زن کانون احساسات و عواطف است و مرد باید او را درک کرده و روابط خودش را با او بر چنین حالات و صفاتی تنظیم کند و از اظهار هرگونه محبت که عنصر مهمی در جذب همسر است، دریغ نورزد همانگونه که پیامبر اکرم(ص) فرموده است: «قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأَةِ إِنِّی أُحِبُّکِ لَا یَذْهَبُ مِنْ قَلْبِهَا اَبَداً؛ اگر مرد به همسرش بگوید تو را دوست دارم، اثر این کلام محبتآمیز هیچگاه از قلب او بیرون نمیرود.»
امام حسین(ع) در خطاب به رباب یکی از همسرانش که دارای دو فرزند به نام سکینه و عبدالله(علیاصغر) بود، این چنین اظهار محبت کرده و میفرماید: «لعمرک إننی لأحبّ دارا، تحلّ بها سکینة و الرّباب، احبّهما و أبذل جلّ مالی و لیس لعاتب عندی عتاب؛ به جانت سوگند، خانهای را دوست دارم که سکینه و رباب در آن حضور داشته باشند، آنان مورد علاقه من هستند و بیشترین اموال خویش را برایشان هزینه میکنم و در این کار، جای سرزنش هیچ نکوهشگری وجود ندارد.»
از طرفی رباب خانم هم شایستگی خود در اظهار محبت به شوهرش امام حسین(ع) را به اوج رساند و در سفر کربلا با فرزندانش همراه امام بود و پس از شهادت آن حضرت نیز وفاداریش را به زبان شعر و عمل، نشان داد و گفت: «آن پرتوی که دیگران از درخشش آن بهره میبردند، در کربلا کشته شده و غیر مدفون رها شده است.»

در ادامه گفت: «ای فرزند پیامبر(ص)! خدا از طرف ما تو را پاداش نیکو داده و در وقت میزان، تو را از هر زیانی به دور دارد. تو آن چنان کوه محکمی بوده که من بدان پناه میبردم و تو با رحمت و از سر دینداری با ما همنشینی داشتی. دیگر چه کسی برای یتیمان و فقیران، مانده؟ و چه کسی است که مسکینان به او پناه برده و او بینیازشان سازد؟ به خدا قسم، دیگر سایهای بعد از تو بر سرم نخواهم پذیرفت تا در میان خاک، پنهان شوم.» رباب در این اشعارش بصیرت، عشق و وفاداری را تا آخر عمر به حضرت نشان داد؛ به قول شاعر که گفته است:
رشتهای بر گردنم افکنده دوست / میکشد هر جا که خاطرخواه اوست
رشته بر گردن نه از بیمهری است / رشته عشق است برگردن نکوست
در روایتی آمده است که عبیدالله بن عتبه چنین میگوید: «نزد حسین بن علی(ع) بودم که علی بن حسین(ع) وارد شد. حسین(ع)، او را صدا زد، در آغوش گرفت و به سینه چسبانید، میان دو چشمش را بوسید و سپس فرمود: «پدرم به فدایت باد، چقدر خوشبو و زیبایی.»
از این رفتار امام حسین(ع) میتوان اهمیت اظهار محبت را متوجه شد زیرا اگر همسر و فرزندان، محبت را در خانه احساس کنند و فضای خانه را آکنده از مهر و محبت مشاهده کنند، اعتمادسازی آنان به پدر خانه افزایش پیدا میکند و از خانواده جدا نمیشوند تا به دامان یگانگان پناه ببرند.
توجه و تشویق به کارهای خوب
پدر خانواده به علت اشتغال و تلاش برای تأمین نیازهای منزل، نمیتواند نسبت به عملکردهای همسر و فرزندانش بیتوجه باشد و باید امور روزانه خود را بهگونهای تنظیم کند که فرصتی برای بودن در کنار خانواده و گفتوگو وجود داشته باشد زیرا توجه به عملکرد همسر و فرزندان و داشتن واکنش مناسب، اثر ارزشمندی در تشویق به انجام خوبیها و بازدارندگی از اعمال نادرست خواهد داشت و سزاوار نیست که مرد خانه در برابر تلاش و زحمات همسر و فرزندان بیتفاوت باشد و رفتار نسنحیدهای داشته باشد.
امام سجاد(ع) در روایتی فرمود: «من به بیماری شدیدی مبتلا شدم. پدرم بر بالینم آمد و فرمود: چه خواستهای داری؟ عرض کردم: دوست دارم از کسانی باشم که درباره آنچه خداوند برایم تدبیر کرده، نپرسم. پدرم در مقابل این جمله به من آفرین گفت و فرمود: تو مانند ابراهیم خلیلی؛ به هنگام گرفتاری جبرئیل نزدش آمد و پرسید: از ما کمک میخواهی؟ او در جواب فرمود: درباره آنچه پیش آمده از خداوند سؤال نمیکنم. خداوند مرا کافی است و او بهترین وکیل است.»
امام زینالعابدین(ع) هنگام وفات خود فرزندش امام محمدباقر(ع) را به سینه چسبانید و فرمود: «ای پسر جان، من وصیت میکنم تو را به آنچه که وصیت کرد به من پدرم هنگامی که وفاتش حاضر شد و فرمود: این وصیت را پدرم به من نموده، و فرمود: «یا بنیّ، ایّاک و ظلم من لا یجد علیک ناصرا الّا اللّه؛ ای پسر جان من، بپرهیز از ظلم بر کسی که یاوری و دادرسی ندارد مگر خدا.»
نتیجهگیری
همسری که الگوی رفتاری او در فراز و نشیب زندگی، امام حسین(ع) باشد در رعایت حقوق، اظهار محبت، گفتن واقعیتها، دعوت به صبر و توجه و تشویق به خوبیها، روابطی گرم و صمیمی را در فضای خانه عطرآگین کرده و از زندگی آمیخته با روحیه بندگی و رضایت الهی لذت برده و فرجام سعادتمندی را برای خود و خانوادهاش فراهم میکند.




نظر شما