تحولات منطقه

پژوهشگر و استاد دانشگاه، در سخنانی با محوریت فردوسی و شاهنامه تأکید کرد که مخالفت با فردوسی پدیده‌ای تازه نیست و ریشه‌ای تاریخی دارد و از همان دوران حیات او آغاز شده است.

تخطئه فردوسی سابقه تاریخی دارد/ شاهنامه؛ بخش جدایی‌ناپذیر فرهنگ ایرانی
زمان مطالعه: ۷ دقیقه

به گزارش قدس آنلاین، نشست فردوسی شناسی به همت پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با همکاری خانه علوم انسانی ایران و با حضور استادان ادبیات روز گذشته ۱۵ دی ماه برگزار شد.

محمود بشیری، پژوهشگر و استاد دانشگاه، در سخنانی با محوریت فردوسی و شاهنامه، با اشاره به حاشیه‌های اخیر پیرامون این شاعر بزرگ، تأکید کرد که مخالفت با فردوسی پدیده‌ای تازه نیست و ریشه‌ای تاریخی دارد و از همان دوران حیات او آغاز شده است.

او گفت: مخالفت با فردوسی حتی در زمان خودش و در دربار محمود غزنوی وجود داشت. نخستین مخالفت‌ها از سوی دربار و برخی شاعران وابسته به آن مانند عنصری، فرخی سیستانی، منوچهری دامغانی و امیرمعزی شکل گرفت. به گفته بشیری، دلایل این مخالفت‌ها متعدد بوده و نمی‌توان آن را صرفاً به شیعه بودن فردوسی تقلیل داد.

این پژوهشگر ادبیات فارسی افزود: در برابر این جریان، گروهی از اندیشمندان، شاعران و عارفان از فردوسی و شاهنامه دفاع کردند. از جمله علی بن احمد، نویسنده «اختیارات شاهنامه» در قرن پنجم هجری که با نگاهی انتقادی اما منصفانه، به خلاصه‌سازی شاهنامه پرداخت و هدفش دفاع از فردوسی بود، نه تخطئه او.

بشیری با اشاره به اسدی طوسی، همشهری فردوسی، تصریح کرد: نقد منطقی و علمی اسدی در «گرشاسب‌نامه» نیز نوعی دفاع از فردوسی محسوب می‌شود، نه توهین. همچنین شاعرانی چون انوری ابیوردی، در دورانی که سخن گفتن مستقیم از شاهنامه هزینه داشت، به‌صورت غیرمستقیم و نمادین از شاهنامه بهره گرفته‌اند.

او به ماجرای دفن فردوسی اشاره کرد و گفت: اجازه ندادند پیکر فردوسی در گورستان مسلمانان دفن شود و سعدی قرن‌ها بعد با اشعار خود از پاک‌دینی و مسلمانی فردوسی دفاع کرد. این نشان می‌دهد که تخطئه و بی‌مهری نسبت به فردوسی، سابقه‌ای طولانی دارد.

بشیری با اشاره به نمونه‌های معاصر افزود: در دوره‌های مختلف، از جمله در قرن اخیر، افرادی مانند احمد شاملو یا برخی نویسندگان دیگر نقدهای تند و بعضاً توهین‌آمیزی به شاهنامه وارد کرده‌اند و در مقابل، شاعرانی چون مهدی اخوان ثالث به دفاع از فردوسی برخاسته‌اند. به گفته او، این کشمکش‌ها همواره وجود داشته و برخوردهای قضایی و امنیتی راه‌حل مناسبی برای آن نیست.

وی تأکید کرد: به راه انداختن دادگاه و بگیر و ببند در این زمینه کار بیهوده‌ای است؛ بهتر است دستگاه قضایی انرژی خود را صرف مقابله با فساد و دزدی کند تا مردم احساس امنیت کنند.

فردوسی و نقش بی‌بدیل او در حفظ زبان فارسی

این استاد دانشگاه، فردوسی را «معجزه حفظ زبان فارسی» خواند و گفت: همه شاعران در بقای زبان سهم دارند، اما سهم فردوسی از همه بیشتر است. او از تبار دهقانان و موبدان ساسانی بود، اما مسلمان و شیعه‌ای معتقد شد و توانست دو فرهنگ ایران باستان و اسلام را در شاهنامه تلفیق کند.

به گفته بشیری، بیت آغازین شاهنامه نمونه‌ای روشن از این تلفیق است؛ بیتی که هم برای مسلمان معنا دارد و هم برای زرتشتی، و نشان‌دهنده هوشمندی فرهنگی فردوسی است.

شاهنامه؛ تاریخ، جغرافیا، حماسه و خرد

بشیری با تأکید بر چندبعدی بودن شاهنامه تصریح کرد: شاهنامه پیش از آنکه صرفاً اثر ادبی باشد، تاریخ ایران است. فردوسی در پی فهم چرایی سقوط ایران از عظمت گذشته بوده و تاریخ را با زاویه نگاه خاص خود روایت کرده است.

او افزود: شاهنامه همچنین دارای ابعاد مهم جغرافیایی، زبانی و زیست‌محیطی است. پهلوانان شاهنامه، به‌ویژه در ریشه‌های اوستایی، حافظ آب و زیست‌بوم ایران‌اند و مبارزه با اژدها نماد مبارزه با خشکسالی است.

این پژوهشگر با اشاره به نوآوری‌های زبانی فردوسی گفت: شاهنامه منبعی بزرگ برای واژه‌سازی و فهم ساختار زبان فارسی است، اما متأسفانه در دانشگاه‌ها کمتر به این جنبه توجه شده است.

داد، عدالت و نقد قدرت در شاهنامه

بشیری از «خرد» و «داد» به‌عنوان دو مفهوم محوری شاهنامه یاد کرد و گفت: نوروز در سنت ایرانی، جشن عدالت اجتماعی است و پیوند عمیقی با اندیشه منجی‌گرایی در فرهنگ ایرانی و اسلامی دارد؛ موضوعی که فردوسی به‌خوبی به آن توجه کرده است.

او همچنین به کتاب «تراژدی قدرت در شاهنامه» اثر مصطفی رحیمی اشاره کرد و گفت: فردوسی به‌روشنی نشان می‌دهد که قدرتِ بدون پاسخگویی، حتی بزرگ‌ترین پهلوانان مانند رستم را نیز دچار فساد و سقوط می‌کند. جنگ رستم و سهراب، و مرگ اسفندیار، جلوه‌هایی از همین تراژدی قدرت است.

بشیری در پایان تأکید کرد: شاهنامه اثری زنده و سرشار از هشدارهای تاریخی، اخلاقی، زیست‌محیطی و سیاسی است و نادیده گرفتن این لایه‌ها، خسارتی جدی برای شناخت هویت ایرانی به شمار می‌رود.

«نام» در شاهنامه معادل کرامت انسانی است؛ شهرت‌طلبی امروز در تضاد کامل با حماسه فردوسی است

همچنین در ادامه نشست سید حسن شهرستانی، مدرس و محقق حوزه ادبیات عرفانی و هنر ایرانی، در سخنانی با محوریت شاهنامه فردوسی، با اشاره به حواشی اخیر پیرامون این اثر ملی، تأکید کرد که واکنش‌های افراطی به این‌گونه اظهارات نه‌تنها ضروری نیست، بلکه دقیقاً همان چیزی است که جریان‌های شهرت‌طلب از آن تغذیه می‌کنند.

او گفت: در برابر میراثی عظیم و حقیقتی درخشان مثل شاهنامه، این‌گونه مسائل اساساً جدی نیستند و نباید به آن‌ها حساسیت بیش از حد نشان داد. از منظر جامعه‌شناختی، این افراد دقیقاً از توجهات منفی ارتزاق می‌کنند.

شهرستانی با اشاره به پدیده سلبریتیسم در جهان معاصر افزود: جماعتی که امروز به نام سلبریتی یا اینفلوئنسر شناخته می‌شوند، اغلب از بی‌خردی و نادانی برجسته می‌شوند. این‌ها از بدنامی ارتزاق می‌کنند و هرچه بیشتر مورد حمله قرار بگیرند، بیشتر به هدف خود می‌رسند.

شاهنامه و سنت حکمی ایران؛ از فردوسی تا شیخ اشراق

این پژوهشگر حوزه عرفان و فلسفه، با اشاره به جایگاه شاهنامه در تاریخ حکمت ایرانی گفت: پس از فردوسی، شیخ اشراق نقش مهمی در ارائه فهم تأویلی از داستان‌های شاهنامه در متن حکمت اشراق ایفا کرده است. در رساله‌هایی مانند عقل سرخ، داستان‌های مهم شاهنامه با بیانی دیگر و رمزگشایی حکمی بازخوانی می‌شوند.

به گفته شهرستانی، زنده بودن روایت‌های شفاهی شاهنامه تا دو قرن پس از فردوسی، و دسترسی سهروردی به این روایت‌ها در مناطق زاگرس‌نشین، نقش مهمی در این تأویل‌ها داشته است. او افزود: در آثار شیخ اشراق، کیخسرو نماد نهایت سلوک عرفانی و انسان کامل است؛ همان مفهومی که در شاهنامه نیز با اشاراتی چون “خردمند از این گفته خندان شود / که زنده کسی پیش یزدان شود” نمایان است؛ مفهومی که با اصل “موتوا قبل ان تموتوا” هم‌خوانی دارد.

