همان فتوایی که باعث شد تا نویسنده مرتد کتاب «آیات شیطانی» در پناهگاه انگلیس مخفی شود و خشم مقدس مسلمانان را که به صورت پراکنده در شهرهای کشورهای مسلمان نشین به جوش آمده بود، به خروشی فراگیر تبدیل نماید.
این حکم تاریخی امام خمینی اولین و آخرین حکم فقهی درباره ارتداد نبوده ونخواهد بود.
احکام فقهی مرتبط با ارتداد و مرتد از مباحثی است که در رسانه های غربی و ضد دینی مورد هجمه قرار گرفته است. شبهات مرتبط با ارتداد را با آیت ا... العظمی جعفر سبحانی؛ که اهالی علم و فقه چه از جماعت شیعه و چه اهل سنت او را به تسلطش به علم کلام میشناسند، در میان گذاشتیم تا شبهه پراکنی رسانه های غربی را مرجع تقلید شیعیان پاسخ گوید.
میزبان پاسخهای عالمانه استاد برجسته حوزه علمیه قم و مرجع تقلید شیعیان درباره ارتداد و شبهات آن باشید.
در جهان معاصر و در قلمرو حقوق و آزادیهاى مذهبى، مسأله «ارتداد» از مهمترین و حساسترین موضوعات شمرده میشود. برای آغاز بفرمایید تعریف اسلام از ارتداد چیست و مرتد کیست؟
- کلمه مرتد از «رده» گرفته شده است، این کلمه در قرآن آمده است؛ بنابراین اگر کسی بگوید مرتد در قرآن نیست، دچار اشتباه است. حتی حکم قتل مرتد نیز درقرآن ذکر شده است. ارتداد درباره شخصی به کار گرفته میشود که کافر بوده، مسلمان شده و مجددا کافر شود، یعنی برگشت به ما قبل. حکم ارتداد سه شرط دارد. اولاً بالغ باشد، ثانیاً عاقل باشد، ثالثاً مختار باشد.
احکام فقهی که بر شخص مرتد جاری میشود چیست؟
- شخصی که پدر و مادرش مسلمان هستند و در محیط اسلامی بزرگ شده است، اگر از اسلام برگردد و علیه اسلام شعار بدهد و یا اقدام کند، ضررش برای مردم بخصوص جوانان از اقدام غیر مسلمان علیه اسلام، بیشتر است. عقیده شیعه این است که این شخص باید کشته شود و توبه او پذیرفته نیست؛ صد بار هم توبه کند، توبه اش قبول نیست. هرچند ممکن است توبه اش در آخرت قبول شود که این موضوعی دیگر است. بنابراین همسرش از او جدا و اموالش تقسیم شود.
چرا توبه مرتد پذیرفته شدنی نیست؟
-دلیل آن این است که اگر در خصوص فعل او مسامحه شود، در حقیقت خواسته اند این میکروب را توسعه بدهند.
در چه صورتی توبه مرتد پذیرفته میشود؟
-همانگونه که بیان شد، ممکن است توبه شخص مرتد نزد خداوند پذیرفته شود و در روز قیامت آمرزیده شود، اما نسبت به اجرای حد ارتداد اینگونه نیست؛ بلکه حد باید جاری شود. و گرنه هر مرتدی از این حیله استفاده میکند و استغفار را به زبانش جاری میکند.
البته مرتد فطری(کسى که یکى از پدر و مادرش در حال انعقاد نطفۀ او، مسلمان باشد سپس بعد از بلوغش اظهار اسلام نماید و پس از آن از اسلام خارج شود) کشته میشود؛ اما مرتد ملی(کسى که پدر و مادرش در حال انعقاد نطفۀ او کافر باشند سپس بعد از بلوغ اظهار کفر نماید و پس از آن اسلام بیاورد و مجدد کافرشود) و همچنین مرتد فطری زن کشته نمیشوند، بلکه اینها زندانی میشوند تا برگردند.
