تحولات منطقه

سریال «شغال» به کارگردانی بهرنگ توفیقی با حضور جمعی از بازیگران شناخته ‌شده شبکه نمایش خانگی، پس از چندین هفته پخش، جمعه ۱۲ دی ۱۴۰۴ به ایستگاه پایانی رسید.

روایت تاریکی بی‌پایان در جهانی ناامید
زمان مطالعه: ۵ دقیقه

سریال «شغال» به کارگردانی بهرنگ توفیقی با حضور جمعی از بازیگران شناخته ‌شده شبکه نمایش خانگی، پس از چندین هفته پخش، جمعه ۱۲ دی ۱۴۰۴ به ایستگاه پایانی رسید. این سریال که هر هفته جمعه‌ها منتشر می‌شد، از همان قسمت‌های ابتدایی خود کوشید با انتخاب یک سوژه ملتهب اجتماعی، مخاطب را درگیر جهانی تاریک، پرتنش و آکنده از خشونت‌های پنهان کند.
«شغال» در قالب یک درام اجتماعی ـ روان‌شناختی تلاش داشت شکاف طبقاتی، مناسبات قدرت و تبعات سکوت در برابر ظلم را به تصویر بکشد؛ اما پرسش اصلی این است که آیا این روایت توانست با جامعه ایرانی و مختصات فرهنگی و اجتماعی آن پیوندی باورپذیر برقرار کند یا خیر.

آغاز با یک زخم عمیق

داستان سریال شغال با تجاوز پسری از طبقه مرفه و برخوردار جامعه به دختری از طبقه فرودست آغاز می‌شود، اتفاقی که به‌جای آنکه تنها یک حادثه فردی باشد، به موتور محرک روایت و بستری برای نمایش مناسبات نابرابر قدرت تبدیل می‌شود.
این ماجرا خانواده‌ها، روابط و شخصیت‌های مختلفی را درگیر می‌کند و روایت به‌تدریج وارد شبکه‌ای از دروغ، سکوت، خیانت، انتقام و بازی‌های پشت ‌پرده می‌شود. در این میان، پول و نفوذ اجتماعی به‌عنوان ابزاری برای خاموش ‌کردن حقیقت و پیش ‌بردن منافع شخصی عمل می‌کند و قربانیان بیش از پیش در انزوای خود فرو می‌روند.
انتخاب موضوع تجاوز و نسبت آن با طبقه اجتماعی، بی‌شک یکی از جسورانه‌ترین انتخاب‌های «شغال» بود؛ موضوعی که در جامعه ما کمتر به ‌صورت جدی و بی‌پرده به آن پرداخته شده و همچنان از فقدان قوانین حمایتی مؤثر رنج می‌برد.
با این حال، مسئله اصلی از جایی آغاز می‌شود که سریال در مقام اجرا و روایت نتوانست این سوژه حساس را آنچنان که باید، متناسب با بافت اجتماعی ایران «ایرانیزه» کند.
بهرنگ توفیقی در مقام کارگردان، جهانی خلق کرد که بیش از آنکه بازتابی از جامعه امروز ایران باشد، به یک فضای انتزاعی و اغراق‌شده شباهت دارد؛ جهانی که در آن مرز میان واقعیت اجتماعی و کلیشه‌های درام‌پسند، به‌روشنی مشخص نیست.

وقتی روشنایی تعریف نمی‌شود

سریال شغال از ابتدا تا انتها در هوایی تاریک، خفه و بی‌امان روایت می‌شود، اما مسئله اینجاست که تاریکی، تنها زمانی معنا پیدا می‌کند که مخاطب پیش‌تر، مفهوم روشنایی را درک کرده باشد.
در منطق روایت، «تاریکی» زمانی تأثیرگذار است که در نسبت با «نور» شکل بگیرد؛ اما «شغال» جهانی را به تصویر می‌کشد که در آن، اساساً جایی برای روشنایی وجود ندارد. همه ‌چیز در این جهان، از روابط انسانی گرفته تا ساختار خانواده، آلوده به فساد، خیانت و خشونت است. قشر مرفه، انسان‌هایی با دغدغه‌های عجیب، نشست ‌و برخاست‌های دائمی پای میز قمار، روابط خارج از چارچوب و انتقام‌جویی‌های بی‌پایان هستند و قشر ضعیف، محکوم به پذیرش این ظلم‌ها.
«شغال» جهانی را تصویر می‌کند که در آن حتی نهاد خانواده نیز از فروپاشی مصون نیست. خیانت نه‌ تنها میان همسران، بلکه حتی در نسبت پدر و مادر با فرزندان نیز دیده می‌شود. این نگاه بدبینانه مطلق، اگرچه می‌تواند در خدمت یک درام تاریک باشد، اما در غیاب تعادل روایی، به تکرار و فرسایش احساسی مخاطب می‌انجامد؛ در این جهان، هیچ شخصیتی امکان رستگاری ندارد و هیچ کنش مثبتی به نتیجه نمی‌رسد.
شخصیت «شکوه» یکی از مهم‌ترین نمودهای این نگاه است. مادری که پس از تجاوز به دخترش، به‌جای پیگیری حق، او را به سکوت وامی‌دارد؛ نه از سر بی‌احساسی، بلکه از ترس. ترس از بی‌آبرویی، ترس از قدرت پول و نفوذ کسانی که می‌توانند همه ‌چیز را بخرند و همه مسیرها را ببندند. این تصویر اگرچه ریشه در واقعیت‌های تلخ اجتماعی دارد، اما در سریال شغال چنان یک‌سویه و مطلق ارائه می‌شود که گویی هیچ راه مقاومتی، هیچ امکان کنشگری و هیچ روزنه‌ای برای تغییر وجود ندارد.
شاید بتوان گفت تنها کورسوی روشنایی سریال، در شخصیت سیمین و نحوه تربیت سیاوش دیده می‌شود. سیمین به‌عنوان یک زن آگاه و وکیل، به حقوق فردی و اجتماعی اشراف دارد و همین آگاهی، او را به شخصیتی جسور و مطالبه‌گر تبدیل کرده است.
او برخلاف سایر شخصیت‌ها، سکوت را انتخاب نمی‌کند و برای احقاق حق قربانیان وارد میدان می‌شود. این بخش از روایت نشان می‌دهد آگاهی و دانش حقوقی چگونه می‌تواند به کنش اجتماعی منجر شود؛ هر چند این خط داستانی نیز در کلیت اثر، مجال بسط و عمق‌یابی کافی پیدا نمی‌کند.