وی تأکید کرد: فریدون، زال، رستم و حتی داستان رستم و اسفندیار، در آثار سهروردی به‌گونه‌ای دیگر تأویل و رمزگشایی شده‌اند و این نشان‌دهنده عمق حکمی شاهنامه است.

فردوسی و دعوت به کشف رمز معنا

شهرستانی با یادآوری نگاه خود فردوسی به اثرش گفت: فردوسی صراحتاً هشدار می‌دهد که شاهنامه را دروغ و افسانه ندانیم و ما را به کشف رمز معنا دعوت می‌کند. سیمرغ، دیو سفید، رستم و دیگر عناصر شاهنامه، همگی حامل رمز و معنا هستند.

او به نقل دیدگاه ملاصدرا افزود: ملاصدرا از فردوسی با عنوان “فردوسی القدوسی” یاد می‌کند و در اسفار حکایتی نقل می‌کند که فردوسی به سبب یک بیت توحیدی، در جنت نعیم مأوا می‌گیرد. این حکایت در بحث قاعده “بسیط الحقیقه” مطرح می‌شود و نشان می‌دهد که شاهنامه واجد لایه‌های عمیق مابعدالطبیعی است.

«نام»؛ مفهوم مرکزی شاهنامه

دکتر شهرستانی مهم‌ترین محور تحلیلی خود را مفهوم «نام» در شاهنامه دانست و گفت: یکی از مفاهیم مغفول‌مانده شاهنامه، مفهوم “نام” است. امروز نامجویی به معنای شهرت‌طلبی و سلبریتیسم، امری ناپسند است و این رفتارهای اخیر ذیل همین معنا شکل می‌گیرند.

او ادامه داد: در شاهنامه، “نام” یکی از بنیادی‌ترین مفاهیم است. در دیباچه شاهنامه، پس از جان و خرد، فردوسی از خداوند به‌عنوان “خداوند نام” یاد می‌کند. برداشت من این است که “نام” در اینجا همان ماهیت و ذات اشیاءست؛ همان مفهومی که در سنت اسلامی با “علم الاسماء” شناخته می‌شود.

به گفته این محقق، فردوسی میان «نام» و «هستی» تمایز قائل می‌شود و در عین حال خدا را فراتر از نام، نشان و گمان می‌نشاند.

شهرستانی افزود: در حماسه، مفهوم نام به شرافت و کرامت انسانی تبدیل می‌شود. اساس پهلوانی در شاهنامه، حفظ نام است. “نام مردی” پهلوان همان ناموس اوست.

او با اشاره به تقابل «نام‌جویی» و «کام‌جویی» گفت: پهلوان کسی است که از کام و لذت می‌گذرد تا نام، یعنی کرامت و شرف، را حفظ کند. ترجمه عربی نام، “کرامت” است. پهلوان مدافع کرامت انسانی است.

وی در همین راستا تأکید کرد: ایستادگی امروز ایران، صرفاً یک مسئله سیاسی یا دینی نیست، بلکه مسئله کرامت انسانی است. ممکن است برخی کام‌ها از دست برود، اما نام به دست می‌آید؛ و نام از گنج ارزشمندتر است.

نمونه‌های حماسی از غیرتِ نام

این مدرس ادبیات عرفانی به نمونه‌هایی از شاهنامه اشاره کرد و گفت: داستان بهرام، فرزند گودرز، نمونه روشنی از غیرت نام است. او حاضر بود کشته شود، ولی اجازه ندهد وسیله‌ای که نامش بر آن حک شده به دست دشمن بیفتد. این همان روحیه‌ای است که در فرهنگ پهلوانی و حتی در نمونه‌هایی چون علم‌داری حضرت عباس(ع) می‌بینیم.

پیوند میراث ملی و گفتمان مقاومت

شهرستانی در پایان تأکید کرد: اگر می‌خواهیم گفتمان مقاومت و ایستادگی انسانی را تبیین کنیم، نباید تنها به مضامین دینی بسنده کنیم. شاهنامه و حماسه ملی ایران نیز بخشی جدایی‌ناپذیر از این فرهنگ است. فردوسی این دو میراث را به‌زیبایی به هم پیوند زده است.

برچسب‌ها

حرم مطهر رضوی

کاظمین

کربلا

مسجدالنبی

مسجدالحرام

حرم حضرت معصومه

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha