شاید تا کمتر از یک دهه گذشته، قرض دادن و قرض گرفتن و به تعبیر دقیقتر، اجرای عملی جنبهای مهم از اقتصاد اسلامی مبتنی بر مسئولیت همگانی برای رفع فقر، تقدم دیگری بر خود و دوری از رباخواری در میان طیف گستردهای از شهروندان ایرانی، جایگاهی والا داشت و حتی بهطور خودکار و داوطلبانه اجرا میشد.
در دهههای گذشته صرف نظر از اینکه قرضدهنده و قرضگیرنده چه نسبت خونی یا حقوقی با هم دارند، بدون کمترین وثیقه، سطح بالایی از اعتماد عمومی میان مردم برقرار بود و رد پای سنت نیکو و اسلامی قرضالحسنه را به وضوح میشد در معیشت شهروندان و حتی پا گرفتن کسبوکارهای خرد و خانگی دید؛ تبادلی که بیچشمداشت به سودگیری و سودجویی انجام میشد تا قرضالحسنه به معنای واقعی، منشأ تسهیلگری در زندگی مردم باشد.
امروز و در اوایل دهه ۱۴۰۰ شمسی پای صحبت بسیاری از شهروندان که بنشینی، حداقل یک تجربه شیرین و مبتنی بر پایبندی به سنت مذهبی، دینی، فرهنگی و اجتماعی قرضالحسنه در دهههای گذشته دارند، به طوری که با همین شیوه هم گره از کار خود و نزدیکانشان گشودهاند و هم از کارشان با همین سنت نیکو، گرهگشایی شده اما همین افراد معتقدند در سالهای اخیر چنین رسم پسندیدهای بهشدت کمرنگ شده است.
کارشناسان اقتصاد اسلامی هم ضمن تأیید این کمفروغی، ریشه دور شدن مردم از سنت نیکوی قرضالحسنه را تورم، غلبه سوداگری بر تولید و بخشهای مولد اقتصاد، سودجویی بانکها و در مجموع ناامنیهای اقتصادی و معیشتی میدانند به طوری که حتی افرادی که وسع مالی و امکان زنده نگه داشتن سنت قرضالحسنه را دارند هم با دیده تردید به چنین عملکردی در قبال شهروندان دیگر نگاه میکنند و در این زمینه مصمم عمل نمیکنند، آن هم در شرایطی که ضرورت احیای این سنت نیکو با توجه به تشدید مشکلات معیشتی به ویژه در میان گروههای آسیبپذیر جامعه بیشتر از دهههای گذشته احساس میشود.
یاد ایامی که قرضالحسنه، کلید گشایش کارها بود
روایت اینکه سنت زیبای قرضالحسنه در سالهای گذشته، منشأ چه برکات و گشایشهای متعدد مالی و معیشتی در میان گروههای مختلف اجتماعی بوده است، با یادآوری برخی تجربهها از زبان شهروندان، شنیدنیتر میشود.
جالبترین تجربه به محمدرضا صاحب کسبوکار خردی برمیگردد که تا امروز نهتنها برای خودش بلکه برای دو نفر دیگر هم اشتغالزایی کرده است. او به خبرنگار ما میگوید: اواسط دهه۸۰ وقتی با کمترین وسع مالی، ازدواج کردم، با کمک مالی بسیار ناچیز پدر همسرم یک کسبوکار کوچک خانگی برای تولید ترشی و خیارشور راه انداختیم. خوشبختانه در مدت کمی توانستیم قرضمان را پس بدهیم و در کمتر از دو سه سال با پیشنهاد یک دوست برای توسعه کسبوکار، گرفتن مجوزهای لازم، استخدام دو نفر دیگر و اجاره یک فضای خارج از خانه عملاً کسبوکار خودمان را راه انداختیم اما هیچوقت فراموش نمیکنم که نقطه شروع این کار اعتماد پدر همسرم به ما و باورمان به سنت اسلامی قرضالحسنه بود.
