اگر در میان حوادث و وقایعی که در طول تاریخ برای انسانها پیش میآید، بعثت انبیا(ع) را در سرنوشت کار بشر از همه حوادث مهمتر و مؤثرتر بدانیم که واقعیت هم همین است، بعثت وجود گرامی پیغمبر خاتم(ص) از نظر اهمیت و تأثیر در رأس همه حوادث و وقایع بزرگ و بعثت سایر انبیاست. خداوند متعال به برکت اسلام و به برکت بعثت پیامبر خاتم(ص) و به برکت توجه به پیامهای اجتماعی سیاسی اسلام، بشر را از رنج جهل خلاص کرد و برنامه سعادتبخش ابدی را به او هدیه داد.
درسهای جاودان مبعث رسول خدا(ص)
عید بزرگ مبعث نباید صرفاً به عنوان یک روز در میان مسلمانان تجلیل و به همین حد اکتفا شود. این عید درسهای جاودانی دارد که بشر جز از راه تعلم و عمل به آن به سعادت و خوشبختی نخواهد رسید. قصد داریم در این فرصت کوتاه، چند درس مهم بعثت پیامبر رحمت(ص) را بررسی کنیم.
نخستین و مهمترین درسی که از بعثت نبی اکرم(ص) میتوانیم دریافت کنیم، ایجاد جامعه توحیدی است. توحید تنها یک نظریه کلامی، فلسفی و عقلی نیست، بلکه بهترین روش زندگی برای انسانهاست.
توحید یعنی خداوند را در زندگی فردی و اجتماعی حاکم کردن و دست قدرتهای گوناگون فردی و اجتماعی را از زندگی انسان کوتاه کردن. لاالهالاالله که پیام اصلی پیغمبر(ص) ماست، به این معناست که در زندگی فردی و اجتماعی بشر، قدرتهای شیطانی، طاغوتی و استکباری نباید دخالت کنند که زندگی انسان را دستخوش هوسها، امیال و آلودگیهای خود کنند. اگر توحید به همان معنای واقعی و حقیقی خود در زندگی مسلمانان و جامعه بشری تحقق پیدا کند، همگان به سعادت حقیقی در دنیا و آخرت خواهند رسید و دنیای بشر مانند آخرتش آباد میشود.
دومین درس بعثت، اسوه حسنه بودن پیامبر خاتم(ص) است، یعنی اینکه وجود گرامی و سراسر رحمت پیامبر(ص) الگویی است که بشر باید از آن تبعیت کند. بعثت یعنی اینکه پروردگار متعال این وجود بینظیر را در قلهای قرار داده تا ما از حضیض خودمان به سمت آن قله حرکت کنیم.
اگر ما از ابتدای خلقت تا عصر حاضر را به بررسی دقیق اشخاص مختلف بشری به خصوص گروه حکام و زمامداران بپردازیم، به تحقیق، هیچ شخصی را از همه جهات فردی و اجتماعی بهتر از وجود گرامی خاتم پیامبران(ص) پیدا نخواهیم کرد.
عطوفت با یکدیگر، درس مسلمانی
درس سوم که بعثت به ما میآموزد، نحوه و کیفیت تعامل و مواجهه با مسلمانان و داخله جامعه اسلامی است. تعبیر آیه شریفه از چگونگی این تعامل «رحماء بینهم» است. همه کسانی که پیرو مکتب رسول اللّه(ص) هستند، باید با هم مهربان باشند. البته باید بدانیم معیار مسلمان بودن، گفتن شهادتین است، نه سلیقه شخصی ما یا ظاهر افراد. بنابراین همه کسانی که در امت اسلامی هستند، مسلماناند و باید با آنان مهربان بود. بالاتر از این، باید به این نکته تأکید کرد رابطه عاطفی که میان خداوند و بنده در اسلام بر آن تأکید شده است، در ادیان دیگر کمتر مشاهده میشود. معرفی الله به عنوان خدایی که با بندگانش ارتباط محبتآمیز دارد از افتخارات دین اسلام است. مهربانی و عطوفت در سیره پیامبر(ص) و ائمه معصومین(ع) از نکات بارزی است که میتواند در ارائه چهرهای زیبا از دین مؤثر باشد و به جذب هر چه بیشتر افراد کمک کند.
به طور نمونه در منابع مختلف شیعه و سنی درباره سیره پیامبر(ص) این گونه آمده است: نه ترشرو بود و نه سبکسر. احدی از آزاد و برده برای حاجتی به خدمتش نرسید، مگر آنکه برای انجام حاجتش به پا میخاست و اقدام میکرد. اگر کسی با ایشان دست میداد، صبر میکرد و دستش را رها نمیکرد تا او خود دستش را رها کند. چون مسلمانی را میدید با او دست میداد. اگر کسی نزد ایشان وارد میشد، به او احترام میکرد، چه بسا جامهاش را برای او پهن میکرد و یا تُشکی را که روی آن نشسته بود در اختیار تازهوارد میگذاشت. چنین نبود که کسانی، مردم را از نزدیک شدن به آن حضرت مانع شوند و آنها را دور سازند. کم میشد در جواب کسی «نه» بگوید. هر گاه از آن حضرت سؤالی میشد، اگر موافق بود تأیید میکرد، در غیر این صورت، سکوت اختیار میکرد. اصحاب و یاران خویش را با کنیه یاد میکرد و به نامی که آنها را خوشتر بود میخواند. هیچ گاه در جمع پای خود دراز نمیکرد. نگاهش را میان یارانش تقسیم میکرد و به هر کدام به یک اندازه مینگریست.
در برابر دشمن مستحکم باشید
چهارمین درس بعثت، نحوه تعامل با دشمنان و کفار است. خداوند متعال در سوره سراسر حماسه فتح، پس از اینکه آیات حماسه را بیان میکند، درباره پیغمبر و یاران آن حضرت(ص) میفرماید: «اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّار». یعنی به متجاوز امان نمیدهند. درباره معنای دقیق واژههای به کار رفته در این آیه نورانی نکات ظریفی وجود دارد به خصوص در جانب کفار که بهتر میبینم این معانی را از گفتار رهبر حکیم و فرزانه انقلاب، این مفسر برجسته قرآن دامت برکاته نقل کنم. ایشان میفرمایند: «اشداء بر کفار، معنایش این نیست که با کفار دائم در حال جنگاند. اشداء، شدت، یعنی استحکام، استواری، خورده نشدن. یک فلزی زنگ میزند، خورده میشود، پوک میشود، از بین میرود؛ یک فلز هم قرنهای متمادی که بگذرد، دچار خوردگی و زنگزدگی و پوسیدگی و پوکی نمیشود. اشداء یعنی این. استحکام یک وقت در میدان جنگ است، یک جور بروز میکند؛ یک وقت در میدان گفتوگو با دشمن است، یک جور بروز میکند. شما ببینید پیغمبر(ص) در جنگهای خود، آنجایی که لازم بود با طرف خود و دشمن خود حرف بزند، چه جوری حرف میزند. سر تا پای نقشه پیغمبر(ص) استحکام است؛ استوار؛ یک ذره خلل نیست. در جنگ احزاب پیغمبر(ص) با طرفهای مقابل وارد گفتوگو شد، اما چه گفتوگویی! تاریخ را بخوانید. اگر جنگ است، با شدت؛ اگر گفتوگو است، با شدت؛ اگر تعامل است، با شدت؛ با استحکام. این معنای اشداء علی الکفار است».




نظر شما