شعبه دوم سریال «زخم کاری»

البته در این میان نمی‌توان از حاشیه‌های مربوط به سجاد بابایی و جدایی او از تیم سریال شغال چشم‌پوشی کرد؛ حاشیه‌ای که حذف نام او از تیتراژ و کنار گذاشته‌ شدن تدریجی شخصیت «سیاوش» را به دنبال داشت و بی‌تردید بر روایت نهایی سریال بی‌تأثیر نبود. در بخش‌هایی از داستان، به‌وضوح می‌توان احساس کرد که روایت ناچار است به‌صورت تعمدی حضور این شخصیت را کمرنگ یا حذف کند؛ تصمیمی که به انسجام دراماتیک اثر آسیب زده و پیوستگی قصه را دچار اختلال کرده است. از سوی دیگر، ضعف جدی سریال در سطح محتوا و روایت به‌حدی است که عملاً پرداختن به بازی‌ها یا ساختار فنی آن، موضوعیت خود را از دست می‌دهد و نقد «شغال» ناگزیر صرفاً به سطح محتوایی محدود می‌شود. به‌ویژه از جایی به بعد، مسیر سریال به‌شکلی ناگهانی یادآور فضای سریال «زخم کاری» می‌شود؛ جایی که شخصیت «آزاد» با افزایش ناگهانی خشونت تصمیم می‌گیرد شخصاً و با کشت ‌و ‌کشتار، به سراغ افرادی برود که از آوا، فیلم در اختیار دارند؛ تغییری شتاب‌زده که نه‌ تنها باورپذیر نیست، بلکه آشفتگی روایی سریال را بیش از پیش عیان می‌کند.

همان قشر خاص همیشگی

یکی دیگر از ضعف‌های جدی «شغال»، محدود ماندن روایت به دغدغه‌های یک قشر خاص است. قشری که نه با مشکلات اقتصادی دست ‌و پنجه نرم می‌کند و نه دغدغه معیشت دارد.
در این جهان، بحران اصلی نه فقر، نه بیکاری و نه فشارهای اجتماعی، بلکه یک خطای اخلاقی ناشی از قمار و زیاده‌خواهی است. این محدودیت موجب می‌شود سریال نتواند تصویری فراگیر و نماینده از جامعه امروز ارائه دهد و در نهایت، در سطح یک درام طبقاتی باقی بماند.
در قسمت پایانی اما، سکانسی وجود دارد که فرهاد کاویان در نامه‌ای به آوا می‌نویسد: «باید می‌ذاشتم وقایع همون ‌طور که هستن پیش برن و راه خودشونو برن».
جمله‌ای که می‌تواند تأمل‌برانگیز باشد، اما پارادوکس جالبی با واقعیت جامعه امروز ما دارد. جامعه‌ای که در آن، اغلب با دخالت‌های نابجا، مسیر طبیعی رویدادها مختل می‌شود و حقیقت، قربانی مصلحت‌اندیشی‌ها و ترس‌هاست. «شغال» این گزاره را مطرح می‌کند، اما خود روایت بارها خلاف آن عمل می‌کند.
این سریال اثری است جسور در انتخاب سوژه، اما نامتعادل در اجرا؛ اثری که می‌خواست زخم‌های پنهان جامعه را نشان دهد، اما آن‌ قدر در تاریکی ماند که فرصت دیدن نور را از مخاطب گرفت.
«شغال» بیش از آنکه آینه‌ای از جامعه باشد، تصویری اغراق ‌شده از جهانی بی‌امید است؛ جهانی که اگرچه تلخ و هشداردهنده است، اما بدون تعادل، باورپذیری خود را از دست می‌دهد.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

حرم مطهر رضوی

کاظمین

کربلا

مسجدالنبی

مسجدالحرام

حرم حضرت معصومه

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha