تحولات منطقه

۱۳ آذر ۱۴۰۴ - ۰۱:۱۴
کد مطلب: ۱۱۱۴۵۸۵

خزان، خریف، برگریزان. خاموشی دهان آتشپاره‌هایی است که از پشت درهای بسته رمانتیک‌ترین شعرها را برای میلیاردرهای سرخابی می‌خوانند و زبان سکوت و سکون را نمی‌شناسند.

شهرآورد زیر تازیانه دود و سرب!
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

خزان، خریف، برگریزان. خاموشی دهان آتشپاره‌هایی است که از پشت درهای بسته رمانتیک‌ترین شعرها را برای میلیاردرهای سرخابی می‌خوانند و زبان سکوت و سکون را نمی‌شناسند. ۲۸۳ کیلومتر دورتر از پایتخت، شهرآورد ۱٠۶ با همه مصائبش به تفنگچی‌های متبختر گرا می‌دهد تا در آدینه معهود و موعود، دنیا را روی سرهایشان بگیرند و گور حریف تا بن دندان مسلح را بکنند تا گرانی نان و آزادی جان برای 90 دقیقه در اذهان هاشور بخورد و دربی، غم‌ها و غصه‌ها را الک کند. ‌
یک سو اوسمار ویرا و دربی‌بازانی که در این سال‌ها ثابت کرده‌اند خوب بلدند خون را در رگ‌های دوئل‌های مرگبار بدوانند و رقیب سنتی را به لبه پرتگاه بفرستند. دربی‌بازانی چون حسین کنعانی‌زادگان، امید عالیشاه و علی علیپور که سابقه نقره داغ کردن آبی‌ها را در کارنامه خود دارند و می‌توانند در سرمای سوزناک خزان کاری‌ترین زخم‌ها را بر کالبد رقیب وارد کنند و به گلادیاتورهای فاتح بدل شوند.
آن‌سو اما ریکاردو ساپینتو و توپچی‌هایی که صدای کلنگ از سمت چپ سینه‌هایشان به گوش می‌رسد. برگ‌های برنده‌ای چون یاسر آسانی، روزبه چشمی و علیرضا کوشکی که قادرند ارتش لاجوردی را از سرمای اراک نجات دهند و با آخرین سوت قاضی کارزار، غش غش بخندند.
تا روز واقعه چیزی نمانده. وقتی آفتاب زیر ابر تقاص دل برشته پاییز را می‌گیرد و سکوها بی‌اعتنا به لالایی روزگار، شهر را به‌هم می‌ریزند و با حنجره‌های زخمی ستاره‌های مقوایی عزیز را تهییج می‌کنند، باید شکیبایی کرد و منتظر ماند تا سرنوشت به دنبال گلوله، همای سعادت را بر شانه‌های یکی از دو فرمانده رستگار بنشاند. تا زاغ‌های شوم و سالخورده سراغ شانه سکان‌دار مغموم و مغبون نبرد را در خط پایان یک ماراتن تب‌آلود بگیرند. تا جمعه مانده دو دانگی. پلک نمی‌زنیم و زیر تازیانه دود و سرب و بوق چشم‌انتظار لحظه‌ای می‌مانیم تا آشیانه‌ای تسخیر شود و خواب مسافران خوشبخت دربی تعبیر گردد. آبی یا قرمز؟ اوسمار یا ریکاردو؟ عالیشاه یا چشمی؟ وقتی قرار است کِشتی در شن مانده جماعتی را به سیاره اندوه بفرستد و بلم به ساحل رسیده در محاصره شن‌های روان خوش‌باشی را برای نیمی از ورزشگاه به ارمغان بیاورد، نفس را در سینه محبوس می‌کنیم و منتظر می‌مانیم تا ببینیم توفان شن کدام پارتیزان‌های مغموم و مغبون را فرو خواهد بلعید.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha