سریال «بهار شیراز» که از نخستین شب زمستان روی آنتن شبکه۲ رفته است، داستان یک خانواده شیرازی را روایت میکند؛ خانواده آقای نادر معدل و همسرش پوران نظافت که در هر قسمت درگیر یک ماجرای شیرین و جذاب میشوند. این مجموعه با ساختاری اپیزودیک اما پیوسته، تجربهای متفاوت از روایتی خانوادگی را پیش روی مخاطب قرار میدهد که در دل این روایتهای جداگانه، یک خط داستانی مشترک و شخصیتهای ثابت، پیوندی منسجم و دنبالشونده میسازند.این خانواده در هر قسمت درگیر موقعیتهایی ساده، روزمره و در عین حال شیرین و طنزآمیز میشوند. روایتها از دل روابط خانوادگی بیرون میآیند؛ جایی که شوخی، مهر، سوءتفاهم و همدلی، در کنار هم تصویری آشنا و دوستداشتنی از زندگی ایرانی ترسیم میکند.این سریال به کارگردانی و نویسندگی حسن وارسته و تهیهکنندگی ابوالفضل صفری محصول مرکز سیمرغ است و بازیگرانی همچون قربان نجفی، سودابه بیضایی، مجتبی فلاحی، نسرین نکیسا، مازیار مهرگان، سارا رشیدی، ناهید استواری، آیسا عاشوریان، واله داودنژاد، سام نوری، میثاق جمشیدی و... در آن نقشآفرینی میکنند. با قربان نجفی، بازیگر نقش «نادر معدل» که نخستین تجربه بازی در نقش اصلی یک کمدی را در این سریال دارد گفتوگو کردیم که میخوانید.
این شبها در سریال «بهار شیراز» نقشآفرینی میکنید چطور به کار دعوت شدید؟
من پیشتر با آقای ابوالفضل صفری، تهیهکننده کار در چند سریال پلیسی همچون «سرجوخه» و «خانه امن» همکاری داشتم و آقای حسن وارسته هم از همدانشکدههای من بود. همین آشنایی سبب شد به کار دعوت شوم و این همکاری اتفاق افتاد.
وقتی فیلمنامه سریال را خواندید، درباره شخصیت «نادر معدل» چه ذهنیتی داشتید؟
من همیشه منتظر بازی در یک طنز موقعیت بودم و چون آقای صفری از این علاقه من مطلع بود، من را به کار دعوت کرد. وقتی طرح سریال را خواندم چند ایده کاراکتر طنز را در ذهنم داشتم ولی چون نادر معدل، معلم بازنشسته بود نمیشد آن ایدهها را برایش اجرایی کرد. از کارگردان خواستم که شغل این شخصیت را تغییر دهد تا دست من برای اجرای طنز، بازتر شود ولی فیلمنامه آماده شده بود و قابلیت این تغییر را نداشت بنابراین تمام تلاشم را برای ایجاد طنز موقعیت روی این شخصیت انجام دادم. به هر حال فرصتهای این شخصیت در آن جایگاه شغلی برای طنزآفرینی کم بود. وقتی نقش معلم را بازی میکنید، موقعیتهای طنز کمتری به لحاظ آوایی، بیانی و رفتاری دارید، چون برای خلق شخصیتهای طنز باید از حد و مرزها عبور کرد و تعادل را بر هم زد تا طنز اتفاق بیفتد در حالی که با شخصیت معلم تا حد مشخصی میتوان شوخی کرد.
سیتکام «بهار شیراز» تا پایان امسال میهمان خانههای مردم است، چه فرصتهایی در نقش «نادر معدل» وجود دارد تا تبدیل به کاراکتری ماندگار در ذهن مخاطبان شود؟
امیدوارم این شخصیت در ذهن مردم بماند. البته واقعاً در این شرایط نمیدانم چنین چیزی رخ بدهد. اینکه اصلاً مردم حال و حوصله کمدی دیدن دارند یا نه، چون شرایط فعلی، زمان خوبی برای این پیشبینی نیست که مردم سریال را میبینند یا نه.
در سالهای اخیر از کمدیهای تلویزیون چندان استقبال نشده است به جز سریال «پایتخت» که پیشینه خوبی در ذهن مردم دارد، به نظر شما چرا کمدیهای جدید در جذب مخاطب موفق نیستند؟
به هر حال تلویزیون با پخش کمدی به دنبال جذب مخاطب بیشتر است، اما مخاطب به خاطر تماشای یک اثر خوب و جذاب، تلویزیون را روشن میکند و این طور نیست که تلویزیون همیشه روشن باشد. اینکه یک کار بتواند مردم را جذب کند، باید مؤلفههای مورد پسند و سلیقه مخاطبان را داشته باشد که اگر چنین باشد، مردم آن کار را از تلوبیون هم میبینند. موفقیت پایتخت هم به خاطر سابقه و خاطره خوش آن بوده است. به هر حال مدیران سیما باید کاری کنند که تلویزیون از محاق بیرون بیاید و مال مردم باشد. مردم دوست دارند خودشان را در تلویزیون ببینند و حرف خودشان را بشنوند. اگر تلویزیون حرف مردم را بزند، مخاطب هم از برنامههایش استقبال میکند ولی متأسفانه در حال حاضر این طور نیست. سیاست مدیران تلویزیون این است؛ ما همینیم که هستیم! در حالی که باید آنها به خواست مردم بسازند. دلیل سیاستهای سختگیرانه مدیران سازمان را نمیفهمم، یعنی نمیدانند مردم به راحتی میتوانند تلویزیون را خاموش و فراموشش کنند؟ امیدوارم سیاستی بر سازمان حاکم شود که مخاطب را با تلویزیون آشتی دهد چون ما برای ساخت این سریال خیلی زحمت کشیدیم و حیف است که دیده نشود.
فیلمبرداری پروژه چقدر طول کشید؟
حدود هفت ماه و نیم سر فیلمبرداری بودیم که بخش زیادی در تهران و کمتر از یک ماه هم در شیراز انجام شد؛ در واقع فضاهای داخلی در تهران و برخی فضاهای بیرونی در شیراز فیلمبرداری شد. کار بسیار طولانی و سنگین بود. وقتی قالب سریال، سیتکام باشد فشردگی کار بسیار زیاد میشود، همه بازیگرها باید سر صحنه باشند و روزانه حجم قابل توجهی فیلمبرداری انجام میشود. شبیه به تئاتر، پشت سر هم تمرین میکنید و پس از آن با چند دوربین، کار فیلمبرداری میشود.اگر قرار باشد این حجم کار مثل سریالهای عادی فیلمبرداری شود تولید ۷۰ قسمت، دستکم سه سال زمان میبرد. این حجم کار، فشار مضاعفی به گروه وارد کرد و زحمت زیادی برای ساخت این اثر کشیده شده است. امیدوارم شرایطی فراهم شود که مردم بتوانند این سریال را با دل خوش ببینند.
در طنز موقعیت، بار زیادی روی دوش بازیگر است یعنی باید با کمترین خطا، طنز موقعیت را درک کند، حتی جاهایی بداههپردازی داشته باشد. در این کار چقدر روی خلاقیتهای فردی تکیه کردید؟
بازیگرانی که سیتکام کار میکنند باید قدرت بداههپردازی خوبی داشته باشند. متن اصلی وجود دارد و ما بر اساس آن تمرین میکنیم. برخی موقعیتهای کمدی هم با بداههپردازی درمیآید و خلاقیتهای فردی و گروهی به اتفاقها، شکل و جان میبخشد. ضمن اینکه همه بازیگرها در خلق این موقعیتهای کمدی باید با هم هماهنگ باشند شبیه یک تیم فوتبال که با پاسکاری درست، گل خنده را بر چهره مخاطبان بنشانیم.
از تیم بازیگران بگویید، چون سریال هم بازیگران چهره داشت و هم نوچهره؟
بازیگران این سریال شبیه یک خانواده بودند و ارتباط بسیار خوبی با هم داشتیم. بازیگران جوان بسیار بااستعداد و بامعرفتی پای کار بودند و هنوز هم رابطه دوستانهای با هم داریم. همه گروه در این سریال با هم رفیق بودند چه پشت دوربین و چه جلو دوربین. خوشبختانه بازیهای یکدست و هماهنگی هم داشتیم.
از چالشهای ایفای نقشتان بگویید چون نخستین نقش کمدی جدی شماست.
من در ابتدا کمی تردید داشتم که این نقش را بپذیرم ولی وقتی اتفاق افتاد تمام تلاشم را کردم که این شخصیت در ذهن مخاطب ماندگار شود و ارتباط منسجمتری با بقیه بازیگران داشته باشم.
