وقتی غبار نبرد فرو مینشیند و تاریخ به قضاوت میایستد، حقیقت تنها از زبان شاهدی معتبر شنیده میشود. کربلا اما صحنهای نبود که هر شاهدی تاب دیدن آن را داشته باشد. آنجا به چشمانی نیاز بود که از پسِ دود و خون، حقیقت را ببیند؛ به قلبی که در اوج مصیبت، استوار بماند و به زبانی که رسالت شهادت را برای ابدیت فریاد کند. این نقش بیبدیل چرا به حضرت زینب(س) سپرده شد؟ در سالروز رحلت شهادتگونه آن بانوی صبر، برای بررسی این فلسفه عمیق، فرمایشات حجتالاسلام والمسلامین ابراهیم انصاری بحرینی، کارشناس دینی را در ادامه میخوانید.

حجتالاسلام انصاری بحرینی در ابتدا با اشاره به اینکه تحلیل واقعه عاشورا بدون درک نقش محوری حضرت زینب(س) ناقص است، به طرح پرسشی اساسی میپردازد: چرا حضور زینب کبری(س) در آن صحنه خونین، یک ضرورت الهی بود؟
ایشان میگوید: بسیاری از این راز غافلاند که سرّ اصلی حضور حضرت زینب(س) در کربلا، موضوع «شهادت» و گواهی دادن در محکمه عدل الهی در روز قیامت است. این یک تقدیر الهی است که در روایت آمده: «إِنَّ اللهَ شاءَ أَنْ یَراهُنَّ سَبایا» (همانا خداوند خواسته است که آنان را اسیر ببیند). این مشیت الهی در لوح محفوظ تقدیر فرموده بود که حفظ کامل دین، تنها با شهادت امام حسین (ع) و اسارت حضرت زینب (س) و خاندانش محقق میشود. دادگاه قیامت برای اجرای عدالت، نیازمند شاهد است و این شاهد باید تمام ماجرا را با چشم خود دیده باشد.
مقام شاهد؛ جایگاهی رفیع و قرآنی
این کارشناس دینی اضافه میکند: اهمیت مقام «شاهد» به قدری است که قرآن کریم به کرات بر آن تأکید میکند. در آیه ۶۵ سوره مبارکه «یس» میخوانیم: «الْیَوْمَ نَخْتِمُ عَلَی أَفْوَاهِهِمْ وَتُکَلِّمُنَا أَیْدِیهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ» (امروز بر دهانشان مُهر مینهیم، و دستهایشان با ما سخن میگویند و پاهایشان به آنچه انجام میدادند، گواهی میدهند). در این آیه، حتی اعضا و جوارح انسان به عنوان شاهد معرفی میشوند. این جایگاه آنقدر والاست که حواریون حضرت عیسی (ع) از خداوند میخواهند: «فَاکْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِینَ»(پس ما را در زمره گواهان ثبت فرما) (مائده، ۸۳). بنابراین، شاهد بودن بر یک جریان حق، خود یک مقام معنوی بزرگ است و کربلا به چنین شاهد قدرتمندی نیاز داشت.
ویژگیهای منحصربهفرد شاهد کربلا
حجتالاسلام انصاری بحرینی با تشریح ضرورت وجود یک شاهد خاص برای واقعه عاشورا، به ویژگیهای لازم برای این جایگاه اشاره کرده و میگوید: ما در کربلا به شاهدی نیاز داشتیم که اولاً، خود کشته نشود تا بتواند پیام را منتقل کند. ثانیاً، از چنان قوت قلب و صلابتی برخوردار باشد که تحت تأثیر صحنههای دلخراش، از هم نپاشد و بتواند تمام جزئیات را ثبت و ضبط کند. ثالثاً، نسبت به شخصیتهای اصلی مانند امام حسین (ع)، حضرت ابوالفضل العباس (ع) و حضرت علی اکبر (ع)، مَحرم باشد تا بتواند بدون مانع در تمام صحنهها حضور یابد. برای مثال، حضرت رباب (س) با تمام عظمتش، نمیتوانست شاهد تمام صحنههای مربوط به شهادت حضرت عباس (ع) باشد. اما حضرت زینب (س) تمام این ویژگیها را داشت. دشمن نیز نمیتوانست مستقیماً با ایشان مواجه شده و او را به شهادت برساند، چرا که او با تدبیر و مراقبت، از درگیری مستقیم پرهیز میکرد تا رسالت اصلی خود را به سرانجام برساند.
