معماری بهعنوان یکی از بنیادیترین عناصر در شکلگیری محیطهای انسانی، نقشی بسیار فراتر از جنبههای زیباشناختی یا سازهای دارد.
امروزه یکی از چالشهای اصلی جوامع، مسئله مصرف و هدررفت انرژی در ساختمانهاست؛ جایی که بیش از نیمی از انرژیهای تولیدی در جهان در بخش ساختمانها به مصرف میرسد و بخش قابل توجهی از آن عملاً از طریق طراحی و اجرای نادرست هدر میرود.
در این میان، معماری نه تنها میتواند عامل اصلی این اتلاف باشد، بلکه در جایگاه خود، قادر است به عنوان نخستین و مؤثرترین ابزار در مدیریت و بهینهسازی مصرف انرژی ایفای نقش کند.
طراحی معماری دقیق و مبتنی بر اصول اقلیمی، قادر است پیش از ورود فناوریهای مکانیکی و سیستمهای تأسیساتی، مصرف انرژی را در ساختمانها تا حد زیادی کنترل کند.
انتخاب جهتگیری مناسب بنا، بهرهگیری هوشمندانه از نور طبیعی و استفاده از سایهاندازها و مصالح بومی و مقاوم عواملی هستند که به صورت مستقیم بر کارایی انرژی اثر میگذارند.
به بیان دیگر، معماری پایدار یعنی در نظر گرفتن نیازهای انسانی در هماهنگی با طبیعت و شرایط اقلیمی، تا ساختمان نه صرفاً مکانی برای سکونت، بلکه موجودی زنده و هماهنگ با محیط پیرامون باشد. در معماری سنتی ایران، این همزیستی با اقلیم بهخوبی دیده میشود. خانههای حیاط دار در مناطق گرم و خشک، ایوانها و بادگیرها، ضخامت حساب شده دیوارها و انتخاب هوشمند مصالح، همه نشانهای از رویکردی کاملاً پایدار در گذشته است، اما در معماری معاصر، زیر فشار سرعت ساختوساز و ذائقه بازار، این ارتباط ارزشمند با اقلیم و طبیعت تا حد زیادی از دست رفته و در نتیجه مصرف انرژی به صورت نگرانکنندهای افزایش یافته است.
امروزه با افزایش بهای انرژی، بحرانهای محیط زیستی و ضرورت کاهش رد پای کربن، بازگشت به اصول معماری پایدار ضرورتی اجتنابناپذیر است.
معماران بهعنوان طراحان نخستین مرحله ساختمان باید درک روشنی از رابطه میان فرم، عملکرد و انرژی داشته باشند.
معماری هوشمند و مسئولانه میتواند نه تنها بخشی از راهحل بحران انرژی باشد، بلکه کیفیت زندگی انسانها را نیز در درازمدت ارتقا دهد.
این مهم را باب گفتوگو با دکتر علیرضا قزلایاغ؛ عضو هیئت مدیره انجمن صنفی مهندسان معمار استان کرمان و مدرس دانشگاه قرار دادیم تا اهمیت نقش معماری در مدیریت و صرفهجویی انرژی، وضعیت فعلی ساختمانهای شهری و ضرورت بازنگری در مقررات ملی ساختمان را از زبان ایشان بشنویم.
معماری ساختمان تا چه اندازه در پیشگیری از اتلاف انرژی مؤثر است؟
به نظر من، معماری مهمترین عامل در پیشگیری یا تشدید اتلاف انرژی در ساختمانهاست و میتوان آن را بهدرستی «متهم ردیف اول» هدررفت انرژی دانست. پیش از آنکه سیستمهای مکانیکی و تأسیساتی وارد مدار بهرهبرداری شوند، بخش عمدهای از مصرف انرژی در همان مرحله طراحی معماری تعیین تکلیف میشود. انتخاب جهتگیری مناسب ساختمان، فرم بنا، نسبت بازشوها به سطح نما، نوع پوسته خارجی، سایهاندازها و نحوه استفاده از نور طبیعی، همگی تصمیماتی کاملاً معماری هستند که میتوانند بیش از نیمی از مصرف انرژی ساختمان را کنترل کنند.
اگر این تصمیمها درست و آگاهانه اتخاذ شوند، نیاز به سیستمهای پرمصرف سرمایشی و گرمایشی بهشدت کاهش مییابد؛ اما اگر طراحی نادرست باشد، هیچ فناوری مکانیکی نمیتواند به طور کامل این ضعف را جبران کند.
چه میزان از انرژی ساختمانهای شهری در حال حاضر هدر میرود؟
بر اساس بررسیهای موجود، در ساختمانهای مسکونی شهری دستکم بیش از ۳۰ درصد انرژی مصرفی بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم هدر میرود.
البته این عدد زمانی دقیقتر میشود که چرخه عمر کامل ساختمان را در نظر بگیریم؛ از مرحله تولید مصالح، حملونقل و ساخت گرفته تا بهرهبرداری، نگهداری و حتی تعمیرات، ممکن است ساختمانی از نظر معماری و تأسیسات بهدرستی طراحی شده باشد، اما در مرحله بهرهبرداری- به دلیل نبود فرهنگ مصرف صحیح، ضعف نگهداری یا استفاده نادرست از تجهیزات- دچار اتلاف شدید انرژی شود.
بنابراین موضوع انرژی فقط به طراحی محدود نمیشود، اما بدون تردید نقطه آغاز آن معماری است و هر ضعف در این مرحله، در طول عمر ساختمان تشدید خواهد شد.
آیا معماری سنتی ایران در این زمینه الگوی موفقی بوده است؟
قطعاً همین طور است. معماری سنتی ایران حاصل قرنها تجربه زیستن در اقلیمهای متنوع کشور بوده و به شکل کاملاً هوشمندانهای با شرایط محیطی سازگار شده است. برای مثال خانههای حیاط دار شهرهای گرم و خشک مانند یزد و کاشان با ایجاد فضای میانی و رطوبت نسبی، نقش مهمی در تعدیل دما داشتند. ایوانها در شهرهایی مانند اصفهان و شیراز بهعنوان فضای نیمهباز، سایه و تهویه طبیعی ایجاد میکردند. بادگیرهای یزد و کرمان نمونهای درخشان از استفاده از جریان هوا برای خنکسازی طبیعی فضا بودند و ضخامت زیاد دیوارها در شهرهایی مانند نائین و میبد سبب ذخیره حرارتی و کاهش نوسانهای دما میشد. این عناصر بدون مصرف انرژی فسیلی، آسایش حرارتی ساکنان را تأمین میکردند و نمونهای کامل از معماری پایدار بومی به شمار میرفتند.
معماری معاصر ایران چه تفاوتی با معماری سنتی ایرانی دارد؟
معماری معاصر ایران تا حد زیادی تابع اقتصاد کوتاهمدت و سلیقه بازار شده است، نه اقلیم و پایداری. امروز تصمیمگیرندگان اصلی ساختوساز معمولاً کسانی هستند که هزینههای بلندمدت انرژی را پرداخت نمیکنند؛ به همین دلیل ساختمانهایی ساخته میشود که شاید در ظاهر جذاب باشند، اما از نظر مصرف انرژی بسیار ناکارآمدند. برای نمونه، استفاده گسترده از نماهای تمامشیشهای و کامپوزیتی در شهرهایی مانند تهران، تبریز یا مشهد بدون توجه به زاویه تابش خورشید، جهت باد و شرایط اقلیمی انجام میشود. این نماها علاوه بر مصرف بالای انرژی، با توجه به زلزلهخیز بودن بسیاری از مناطق کشور، در شرایطی مانند زلزله یا آتشسوزی میتوانند بسیار خطرناک و ناپایدار باشند.