به هر حال قرار نیست بار کمیک داستان روی دوش یک یا چند نفر باشد، همه بازیگران در نقشهایشان این بار را به دوش میکشند و داستان را پیش میبرند. همه ما شبیه به یک تیم کار کردیم و در ایجاد موقعیتهای کمدی، همکاری داشتیم. برای من تجربه خوبی بود.
۷۰ قسمت خنداندن مخاطب کار سختی است و شخصیتها و اتفاقها باید خیلی بامزه دربیایند تا با کمترین اکت بازیگر، بیننده بخندد. آیا در «بهار شیراز» این اتفاق افتاده است و سریال توانایی خنداندن مخاطب را دارد؟
اگر مردم این سریال را از همین قسمتهای اول ببینند و پیگیر آن باشند، با شخصیتهای قصه ارتباط برقرار میکنند، آنها را میشناسند و در دلشان جا باز میکنند. شاید اگر بینندهای سریال را از قسمت دهم شروع کند، نسبت به کسی که از قسمت اول، سریال را تماشا کرده، موقعیتها چندان برایش پرمعنا نباشد. البته ماجراهای هر قسمت، قصههایی نسبتاً مستقل هستند و با شخصیتهای ثابت، اتفاقات مجزایی رخ میدهد یعنی سریال میتواند با مخاطب از هر زمانی، ارتباط برقرار کند و با این رویه میشود تا ۷۰قسمت هم مردم را خنداند چون ما صادقانه کار کردیم و آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند. به گمانم اگر سریال در یک موقعیت عادی پخش میشد مخاطبان زیادی پیدا میکرد. امیدوارم شرایطی پیش بیاید که مردم دلشان شاد باشد و پای سریالهای کمدی تلویزیون بنشینند.
لهجه شخصیتهای سریال، شیرازی است. از چالشهای بیان لهجه در کار بگویید.
لهجه شیرازی، لهجهای بامزه و دوستداشتنی است و مردم هم شیراز و شیرازیها را دوست دارند. این شهر سابقه تاریخی خوبی هم دارد و یکی از مقاصد گردشگری است. بیشتر نقشهای اصلی و کلیدی سریال، شیرازی هستند به جز شخصیت «اقبال عمومی» که داماد خانواده است و توجیه دارد که شیرازی نباشد و بدون لهجه صحبت کند. اگر شیرازی باشید و مدتها در تهران زندگی کنید وقتی قرار باشد به لهجه خودتان برگردید، کار سختی است، باید لهجهای باورپذیر داشته باشید و اگر ادای لهجه را دربیاورید، مردم پس میزنند. البته ما هم روی لهجه کار کردیم و تمرین داشتیم و باید نزدیک به لهجه درست و اصیل شیرازی صحبت میکردیم. اگرچه فرقی ندارد و هر لهجهای، چالشهای خودش را برای بازیگر دارد. اگر بازیگر، بومی آن منطقه باشد در بیان لهجه میتواند باورپذیرتر صحبت کند. وقتی بازیگری ادای لهجه را دربیاورد، موجب عصبانیت و نارضایتی مردم میشود چون کار سخت و حساسی است. وظیفه بازیگر این است که روی آن لهجه کار کند، حتی اگر شیرازی نبودم وظیفه داشتم لهجه را درست بیان کنم. اگر هم خطای لهجه در کار وجود دارد مردم با بزرگواری خودشان چشمپوشی کنند.
آیا تجربه بازی شما در «بهار شیراز» ممکن است در آینده کاریتان اثر بگذارد و شما را به سمت بازی در آثار طنز ببرد؟
با توجه به سابقهای که برای دعوت به کار داشتم، فکر میکنم این اتفاق بیفتد. من سالها در سینما، نقش خاکستری نزدیک به منفی کار نکرده بودم ولی پس از فیلم «آخر بازی» ساخته همایون اسدیان، پیشنهادهای زیادی برای ایفای نقشهای منفی و خاکستری به من شد. حتی پس از آن، برای بازی در یک نقش مثبت دعوت شدم و میگفتند فلانی که فقط نقش منفی بازی میکند! شاید این اتفاق بعد از «بهار شیراز» برایم بیفتد و کار کمدی هم به من پیشنهاد شود.




نظر شما