اسدالله ربانی می نویسد که دانشمند محترم تاج لنگرودی بیان کرده است؛ زمانی در ایام فاطمیه جناب حجه الاسلام و المسلمین صالحی خوانساری در منزل من منبر می رفتند. پس از پایان موعظه پیش از ذکر مصیبت، مطالب جالبی را درباره ی علامه امینی بدین شرح نقل کردند: روزی برای عیادت و پرسش مطلبی از علامه امینی، از منزل به سوی خانه ایشان به راه افتادم. در بین راه به حضرت آیه الله سعیدی برخوردم. پرسید: کجا می روید؟ گفتم: به عیادت علامه امینی.
فرمود: من هم مشتاقم با شما همراه باشم. با هم به منزل آیه الله علامه امینی شرفیاب شدیم.
پس از سلام و ادای احترام و احوال پرسی، عرض کردم: اجازه می فرمایید مطلبی از محضرتان بپرسم و استفاده کنیم؟ فرمود: درباره چیست؟ گفتم: درباره حضرت فاطمه (س).
فرمود: من می نشینم، آن گاه سؤال کنید؛ زیرا من دور از ادب می دانم که نام حضرت فاطمه (س) را بشنوم و یا نامش را بگویم در حالی که پایم دراز و یا در بستر باشم.
او که به شدت بیمار بود به خود تکانی داد که برخیزد و بنشیند، ناگاه پرده اتاقِ دیگر، کمی به کنار زده شد و دیدم برخی از خانم های اندرون منزل با دست اشاره می کنند که نگذارید آقا برخیزد، برای آن که نباید بنشیند و یا بایستد.
ما هم هر چه اصرار کردیم که ننشیند، نپذیرفت و می گفت: چگونه می شود نام حضرت فاطمه (س) برده شود و من دراز کشیده باشم؟ سرانجام با زحمت بسیاری نشستند و به سوال ما با کمال صبر و حوصله پاسخ دادند و در تمام مدت ادب خود را با وجود بیماری که داشتند در برابر نام حضرت فاطمه (س) حفظ نمودند.



نظر شما