حضور در تمام صحنههای سرنوشتساز
این کارشناس دینی میافزاید: با این دیدگاه، حضور حضرت زینب(س) در لحظات کلیدی کربلا معنایی عمیقتر مییابد. وقتی طفل شیرخوار در آغوش امام حسین(ع) به شهادت میرسد، مادرش آنجاست، اما این زینب(س) است که طفل را از امام تحویل میگیرد تا شاهد این جنایت بزرگ باشد. در حساسترین لحظه، یعنی هنگام شهادت حضرت علی اکبر(ع)، این زینب(س) است که باید از خیمه بیرون بیاید و حضور پیدا کند؛ نه فقط برای تسلای دل برادر، بلکه مهمتر از آن، برای اینکه «شاهد» باشد و در روز حساب بگوید: «من این صحنه را دیدم». تمام جریان کربلا از این منظر با نام زینب(س) گره خورده است، زیرا او چشم بینای خداوند در آن دشت بود.
حفاظت از امامت؛ رسالتی دیگر
ایشان اضافه میکند: البته نباید از نقش حیاتی دیگر حضرت زینب(س)، یعنی حفظ جان امام سجاد(ع) غافل شد. این نیز بخشی از همان طرح الهی بود. در کوفه، زمانی که ابن زیاد فرمان قتل امام زین العابدین(ع) را صادر کرد، اگر زینب کبری(س) نبود، سلسله امامت در همانجا قطع میشد. ایشان خود را سپر بلای امام زمانش کرد و بر روی بدن برادرزادهاش انداخت و فریاد زد: «اگر میخواهید او را بکشید، ابتدا باید مرا بکشید». این شجاعت باعث عقبنشینی دشمن شد. اما با تمام اهمیت این موضوع، قصه اصلی و فلسفه وجودی حضور ایشان، همان نقش «شاهد» برای روز قیامت است.
محکمه الهی و گواهی نهایی
حجتالاسلام انصاری بحرینی با ترسیم صحنه روز قیامت، اوج نقشآفرینی حضرت زینب(س) را به تصویر کشیده و تشریح میکند: تصور کنید آن محکمه عظیم الهی را که در روایات نیز به آن اشاره شده است؛ روزی که زمین به لرزه درمیآید و جهنم را حاضر میکنند: «وَجِیءَ یَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ» (فجر، ۲۳). پیامبران، اولیاء و همه خلایق حضور دارند. قاتلان کربلا را یک به یک حاضر میکنند. از آنکه به حضرت علی اکبر (ع) ضربه زد، میپرسند آیا تو این کار را کردی؟ او از ترس انکار میکند. شمر را میآورند و او نیز منکر بریدن سر سیدالشهدا (ع) میشود. حرمله را حاضر میکنند و از او درباره شهادت طفل شیرخوار با تیر سه شعبه میپرسند؛ او هم انکار میکند. در آن غوغای انکار و وحشت، وقتی همه مجرمان جنایات خود را کتمان میکنند، ناگهان از جانب خداوند خطاب میرسد: «زینب (س) بیاید». با ورود ایشان، همه نگاهها به او دوخته میشود. آنگاه با صلابتی بینظیر شهادت میدهد: «من خودم تمام این صحنهها را دیدم. من شاهد بودم که چگونه بر پیکر برادرم تاختند. من حتی آن ضربه آخر را که بر گلوی حسینم فرود آمد، از بالای تَلّ زینبیه دیدم». این گواهی، راه هرگونه انکار را میبندد و حجت را بر همگان تمام میکند.
استاد انصاری بحرینی در پایان تأکید میکند: اینجاست که میفهمیم چرا ایشان پس از دیدن آن همه مصیبت، وقتی بدن پارهپاره برادر را در دستانش گرفت، رو به آسمان کرد و فرمود: «اللَّهُمَّ تَقَبَّلْ مِنَّا هَذَا الْقُرْبَانَ» (خداوندا، این قربانی را از ما بپذیر). او میدانست که این صحنه، سندی برای ابدیت است. اگر زینب(س) نبود، ممکن بود این حقیقت عظیم در دادگاه الهی مورد انکار قرار گیرد. بنابراین، زینب کبری(س) نه فقط راوی مصیبت، بلکه شاهد ابدی و ضامن اجرای عدالت الهی برای بزرگترین حماسه تاریخ است.




نظر شما