تجربه دیگر اما از زبان خانم دریادل روایت میشود. او به خبرنگار ما میگوید: معتقدم قرضالحسنه در زندگی ما همچون نیرویی جادویی عمل کرد. در میانه دهه۷۰ و با وجود کارمند بودن من و همسرم، برای اجاره و رهن خانه از همکار مشترکمان کمکهای زیادی دریافت و هر قرض را یک ماه بعد تسویه میکردیم. او از ما هیچ سندی برای تضمین بازپرداخت، مطالبه نمیکرد. در همان زمان هم البته مشکل اقتصادی کم نبود، اما همان همکار به ما اطمینان داد هر وقت نیاز داشتیم میتوانیم روی کمکش حساب کنیم تا اینکه همین رفتار انسانی و اسلامی او درنهایت ما را به خرید خانه تشویق کرد. در گام اول آپارتمانی ۵۰ متری خریدیم که بخشی از پولش را از همین همکارمان قرض گرفتیم، اما دو سه سال بعد وقتی بچهدار شدیم باز هم از او برای ارتقای خانه و تبدیل به احسن کردن آن از یک خوابه به دوخوابه کمک بدون چشمداشت یا سود دریافت کردیم. من فکر میکنم امروز اما جای خالی این رفتارها در جامعه خالی است و گویی مردم همه درگیر رفع مشکلات شخصیشان هستند.
الیاس شهروند دیگری است که خرید نخستین خودرو خود در سال ۱۳۹۵ را مرهون قرضالحسنه میداند آن هم در حالی که به گفته خودش حتی یک درصد تصور نمیکرد بتواند ماشیندار شود! بنا به اظهاراتش او خیلی اتفاقی و با کمک خواهرش، پراید خرید آن هم با دعوت شدن به یک صندوق خانگی که هر ماه رقم ناچیزی را باید میپرداخت. الیاس به خبرنگار ما میگوید: همان پرایدی که ناباورانه سندش به نامم خورد موجب شد خودم هم برای قرض دادن بیچشمداشت به دیگران تا جایی که در توانم باشد و بتوانم اعتماد کنم، پیشقدم شوم و خوشبختانه هیچوقت از اعتمادم به قرض گیرنده، تجربه منفی ندارم. اما حقیقتاً امروز با وجود تمایل قلبی دیگر شاید نتوانم با حقوق کارگری به بقیه کمک کنم؛ چون تقریباً از حقوقم رقمی برای این کار باقی نمیماند.
علاوه بر آنچه از زبان این سه شهروند روایت شد، طی سالهای نهچندان دور گذشته و در موارد متعددی ارتقای خودرو، تأمین تمام یا بخشی از جهیزیه نوعروسان، جفت و جور شدن هزینه مراسم ازدواج، شهریه دانشگاه، هزینه درمان و سفر (چه زیارتی و چه تفریحی) و... از مسیر سبز و نیکوی قرضالحسنه محقق میشد، اما واقعیت این است که امروز این سنت گرهگشا در اقتصاد اسلامی بسیار محدود و کمفروغ شده است.
قرضالحسنه، عرصه را به تورم و سوداگری باخت
به باور کارشناسان اقتصاد اسلامی در خصوص چرایی کمرنگ شدن سنت اسلامی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و راهگشای قرضالحسنه در میان مردم پای عوامل زیادی به میان میآید، اما شاید بتوان تورم افسارگسیخته و فزاینده سالهای اخیر و افزایش نفوذ و قدرت سوداگری در بازارهای غیرمولد را به عنوان متهمان ردیف اول معرفی کرد.
یک استاد پیشکسوت اقتصاد اسلامی که تمایل ندارد نامش در این گزارش ذکر شود، به خبرنگار ما میگوید: هر جامعه و فرهنگی با مؤلفههای خوب و بد خود شناخته میشود و قرضالحسنه به عنوان یک رفتار شاخص در جامعه ایرانی همواره کارکرد مؤثری در کاهش فقر و تزریق نوعدوستی مبتنی بر اعتماد طرفین داشته، اما منطقی است در اقتصادی با تورم حداقل ۵۰درصدی به سختی میتوان سنت زیبای قرصالحسنه را زنده نگه داشت و این باور مترقی دینی را به نسلهای بعدی آموخت و منتقل کرد.
او معتقد است وقتی عمده شهروندان خود از نظر معیشتی و اقتصادی در تنگنا قرار گرفتهاند، امکان قرض دادن به دیگری بسیار کم است و اگر فردی حتی در این شرایط سخت تورمی، مقداری پول برای خرید کالایی پسانداز کرده و برای مثال با درخواست دوست یا عضوی از خانوادهاش برای قرضالحسنه به منظور تأمین هزینه درمان فرزنش مواجه میشود، دو راه دارد: یا باید به نیاز او پاسخ دهد در حالی که میداند با همان پول در آینده، قدرت خرید کالای مورد نظر را ندارد یا باید برخلاف میل باطنی، به درخواست کننده، پاسخ منفی بدهد.
این اقتصاددان پیشکسوت با تأکید بر اینکه وضعیت اقتصادی امکان برقراری رابطه میان شهروندان به صورت قرضالحسنه را به حداقل رسانده است، ادامه میدهد: متأسفانه در شرایطی که بیشتر بانکهای کشور به نوعی با سرمایههای مردمی شکل گرفتهاند و ادامه حیات میدهند یا توان پرداخت تسهیلات قرضالحسنه ندارند یا با شیوههای مختلف در برابر بخشنامههای بانک مرکزی مبنی بر تسهیل در پرداخت تسهیلات خرد و قرضالحسنه مقاومت میکنند و برای مثال برای پذیرش ضامن، سختگیریهای زیادی دارند، در این شرایط چگونه میتوانیم مردم را به احیای سنت اسلامی قرضالحسنه ترغیب کنیم؟
به گفته وی، تورم و وضعیت ناهنجار اقتصادی، امکان تقویت چنین تدابیر مترقی و ارزشمندی را که در اسلام «قرض به خداوند» تعبیر شده به حداقل رسانده است.او ادامه میدهد: واقعیت این است که امروز معیشت گروههای زیادی از کارگران، بازنشستگان و حتی حقوقبگیران دولتی، بحرانی شده و این گروهها برای امرار معاش و هزینههای درمان با سختی روبهرو هستند، اما قرضالحسنه حتی در میان بستگان نزدیک هم جایگاه گذشته را ندارد.
به باور او، امروز و در حالی که تولید و تولیدکننده در انزوا قرار دارند و برای تسهیلاتگیری از بانکها با سختیهای متعدد روبهرو هستند، سوداگری در بازارهای طلا، سکه و ارز به حداکثر رسیده و اتفاقاً بانکها هم ترجیح میدهند به بخشهای بازرگانی و سوداگری تسهیلات بدهند، پس در این شرایط یا اساساً قرض دادن و گرفتن از دیگری بیمعنا میشود یا در ازای آن درخواست سودهایی معادل نظام بانکی یا بازارهای سوداگری مطرح میشود.
به گفته این اقتصاددان، وقتی بانکهای کشور هر روز از بانکداری بدون ربا دورتر میشوند و جایگاهی برای توسعه و تولید قائل نیستند، طبیعی است شهروندان هم حتی در صورت داشتن وسع مالی و تمایل به اجرای سنت دینی و الهی قرضالحسنه، نسبت به این رفتار، کمانگیزه و مردد ظاهر شوند، ضمن اینکه در سالهای اخیر و مبتنی بر تورم و ناهنجاریهای اقتصادی، متأسفانه مسیر برخی صندوقهای قرضالحسنه (حتی خانگیها) به کلاهبرداری و سوءاستفاده از اعتماد مردم منتهی شده و بدین ترتیب عمل به سنت مترقی قرضالحسنه هر روز محدودتر میشود.
این اقتصاددان معتقد است هرچند بهتازگی دولت و مجلس در تکاپو برای کمک به معیشت مردم از طریق افزایش و ایجاد تسهیلات قرضالحسنه بانکی هستند و از پرداخت اعتبارات و تسهیلات قرضالحسنه یا کمبهره برای ازدواج، خرید خانه یا کالا و خدمات، در کنار یارانههای مستقیم به گروههای آسیبپذیر خبر دادهاند، اما شکی نیست تا وقتی تورم و تلاطمهای اقتصادی آرام نگیرد، احیای سنت الهی و کارگشای قرضالحسنه ممکن نیست.




نظر شما