روزنامه اعتماد طی یادداشتی به قلم مشترک فیاض زاهد و محمد مهاجری، در تحلیل عملکرد پزشکیان نوشت: مسعود پزشکیان مهمترین راهبرد انتخاباتی و سپس ایحاد دولت خود را بر راهبرد وفاق بنیان گذاشت. درک وی از تحولات داخلی موید این واقعیت بود که رئیسجمهوری که در دل این نظام سیاسی به قدرت میرسد، نمیتواند به شکل اپوزیسیون رفتار کند. یا شرایطی رقم بخورد که اضلاع مختلف حکومت چون جزیره رفتار کند. بزرگترین خطای راهبردی در دل ساختار حکمرانی ایران ایجاد تعارضات درونی و شبه دیالکتیکی است. دقیقاً در جایی که باید چون یک سمفونی هماهنگ، هارمونی خود برای نیل به اهداف را کوک میکرد، به تکمضرابهای گوشخراشی بدل میشد که کمتر به مخالف و دشمن نیاز داشت. پزشکیان این نکته را خوب فهمید؛ اینکه اگر میخواهد کاری بکشد، باید دیگر ارکان نظام سیاسی را با خود همراه گرداند. باید از توان و ظرفیت آنها بهره ببرد. از سطح تنشها و دوئیتها بکاهد و به سطحی معقول از تعامل سوق یابد. تا اینجای کار میتوان این استراتژی را مورد حمایت قرار داد.
هر کاندیدایی با تکیه بر شعارهای منحصربهفرد خود، هواخواهان و متحدانی را جلب و همراه میکند. پزشکیان هم از این قاعده مستثنی نیست. او سابقهای طولانی در جریان اصلاحات داشت. بارها در هیأت نمایندگان تبریز به مجلس راه یافته بود و رداء وزارت را هم بر تن کرده بود. شاید در این انتخابات همه بار و وزن وی تنها بر دوش اصلاحطلبان نبوده باشد، اما بیتردید ماشین کمپین و سیاستورزی او بر اعتبار و قدرت اجتماعی اصلاحطلبان و میانهروها و برخی از اصولگرایان غیرپایدار استوار بود. نباید فراموش کرد که او تنها کاندیدای بازمانده جریان اصلاحات بود. لذا تکیه اصلی او بر پایگاه اجتماعی آنها، منتقدین و باورمندان کنش سیاسی استوار بود. بدیهی است وقتی کاندیدایی به پیروزی میرسد، تکیه اصلیاش بر استراتژی مدیریتی، پایبندی و ابرام بر شعارهای خود و بهرهوری از نیروهای سیاسی و مدیران همسو با خود است.
بررسی عملکرد چندینماهه پزشکیان نشان میدهد بیش از آنکه حامیان و همراهانش در بافت و ساخت دولت سهیم بوده باشند، رنگینکمانی از مدیران و عناصر نامعتقد به این دولت از فرصتها بهره بردهاند. بخش مؤثری از نیروهای وفادار دولت یا تایید صلاحیت نشدند، یا با موانع دیگر مواجه شدند و برخی دیگر نیز اساساً فضا را برای خود مناسب ندانستند. از آن سو با تکیه بر وفاق و تحمل و مردممداری رئیسجمهور، گروهها و نمایندگان فرقههای مختلف اصولگرایی و حتی برخی از مخالفان رئیسجمهور نیز به دولت راه یافتند. در کابینه دولت نمایندگان دولت قبلی و سران قوا به نام وفاق به کابینه راه یافتند. در انتخاب استانداران، بسیاری از نیروهای حامی ناامید شدند. در چینش فرمانداران و مدیران کل، مداخلات نمایندگان مجلس و نهادهای امنیتی و نظامی عرصه را بر هواخواهان ستادهای پزشکیان تنگ کردهاند.
به نظر رئیسجمهور باید به آن ۵۰ درصدی که در انتخابات مشارکت نکردهاند و کنش سیاسی در دل ساختار کشور را بیفایده میدانند، توجه بیشتری کند. رئیسجمهور در میانه خطی است که یکسویش افراطیها و در دیگر سویش مخالفین و منتقدین جدی و حتی براندازان قرار دارند. انتخاب پزشکیان فرصتی است که نظام خطاهای ناشی از داستان مهسا را جبران کند. زمان بخرد و طیف گسترده ناراضی را از فروافتادن به دام براندازان برهاند، دری جدید بگشاید. پزشکیان به دولتی هارمونیک و هماهنگ نیاز دارد. کسانی که در دولت پشتیبان او بوده و باید در جامعه مدنی بر قدرت اجتماعی او بیفزایند. در غیر این صورت وفاق به نتیجه مطلوب نخواهد رسید. نباید به بازیگران نفاق که برای کسب پست و میز به هیچ اصل اخلاقی پایبند نیستند، بیش از اندازه میدان داده شود.



نظر شما