... و چه نشانه، چه بهانه و چه سببی از این زیبا تر که این واقعه و مصادف شدن مقدمه ای باشد برای درنگ بیداری و هشدار مرگ و زندگی ؟
چرا که آیات بسیاری از قرآن کریم با صراحت دلالت میکند حیات و ممات مکرر و تبدیل و دگرگونی ها در طبیعت و انسانها هنر خداوند و زمینه ی بیداری دلها از خواب مرگ بار غفلت است.
از باب مثال :
خداوند در سوره مبارکه فاطر می فرماید :
« وَ اللَّهُ الَّذِی أَرْسَلَ الرِّیاحَ فَتُثِیرُ سَحاباً فَسُقْناهُ إِلی بَلَدٍ مَیِّتٍ فَأَحْیَیْنا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها کَذلِکَ النُّشُورُ (9) »
خداوند آن کس است که بادها را فرستاد تا ابرهایی را به حرکت در آورند، ما این ابرها را به سوی سرزمین مرده ای می رانیم و به وسیله آن زمین را بعد از مردنش زنده می کنیم، رستاخیز نیز همین گونه است!
نظام حساب شده ای که بر حرکت بادها و سپس حرکت ابرها و بعد از آن نزول قطره های حیاتبخش باران و به دنبال آن زنده شدن زمینهای مرده حاکم است، خود بهترین دلیل و خود بهترین گواه بر این حقیقت است که دست قدرت حکیمی در پشت این دستگاه قرار دارد و آن را تدبیر می کند.
نخست به بادهای گرم و داغ دستور می دهد از مناطق استوایی به سوی مناطق سرد حرکت کنند و در مسیر خود آب دریاها را بخار کرده به آسمان فرستند، سپس به جریانهای منظم سرد قطبی که دائما در جهت مخالف جریان اول حرکت می کنند دستور می دهد بخارات حاصله را جمع آوری کرده و ابرها را تشکیل دهند.
باز به همان بادها دستور می دهد ابرها را بر دوش خود حمل کنند و به سوی بیابانهای مرده گسیل دارند، تا قطرات زنده کننده باران از آنها سرازیر گردد.
سپس به شرایط خاص زمین و بذرهای گیاهانی که در آن افشانده شده فرمان پذیرش آب و نمو و رویش می دهد، و از موجودی ظاهرا پست و بی ارزش موجوداتی زنده و بسیار متنوع و زیبا، خرم و سرسبز، مفید و پر بار به وجود می آورد که هم دلیلی است بر قدرت او، و هم گواهی است بر حکمت او، و هم نشانه ای است از رستاخیز بزرگ! در حقیقت آیه فوق از چند جهت دعوت به توحید می کند:
از نظر برهان نظم، و از نظر برهان حرکت که هر موجود متحرکی محرکی می خواهد و از نظر بیان نعمتها که از جهت فطری انگیزه ای است برای شکر منعم.
از طرفی دیگر تقارن نوروز ، با شبهای قدر و شبهای ضربت خوردن و شهادت امیرالمومنین علی(ع) با موضوعات بین المللی در حال وقوع را شاهد هستیم که در پیش چشم تمام رسانه های دنیا در سوریه ، لبنان ، یمن واضح و آشکارا به صرف شیعه علی بودن زنان و مردان و کودکان را جلوی چشم یکدیگر ذبح و به شهادت میرسانند و حاکمان کشورهای مسلمان همرنگ و همسو با صهیونیست ، داعش و وهابیت تکفیری مسلط بر سوریه ، در حالی شب قدر گرفته و تقدس مئابی داشته و احیاء میگیرند که چنین احیائی در حقیقت خواب و مرگ اصلی بشریت شمرده میشود، آیا احیاء حقیقی دلها و طبیعت چنین معنایی دارد؟
آیا بشر مفهوم گمشده ی واقعی احیاء به فراموشی نسپرده است؟
آیا چنین احیائی اسباب سخره و استهزاء خود خداوند نیست؟
آیا سبب و ویژگی شبهای قدر نزول قرآن کریم نیست و آیا قرآن کریم فلسفه ای غیر از احیاء قلوب بشریت و شناخت حقایق هستی دارد؟
آیا پیامبران الهی ، اولیاء و معصومین علیهم السلام رسالتی جز خدمت به خلق و شناخت خالق داشته اند ؟
آیا انسان کامل و کاملترین مخلوقات هستی که در قرآن کریم خلیفه الله نامیده میشوند بجز انبیاء الهی ، پیامبر اکرم و اهلبیت معصومین (ع) بوده اند؟
وقتی در جامعه ای که شاهد شکافته شدن علی بن ابیطالب در محراب مسجد است و در همان جامعه سوال میشود مگر علی نماز میخواند که در مسجد کشته شد؟
وقتی که شهید شد علی در محراب؛ گفتند مگر نماز میخواند علی؟
آیا قدرت رسانه ای توانسته حق مطلق را باطل و باطل مطلق را حق جلوه دهد آیا در آن جامعه احیاء و بیداری قلوب معنا و مفهوم دارد؟
آیا شبهای قدر ، احیاء قلوب و احیاء طبیعت مختص شیعیان است یا همه ی مسلمانان ؟
در حالی که مختص مسلمانان نیز نیست و هر انسان آزاده ای را میتواند به فکر فرو برده و از خواب غفلت بیدار کند کما اینکه امروزه ملت های دنیا خاصه ملل مسلمان راه خود را از حاکمان جدا کرده و مسیری را پیش گرفته اند که حاکمان فریفته و فریب خورده فعلی نمیخواهند و غرور ملت ها ، انسانیت مسلمانها در مجموع به سمت بیداری ست لکن گاهی دوچار سردرگمی و کلافه گی میروند .
آری احیاء طبیعت، احیاء قلوب و تقارن نباید در مناجات های خالی و اشگهای سطحی باشد بلکه بجز ارتکاب گناهان و خطاهای فردی و طلب غفران در آنها ، به سمت سوی نگاههای کلان در دنیا باشد و اطراف خود و جوامع بشری باشد که مسیر کلی انسانیت و حاکمان دنیا چه مسیری ست و آیا آن مسیر به سمت شیطان در حال حرکت است یا به سمت خداوند در حال حرکت است ؟ آنگاه است که بهار طبیعت ، بهار دلها، نزول حقیقت قرآن کریم ، شبهای شهادت ابوتراب علی (ع) احیاء واقعی به خود خواهد گرفت و میتواند آغاز سالی جدید با نگرشی ژرف تر و به معنای واقعی کلمه نوروز حقیقی دلها و جانها باشد گرچه در اعتقادات مهدوی (عج) منتهای مطلوب زمان ظهور حضرت مهدی(عج) خواهد بود.
روزها نو نشده کهنه تر از دیروز است
گر کُند یوسف زهرا نظری نوروز است
لحظه ها در تپش و تاپ و تپ آمدنش
آسمان چشم براه قدمش هرروز است
ای خدا کاش شود سالِ نوأم عید فرج
که نگاهم نگران منتظر آن روز است
نظر شما