بهمن ماه که بیاید، یک سال میشود که امیرمحمد خالقی، دانشجوی نخبه دانشگاه تهران در آرامستان روستای زادگاهش در «محمدآباد» درمیان، در خراسان جنوبی آرام گرفته و حالا پدرش، قاتل فرزندش را بخشیده است.
مولوی عبدالرحمن خالقی، پدر امیرمحمد دیروز سرانجام، قاتل جنایتکار فرزندش را بخشید و کاش میشد کلمهای پیدا کرد که بزرگی کار این مرد را نشان بدهد.
امیرمحمد خالقی دانشجوی نوزده ساله رشته مدیریت دانشگاه تهران اواخر بهمن ماه پارسال، هنگام مراجعه به خوابگاه، توسط سارق موتورسوار مورد حمله قرار گرفت، چاقو خورد و صبح روز بعد درگذشت. قتل او که افکار عمومی جامعه را عمیقاً جریحهدار کرده بود، سریعتر از پروندههای مشابه رسیدگی شد. قاتل حکم گرفت و همان روزها باید از چوبه دار آویزان میشد، اما پدر امیرمحمد همان روزها تصمیم مهمی گرفت. گفت «به جای قاتل پسرم، میخواهم کینه را دار بزنم». او با خودش، با خاطرههایش و با داغ دلش گلاویز بود تا بلکه بتواند به جای جان گرفتن، جان ببخشد. او اواخر مهر ماه امسال، دو ماه به قاتل پسرش فرصت داد تا دو جزء از کلامالله را حفظ و در کار ساخت بنایی عامالمنفعه مشارکت کند. عبدالرحمن خالقی سرانجام دیروز در دادسرای امور جنایی تهران حاضر شد و رسماً قاتل پسرش را بخشید.
مولوی! کاش میتوانستیم کلمات رساتری پیدا کنیم که در خور کاری باشد که شما کردید؛ اما نمیتوانیم. کلمههایی که ما بلدیم، کوچکتر از این حرفها هستند؛ از ما همین قدر بپذیرید که آدمهایی مثل شما، در این زمانه بیدر و پیکر، آدم بودن را دوباره به یادمان میآورند و یادمان میآورند که قرار بود در این چهار روز عمر چهها کنیم و چطور باشیم.
کاش آن آدمی که دیروز دوباره فرصت یافت تا زندگی کند، قدر کاری را که شما کردید بداند. کاش جامعه یادش نرود که عبدالرحمن خالقی که بود و چه کرد؛ کاش ما در شلوغیهای این زمانه بیدر و پیکر، آدم بودن و آدم ماندن را یادمان نرود.
خبرنگار: رضا پیراسته



نظر شما