داریوش عابدی از جمله نویسندگانی است که فعالیت حرفهای خود را از دهههای گذشته در حوزه ادبیات داستانی آغاز کرده و در طول سالها با حضور مستمر در نهادهای فرهنگی و ادبی، نقش مؤثری در پرورش و تولید آثار داستانی ایفا کرده است. همکاری با کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و حوزه هنری، مدیریت مراکز ادبی و انتشار آثار متعدد، بخشی از کارنامه او را تشکیل میدهد؛ نویسندهای که آثارش، از جمله داستان «آن سوی مه» بارها مورد توجه جشنوارهها و داوران ادبی قرار گرفته و جایگاه او را در ادبیات معاصر ایران تثبیت کرده است.
کتاب «مردی به نام سایه» تازهترین اثر داریوش عابدی در ادامه مسیر حرفهای او در ژانر پلیسی است؛ ژانری که به گفته این نویسنده، در ایران هنوز جایگاه شایستهای در میان مخاطبان و نهادهای فرهنگی پیدا نکرده است. عابدی در این گفتوگو از سابقه فعالیتهایش، دغدغههایش در انتخاب سوژه، نگاهش به وضعیت ادبیات پلیسی در ایران و همچنین الزامات فنی نوشتن در این ژانر میگوید.
از تلویزیون تا رمان
عابدی درباره این اثر گفت: این کتاب را حدود دو سه سال پیش نوشتم. پیش از این هم در ژانر پلیسی پنج کتاب دیگر نوشته بودم. ماجرا از «مرگ امیرعلی» شروع میشود و جلوتر میآید تا به «مردی به نام سایه» میرسد که البته این هم آخرین کتاب این مجموعه نیست. مدتهاست که درگیر این ژانر هستم و سابقه قبلی هم در این زمینه داشتم.
او در خصوص دیگر فعالیتهایش در ژانر پلیسی ادامه داد: پیشتر دو تلهفیلم پلیسی ـ معمایی برای تلویزیون فیلمنامهنویسی کرده بودم که از تلویزیون هم پخش شد. در این حوزه سابقه کار مطالعاتی هم داشتم. در یک جایی از زندگی، آدم ناگهان تغییر مسیر میدهد و به سمت و سویی میرود و به سمت آدمهای خاصی کشیده میشود، بدون اینکه بداند چه عواملی در ذهنش تأثیر میگذارند. حدوداً از سه چهار سال پیش جدیتر وارد این مسیر شدم و آن را ادامه دادم.
ژانری که در ایران جدی گرفته نمیشود
عابدی با توضیح اینکه ژانر پلیسی در ایران جدی گرفته نمیشود و حتی استقبالها در این زمینه ضعیف است، افزود: حتی کتابهای روانشناسی هم میتوانند در ژانر پلیسی قرار بگیرند، اما در ایران اصولاً این ژانر چندان جدی گرفته نمیشود. بیشتر به رمانهای مدرن و پستمدرن توجه دارند. نمیدانم علتش چیست، در حالی که ژانر پلیسی در دنیا یک ژانر موفق است و مخاطبان زیادی هم دارد.
بسیاری از مسائل اجتماعی، روانشناسی و حتی فرهنگی را نیز میتوان در قالب ژانر پلیسی مطرح کرد. به دلیل جذابیتهای ذاتی این ژانر و قالب ادبیاش، مخاطبان زیادی جذب این آثار میشوند و آنها را میخوانند و نویسنده هم بهراحتی میتواند بسیاری از مسائل را منتقل کند. با این حال، نمیدانم چرا این ژانر در ایران با اقبال روبهرو نیست.
نقش صداوسیما و جشنوارهها در جا افتادن ژانر پلیسی
او با اشاره به نقش نهادهای فرهنگی در زمینه حمایتها از ژانر پلیسی گفت: این ژانرها باید بین مردم جا بیفتند. صداوسیما میتواند در این زمینه بسیار اثرگذار باشد، یا حتی جشنوارهها. در دنیا جشنوارههای زیادی برای ژانر پلیسی وجود دارد که نشان میدهد آن جوامع به این موضوع توجه دارند، اما در ایران چنین چیزی کمرنگ است. درباره خود قصههای پلیسی شاید بتوان گفت حتی جشنواره مشخصی نداریم. فقط جشنواره «پرانتز» هست که آن هم چندان فراگیر نیست و خیلیها به آن توجه نمیکنند. اینجا حتی کتابهای پلیسی را جزو کتابهای زرد محسوب میکنند.
عابدی عنوان کرد: یادم میآید قبلاً نویسندگانی مثل امیر عشیری و قاضی سعید در این ژانر مینوشتند که آثارشان در مجلات کودک و نوجوان چاپ میشد و شاید همین چاپ در مجله موجب شده این ژانر هنوز هم چندان جدی گرفته نشود. واقعاً نیاز به بررسی دقیقی دارد که چرا این ژانر با وجود تمام جذابیتهایش، میان قشر کتابخوان ایران جایگاه مناسبی پیدا نکرده است. در خاطرم هست یکی از ناشران، چند سال پس از انقلاب تصمیم داشت کتابهای پلیسی را با جلد مشکی چاپ کند و حتی با مترجمان زیادی هم صحبت کرده بود، اما به او گفته بودند نگاه به این ژانر باید عوض شود، چون متأسفانه مورد توجه قشر روشنفکر نیست و به عنوان ادبیات جدی با آن برخورد نمیشود.
داستانهایی از دل جامعه
این نویسنده درباره محتوای آثارش گفت: در این کتابها سعی کردم بیشتر مسائلی را بیاورم که خود جامعه با آن درگیر است. حتی پلیسها، پلیسهای ایرانی باشند و موضوعات هم چیزهایی باشد که جامعه ما با آنها درگیر است.
مردی به نام سایه هم همین ویژگی را دارد. کلیت داستان این گونه است که نویسندهای درباره شخصیتهای انقلابی زندگینامه مینویسد؛ موضوعی که امروز هم در جامعه ما مرسوم است. او در همین مسیر به یکسری پروندهها دست پیدا میکند و متوجه میشود این افراد پیشتر با ساواک در ارتباط بودهاند و همه آنها انقلابی نبودهاند. این فرد ناگهان کشته میشود و کارآگاه انوش وارد داستان میشود تا علت مرگ او را کشف کند و در این مسیر به حقایق دیگری میرسد.
او ادامه داد: سعی کردم موضوعاتی را مطرح کنم که خودمان با آنها درگیر بودهایم؛ مثل قتلهای زنجیرهای زنان در دهه ۶۰ در تهران یا ورود خونهای فاسد به کشور که موجب فوت بسیاری از افراد شد. گروهی تصمیم میگیرند این افراد را پیدا و مجازات کنند. اینها موضوعاتی نیست که ساخته و پرداخته ذهن من باشد یا از جای دیگری گرفته باشم؛ بلکه جامعه خودمان است که سعی کردم آن را در این فرم و قالب پرورش بدهم.
وقتی نویسنده پشتوانه ندارد
عابدی با اشاره به مشکلات نویسندگان این ژانر گفت: وقتی این ژانر جدی گرفته نمیشود، نویسندهها هم احساس میکنند پشتوانهای ندارند و کارشان را خیلی جدی پیش نمیبرند. وقتی منتقد جدی نداریم و قشر روشنفکر هم این کتابها را نمیخواند، سطح کار خود به خود پایین میآید. ناشران هم با این آثار جدی برخورد نمیکنند و خیلی کم پیش میآید ناشری به سراغ کار پلیسی برود. الان در حوزه جنگ، انقلاب و مسائل اجتماعی، ناشران استقبال خوبی دارند، اما در زمینه کتابهای پلیسی چنین استقبالی وجود ندارد و حتی تبلیغ هم نمیشود.
مثلث جذاب داستاننویسی
او در پایان درباره سختیهای نوشتن در این ژانر توضیح داد: ژانر پلیسی یک ژانر کاملاً جدی است و همه چیز باید حساب شده باشد. از برخوردها در فصل اول گرفته تا نشانههای صحنه قتل و شخصیت کارآگاه؛ اگر داستان لو برود، دیگر کسی ادامهاش را نمیخواند. در بسیاری از ژانرها اگر رابطه علت و معلولی قوی نباشد، مخاطب باز هم داستان را میخواند، اما در داستان پلیسی اگر طرح لو برود، خود من هم دیگر ادامهاش را نمیخوانم. ورود به این ژانر نیازمند آگاهی و شناخت دقیق است. نویسنده باید حتماً نمونههای خوب کتاب، فیلم و سریال را دیده باشد، نوشتن غریزی در این ژانر معمولاً جواب نمیدهد.
عابدی افزود: کتابهای کمی به زبان فارسی درباره تئوری داستان پلیسی ترجمه شده و نویسنده باید حتماً مطالعه کند. در قصههای پلیسی یک مثلث وجود دارد؛ قاتل، کارآگاه و مقتول.
معمولاً در هر داستان پلیسی دو روایت وجود دارد؛ یکی روایت ظاهری که مخاطب آن را میخواند و دیگری روایت پنهانی که نشانههایش در صحنه قتل و برخورد با شخصیتها دیده میشود و این کارآگاه است که به آن پی میبرد. در پایان داستان، روایت دوم برای خواننده تشریح میشود، به همین دلیل، داستان باید کاملاً دقیق و منطقی باشد و چون قصه دوم همان روایت اصلی جنایی است، نویسنده باید مهارت کافی داشته باشد تا نشانهها را درست و بجا در متن بکارد.




نظر شما