چگونه میتوان بین آیه «لاإکراه فی الدین» و محاکمه مرتد به خاطر عقیده اش، مطابقت داد؟
- در اسلام در خصوص زندگی دو مساله وجود دارد، نخست اعمال قائم بر جوانح(امور قلبی) و دیگری اعمال قائم بر جوارح(اعضای بدن). اعمالی که مربوط به جوارح میباشد، قابل اکراه است؛ به عنوان مثال من میتوانم امر کنم که فلان فرد چشمش را ببندد؛ یعنی میشود کسی را مجبور به انجام کاری با اکراه کرد. اما اعمال قلبی و عقیدهای غیر قابل اکراه است؛ زیرا عقیده خریدنی و اکراهی نیست و نمیشود کسی را به زور معتقد کرد؛ اگر بخواهیم کسی را به اسلام معتقد کنیم باید از راهش وارد شویم.
چه راهی؟
- «ادْعُ إِلَى سَبِیلِ رَبکَ بِالْحِکْمَهِ وَالْمَوْعِظَهِ الْحَسَن» بنابراین اگر بخواهیم عقیده را ایجاد کنیم راهش همین آیه است و الا با کتک زدن و پول خرج کردن زبان عوض میشود، اما باطن عوض نمیشود.
بنابراین معنی آیه «لا اکراه فی الدین» روشن است که دین عملی جوانحی و قلبی است. وادار کردن به اسلام، ممکن نیست، زیرا دین یک مسأله عقیدتی به تمام معناست و عقیده به زور ایجاد نمیشود بلکه باید از طریق دلیل و برهان موعظه و مجادله ایجاد کرد. پس این آیه ارتباطی به مسأله ارتداد ندارد. گاهی آیه را بد معنا میکنند.
یکی از شبهاتی که درحال حاضر مطرح شده است، این است که به واسطه اجرای حکم ارتداد، اسلام متهم به عدم رعایت آزادی عقیده و نقض حقوق بشر میشود، پاسخ حضرتعالی به این شبهه چیست؟
- آزادی دینی به چه معناست؟ اسلام هرگز کسی را وادار نکرده که حتماً مسلمان باشد. هر کسی این را بگوید باید بداند که اسلام میگوید یهودی هستی در یهودی بودن بمان، اما چون در حکومت اسلامی زندگی میکنی، باید مالیات بدهی، همین طوری که مسلمانان خودشان مالیات میدهند و اگر میخواهی در نصرانیت بمانی، بمان؛ اسلام احدی از پیروان این شرایع را مجبور به ورود به اسلام نمیکند، اینها میتوانند بمانند، البته تحت شرایطی. اما اگر کسی اسلام را برگزید، حق ندارد از اسلام برگردد. اگر برگردد و علیه اسلام تبلیغ کند، لفظاً و عملاً مرتد میشود و این در اسلام جایز نیست. طبیعی است که هیچ نظامی در دنیا به دشمن خود اجازه فعالیت نمیدهد .
مثلاً اگر کسی بخواهد در کشور سرمایه داری با نظام سرمایه داری بجنگد، نظام اجازه نمیدهد، چرا؟ میگوید شما با اصل نظام مخالفید. در نظام سوسیالیستی اگر کسی بخواهد مزاحم آن بشود اجازه نمیدهد.
حال اسلامی که نظامش بر اساس اعتقاد به ماوراء الطبیعه است و ارکانی دارد که اگر آنها را برداریم، نظامش فرو میریزد؛ اگر کسی بخواهد تنها یا کلوپی را تشکیل دهد که این کلوپ از طریق جزوه، نامه، پیامگیر و چیزهای دیگر عقیده مردم را متزلزل کنند این در حقیقت دشمنی مستقیم با نظام است و در تمام دنیا هیچ نظامی به دشمن خود اجازه نمیدهد که او را نابود کند.
حضرت آیت ا... سبحانی ! برخی از حقوقدانان ارتداد را «جرم» میدانند که به اخلال در نظم و امنیت عمومی منجر میشود نه به عنوان یک جرم سیاسی و اقدام علیه نظام حاکم، این نگرش حقوقی با نگاه فقهی شریعت اسلام و فقهای شیعه تعارض یا تضادی ندارد؟
- گاهی اوقات نظام را یک نظام مادی فرض میکنیم که در آن مذهب از اجزای نظام نیست، یعنی نظام منهای مذهب است. به عنوان مثال در فرانسه نظامی برای خودشان دارند و آن نظام، نظام منهای مذهب و ماورای طبیعت است. اگر کسی از دینی به دین دیگر برگردد و یا اصلا دین را ترک کند نظام نسبت به آن فرد بی تفاوت است؛ چرا؟ زیرا اکثریت به آن نظام منهای دین رأی داده اند لذا او هر چه هم بکند نظام با او کاری ندارد.