آیا شهرهایی در ایران وجود دارند که به موضوع حفظ انرژی در معماری توجه داشته باشند؟
در ایران اقلیمهای بسیار متنوعی داریم؛ از گرم و خشک، سرد و کوهستانی و معتدل و مرطوب گرفته تا ساحلی گرم و مرطوب و طبیعتاً نمیتوان نسخه واحدی برای همه شهرها پیچید. با این حال، در برخی شهرها نشانههایی از توجه دوباره به طراحی اقلیمی دیده میشود. برای مثال، در شهرهای گرم و خشک مانند یزد و کرمان گرایش به کنترل بازشوها، استفاده از سایهاندازها و مصالح مناسب اقلیم در حال افزایش است. در مناطق سردسیر مانند همدان و تبریز توجه به پوستههای عایق و کاهش سطوح شیشهای رو به گسترش است.
نقش مصالح بومی در کاهش مصرف انرژی چیست؟
مصالح بومی یکی از مؤثرترین ابزارهای کاهش مصرف انرژی هستند، زیرا از نظر تولید، حملونقل و عملکرد حرارتی با اقلیم منطقه سازگارند. برای مثال، استفاده از آجر در مناطق کویری استانهایی مانند یزد و کرمان به دلیل ظرفیت حرارتی بالا موجب تعدیل دما میشود. در مقابل، سنگ در مناطق کوهستانی مانند استانهای کردستان و چهارمحال و بختیاری مقاومت حرارتی و دوام بالایی ایجاد میکند. این مصالح علاوه بر کاهش مصرف انرژی، موجب افزایش پایداری، طول عمر ساختمان و کاهش ردپای زیست محیطی میشوند. هر نقشهای که با شناخت اقلیم و مصالح بومی طراحی شود، گامی کوچک اما بسیار اثرگذار در مسیر حفظ منابع انرژی و آینده زمین خواهد بود.
چرا با وجود اهمیت موضوع انرژی، اراده جدی در نهادهای مسئول برای اجرای استانداردهای مربوط دیده نمیشود؟
به دلیل ناترازی جدی انرژی در کشور، خوشبختانه در یکی دو سال اخیر این اراده در حال شکلگیری است. آییننامههای مقررات ملی ساختمان، به ویژه مبحث نوزدهم مربوط به مدیریت انرژی، مورد بازنگری اساسی قرار گرفتهاند.
اگر شهرداریها و سازمان نظام مهندسی ساختمان در فرایند صدور مجوزها، به انطباق واقعی طرحها با این مبحث توجه جدی داشته باشند، میتوان بخش قابل توجهی از اتلاف انرژی را کنترل کرد. اجرای مقررات باید از حالت توصیهای خارج و به یک الزام واقعی تبدیل شود.
آیا آییننامههای مقررات ملی ساختمان بومیسازی شدهاند؟
بله؛ در سطح نظری، اقلیمهای مختلف ایران در مقررات ملی ساختمان تعریف شدهاند و دستورالعملها مشخص میکنند که طراحی پوسته خارجی و نما باید متناسب با شرایط اقلیمی هر منطقه باشد. با این حال، مشکل اصلی در مرحله اجراست. هنوز پایبندی کامل به این مقررات وجود ندارد. البته در سالهای اخیر، به ویژه با فعالتر شدن کمیتههای تخصصی نما، توجه به جنبههای اقلیمی افزایش یافته و به تدریج این رویکرد در شهرها و استانهای مختلف در حال نهادینه شدن است.
پیشنهاد شما برای پیشگیری از هدررفت انرژی چیست؟
بحران انرژی فقط مسئله نیروگاه و سوخت نیست. از میز طراحی معمار شروع میشود. معماری، پیش از هر سیستم تأسیساتی، تعیین میکند که یک ساختمان مصرفکننده انرژی باشد یا حافظ آن. هر خطای طراحی، از جهتگیری نادرست بنا تا بیتوجهی به اقلیم و مقررات ملی ساختمان، در تمام طول عمر ساختمان به اتلافی دائمی برای شهر، اقتصاد و محیط زیست تبدیل میشود. اجرای واقعی مبحث نوزدهم مقررات ملی ساختمان و بازگشت هوشمندانه به اصول معماری اقلیمی ایران، نه یک انتخاب سلیقهای، بلکه ضرورتی انکارناپذیر برای آینده انرژی، کیفیت زندگی شهری و پایداری سرزمین است.




نظر شما