«جنگ» فلسفه وجودی ایالات متحده آمریکاست. رژیمی که با اشغال، تجاوز، نسلکشی، جنگ، جنگ و تا ابد جنگ تأسیس شده و ادامه یافته و امروز کمترین مواجهه یا چالشی را با افروختن آتش جنگی جدید پاسخ میدهد. بزرگترین بودجه نظامی تاریخ بشر در حالی خود را مهیای تکرار عادت همیشگی نشان میدهد که در سالهای اخیر، ایستادگی ملتها و دولتهای مستقل، به مثابه یک سیلی محکم زیرگوش قلدر دائمالخمر محله، تمام آن تصاویر شکوهمند، آن قدرت دستنیافتنی و شایسته تعظیم را به چالش کشیده و یک نتیجه واقعی داشته و آن عبارت است از زمزمهای ذهنی و بینالاذهانی در افکار عمومی جهانی با این مضمون که «خب، پس میشه...».
ما مبدع این نوآوری شجاعانه و به عبارتی صاحب سبک در نواختن همان سیلی آبدار زیر گوش ایالات متحده آمریکا بودهایم و بهای آن را نیز پرداختهایم. جنگ، کودتا، ترور، فتنه، آشوب، تحریم، محاصره و... و سؤالی که به شکلی جدی مطرح است؛ ما را از چه میترسانند؟
ما پرپر شدن پاکترین فرزندان این خاک به دست دشمن خارجی یا عامل داخلی همان دشمن را دیدهایم؛ زخم خرمشهر و حصر آبادان را دیدهایم؛ مرصاد را زیستهایم و با پرواز IR۶۵۵ سوختهایم! سلیمانی را، باقری را، کاوه و باکری را از جبهههای نبرد به طاقچه خانههامان آوردهایم، آنگاه که چشمهای حججی مرز حق و باطل را ترسیم میکرد و لبخند آرمان، مرز عشق و جنون را.
با سوختن شنهای بیابان و سنگهای کوهستان در اصفهان و فردو، سوختیم و با آتش سجیل در تلآویو، ققنوسوار از خاکستر جنگ برخاستیم و دوباره همان سیلی معروف را نثار شیطان و سگ دستآموزش کردیم؛ این بار محکمتر از همیشه.
گفتیم از این به بعد هم برنامه همین است؛ دوران بزن در رو تمام شده... حالا که یانکیها و اعوان و انصارشان دوباره همان باقیمانده اندک از عقل محاسبهگر و مادی را کنار گذاشته و بعد از قمار باخته روی زبالهها و تفالههای تاریخی و جغرافیایی نظیر رجوی، مهتدی، پهلوی و... دست پیش را گرفته و دهان به گزافهگویی گشوده و علیالظاهر آرایش جنگی به خود میگیرد، لازم است نگاهی به نقشه جغرافیایی منطقه، برد اعلامی موشکهای متعارف ایرانی، ذخایر اورانیوم با غنای بالا، نیروهای همپیمان جمهوری اسلامی از شبهقاره هند تا شاخ آفریقا، وسعت سرزمینهای اشغالی فلسطین و مراکز متراکم جمعیتی در رژیم مجعول اسرائیلی بیندازند؛ مواردی که تنها گوشهای از واقعیات دردناکی است که احتمالاً پس از پایان این مستی مفرط، با آن روبهرو خواهند شد.
جنگ، ویرانگر است و ما نیز به استقبال آن نرفتهایم، اما در حالی که دشمن، ما را بین یک زندگی فاجعهبار ذیل الگوهای لیبی، افغانستان و سوریه از یک طرف و احتمال یک جنگ مخیّر کرده است؛ با آغوش باز به استقبال گزینه دوم خواهیم رفت و ضمن پذیرش تبعات و هزینههای آن، این تهدید را به شکلی مؤثر به پایان میرسانیم؛ باذن الله.
۲۵ دی ۱۴۰۴ - ۰۳:۱۸
کد مطلب: ۱۱۲۴۰۱۲
«جنگ» فلسفه وجودی ایالات متحده آمریکاست. رژیمی که با اشغال، تجاوز، نسلکشی، جنگ، جنگ و تا ابد جنگ تأسیس شده و ادامه یافته و امروز کمترین مواجهه یا چالشی را با افروختن آتش جنگی جدید پاسخ میدهد.
زمان مطالعه: ۲ دقیقه
منبع: روزنامه قدس




نظر شما