اما اگر نظامی داریم که مبنی برخداشناسی و ماوراء الطبیعه شکل گرفته است؛ یا نظامی است که مردم بر این اساس رأی داده اند، به عنوان مثال 98 و نیم درصد از مردم بر نظامی رأی داده اند که مبتنی بر اعتقاد به خدا و نبوت پیغمبر اکرم و شریعت اسلام و ... است؛ اگر کسی مرتد شود یک موقعی در درون خانه مرتد است و کسی کاری با او ندارد؛ یا فرض کنید که مرتد است و در بیرون تبلیغی نمیکند؛ یا مرتد است و عرض میکند که حاکم شرع من شبههای دارم و شبهه من را رفع کنید، لذا کسی به او کاری ندارد و شبهه او را باید رفع کرد.
اما اگر این آدم یک مرتد است و به تبلیغ کردن اقدام کرده است، این تبلیغ یک نوع قیام بر خلاف نظام است؛ چرا؟ نظام میگوید که ارکانش براساس اعتقاد به خدا و ماوراءالطبیعه استوار است و این فرد این اساس را نفی کرده است؛ به گونهای که هم خودش نفی میکند و هم دیگران را نفی میکند؛ این بدین معناست که این آدم بر خلاف نظام قیام کرده و برخلاف نظام قیام کردن در حقیقت یک نوع جرم عمومی است، زیرا عموم به این نظام رأی داده اند و این فرد میخواهد با افکار عمومی بازی کند.
در هیچ منطقه از دنیا اجازه نمیدهند فردی بیاید و بر خلاف نظام تبلیغ و قیام کند. اگر در کشورهای دیگر تغییر مذهب جرم نیست، به جهت این است که نظام شان نظام مادی است و اما در جایی که نظام اسلامی است، این اگر خودش مرتد شود و تبلیغ نکند، کسی با او کاری ندارد اما اگر تبلیغ کند و یا این که کلیساهای خانگی درست کنند و جوانان را منحرف کنند نظام جلوی او را میگیرد. در کجای دنیا میتوان ملاحظه کرد که انسانی اجازه دهد که دشمنی او را از بین ببرند.
شبهه پراکنان گاهی ادعا میکنند که ما سؤالها و شبهاتی داریم، البته شبهات را مطرح کنند، مسلما حاکم شرع باید شبهات آنها را رفع کند.
همین که انسانی بگوید من مردد شدم، این سبب نمیشود که این فرد را به ارتداد و قتل محکوم کنیم. گاهی انسان با این شبهه پراکنیها میخواهد علیه نظام نیرو بگیرد؛ نیرو گرفتن علیه نظام همین است که کافر درست کند تا بر خلاف این نظام جمعیتی را شکل دهد، مسلما این را نظام نمیتواند بپذیرد.
یکی از کارهای یهود در صدر اسلام این بود که برای این که مسلمانان را از اسلام دور کند، به جوانان یهود گفتند بروید ایمانی چند روزه بیاورید و پشت سر پیغمبر نماز بخوانید و بعد بیایید و علیه پیغمبر شعار بدهید تا از این طریق مردم از اسلام برگردند. بنابراین هیچ گاه نظام نمیتواند چنین پدیدهای را بپذیرد که فردی یا گروهی بتدریج بخواهند نظام را از پای در آورند.
حکمت قتل مرتد چیست؟ اجرای حکم مرتد به چه شرایطی بستگی دارد؟
-در درجه نخست موضوع مرتد باید ثابت شود که این آدم مرتد است و این امری فنی است و کار عوام الناس نیست کار انسانی فنی(مجتهد) است و او بعد از آن که با شخص متهم به ارتداد مذاکره کرد روشن میشود که این فرد مرتد است یا خیر.
پس از این که ارتدادش ثابت شد، اجرای حکم این فرد به دست افراد خاصی است و هرکسی نمیتواند او را بکشد.اگر مرتد خونش حلال است کشتنش برعهده یک فرد عادی نیست بلکه بر عهده نظام است؛ نظام حاکم و قاضی دارد که او باید حکم کند والا هر فردی حق ندارد او را بکشد.



نظر شما