ بیمارانی که کوچک ‌ترین وقفه در مصرف دارو می‌تواند به پس‌ زدن عضو و حتی مرگ منجر شود؛ گزارش‌های میدانی نشان می‌دهد داروهایی مانند مای‌ فورتیک و ول ‌سایت در بسیاری از داروخانه‌ های تخصصی به‌ صورت کامل یا پایدار در دسترس نیستند.

در برخی موارد، بیماران مجبورند دارو را از بازار آزاد با قیمت‌هایی بین ۱۰ تا ۱۴ میلیون تومان تهیه کنند. این در حالی است که بسیاری از خانواده ‌ها توان پرداخت هزینه‌های ماهانه چند میلیونی را ندارند و به کمک خیرین یا شبکه‌ های غیررسمی تأمین دارو وابسته شده‌اند.

یکی از نکات نگران‌ کننده، قطع یا کاهش سهمیه دارویی در داروخانه‌ های تخصصی است؛ موضوعی که به گفته خانواده بیماران، باعث شده «حتی دارو به اندازه نصف دوره درمان» تحویل داده شود.

تناقض میان سیاست ارز ترجیحی و واقعیت بازار

یکی از محورهای اصلی بحران، سیاست ارز ترجیحی و نوسانات آن است؛ اگرچه مقامات دولتی از ادامه این سیاست سخن می‌گویند، اما کارشناسان معتقدند که محدودیت در تخصیص و انتقال ارز، عملاً اثر حمایتی آن را کاهش داده است.

محمدرضا ظفرقندی، وزیر بهداشت نیز اخیراً تأیید کرده است که تأمین ارز دارو با مشکل مواجه شده، هرچند با هماهنگی بانک مرکزی و سازمان برنامه و بودجه وعده افزایش سهم ارز دارو داده شده است.

در مقابل، یونس عرب، رئیس انجمن تالاسمی ایران هشدار داده که هرگونه تغییر در ارز ترجیحی می‌تواند به افزایش شدید هزینه درمان و حتی مرگ بیماران منجر شود. او با اشاره به تجربه بیماران تالاسمی گفته است که تاکنون بیش از ۱۴۰۰ بیمار به دلیل قطع دسترسی به دارو جان خود را از دست داده‌اند؛ آماری که اگرچه محل مناقشه است، اما نشان‌ دهنده عمق نگرانی در میان بیماران است.

بازار آزاد دارو؛ جایی که درمان به کالا تبدیل می‌شود

یکی از پیامدهای مستقیم کمبود دارو، شکل‌ گیری بازار غیررسمی و آزاد است؛ در این بازار، داروهای حیاتی با قیمت‌های چند برابری و بدون نظارت رسمی عرضه می‌شوند.

خانواده‌ ها گزارش می‌دهند که داروهایی که باید در داروخانه‌ های تخصصی با نرخ یارانه‌ ای در دسترس باشند، در بازار آزاد به قیمت‌ هایی غیرقابل‌ تصور فروخته می‌شوند. این وضعیت نه تنها فشار اقتصادی سنگینی ایجاد می‌کند، بلکه امنیت درمان را نیز به خطر می‌اندازد.

در چنین شرایطی، عدالت درمانی عملاً زیر سؤال می‌رود؛ چراکه دسترسی به دارو دیگر نه یک حق برابر، بلکه تابعی از توان مالی خانواده‌هاست.

نظام دارویی در دوگانه «وعده و واقعیت»

اظهارات رسمی سازمان غذا و دارو بر وجود ساختارهای کنترلی، کمیته‌ های تخصصی و رصد مستمر تأمین دارو تأکید دارد، اما در سطح اجرا، گزارش‌ های متعددی از کمبود، تأخیر و ناپایداری در تأمین دارو منتشر می‌شود.

مهدی پیرصالحی در توضیح این وضعیت، بخشی از مشکل را به فشار ارزی و بدهی‌های انباشته نظام سلامت مرتبط می‌داند و تأکید می‌کند که «اجازه بروز اختلال جدی داده نشده است»، اما همین عبارت «اختلال جدی» در تضاد با تجربه بیماران قرار دارد؛ بیمارانی که کمبود دارو برایشان نه یک اختلال، بلکه تهدید مستقیم حیات است.

بخش خصوصی؛ بازیگری که نادیده گرفته می‌شود

یکی از نقدهای جدی کارشناسان، کمرنگ بودن نقش بخش خصوصی در سیاست ‌گذاری دارویی است؛ به گفته بهمن صبور، بسیاری از مشکلات امروز نتیجه تصمیم‌هایی است که بدون مشارکت واقعی بخش خصوصی اتخاذ شده‌اند.

او تأکید می‌کند که اگر ساختار تصمیم‌ گیری اصلاح نشود، حتی افزایش بودجه یا تزریق ارز نیز نمی‌تواند بحران را حل کند؛ چرا که مشکل در «مدیریت زنجیره تأمین» است نه صرفاً منابع.

بحران اعتماد در کنار بحران دارو

آنچه امروز در حوزه داروی بیماران خاص و پیوندی مشاهده می‌شود، تنها یک بحران تأمین نیست؛ بلکه بحران اعتماد میان بیماران و نظام سلامت است. از یک سو مسئولان بر پایداری و مدیریت وضعیت تأکید دارند و از سوی دیگر بیماران با واقعیتی مواجه‌ اند که در آن دارو کمیاب، گران و گاه نایاب است.

اگرچه سیاست‌ گذاران از «تداوم تأمین» سخن می‌گویند، اما تجربه بیماران نشان می‌دهد که این تداوم، در عمل شکننده و ناپایدار است؛ ادامه این وضعیت می‌تواند شکاف میان نظام سلامت و جامعه هدف را عمیق‌ تر کند و هزینه ‌های انسانی و اجتماعی سنگینی به همراه داشته باشد.

در نهایت، بحران داروی بیماران خاص، بیش از آنکه صرفاً یک مسئله اقتصادی یا ارزی باشد، آزمونی برای کارآمدی نظام حکمرانی سلامت است؛ آزمونی که نتیجه آن مستقیماً با جان بیماران گره خورده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha