در منظومه معرفتی اسلام، قرآن کریم صرفاً متنی مقدس برای قرائتهای روحانی نیست؛ بلکه چارچوبی استدلالی و عملیاتی برای تمام شئون حیات بشری محسوب میشود. این نگاه که قرآن را در مقام منبع هدایت نهایی برای رسیدن به سعادت در ابعاد فردی و اجتماعی میبیند، مستلزم تعریف دقیقی از حدود دخالت این کتاب آسمانی در ساختار معرفتشناختی ماست. آیا جامعیت قرآن به معنای نادیده گرفتن نقش بنیادین عقل و تجربه است، یا مسیری برای همافزایی این منابع در جهت بنا نهادن تمدنی قرآنی؟ این پرسش، مرزبندی ظریف میان تفسیر حداکثری و حداقلی از دخالت وحی در عرصههایی چون علوم انسانی، سبک زندگی و عدالت اجتماعی را ترسیم میکند.
برای بررسی دقیقتر این مفاهیم و تحلیل چگونگی خروج جامعه از مهجوریت قرآنی در حوزههای فکر، گرایش و رفتار، با حجتالاسلام والمسلمین دکتر قاسم ترخان، عضو هیئت علمی گروه کلام و دینپژوهی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی گفتوگو کردهایم که در ادامه میخوانید.
مرزبندی هوشمندانه میان شمولیت قرآن، ظرفیت عقل و نقش تجربه
وقتی از عمل به دستورات قرآن سخن میگوییم، چه شئونی از زندگی انسان را دربرمیگیرد؟ حجتالاسلام ترخان در توضیح این پرسش میگوید: ایمان داریم قرآن کریم تمام شئون زندگی انسان را شامل میشود، اما باید توجه کرد تمام شئون یعنی هر آنچه به سعادت و هدایت انسانها مربوط میشود. جامعیت قرآن به این معنا نیست که تمام جزئیات علوم طبیعی و انسانی از ظاهر قرآن دستیافتنی است. ممکن است فردی قرآن را با اشارات یا از طریق باطن، شامل این معارف بداند که البته علم آن در اختیار اهلبیت(ع) قرار دارد.
وی اضافه میکند: قرآن کریم نیامده است که عقل یا تجربه را تعطیل کند. در حوزههایی که قرآن دستور مستقیم ندارد یا اساساً دستوری ندارد؛ چون حوزه مرتبط با حوزه ورود قرآن نیست، بدیهی است عقل و تجربه و روشها و منابع دیگر کارساز هستند. حتی در حوزهای که به سعادت و شقاوت مربوط میشود، توجه به قرآن به معنای کنار گذاشتن عقل و تجربه نیست. به عنوان نمونه در بحث تولید علوم انسانی اسلامی باید گفت از آن رو که علوم انسانی با سعادت انسانها سروکار دارد باید مبانی این علوم را از قرآن بگیریم و در روش و غایات، فرضیهسازی و نظریهپردازی از قرآن استفاده کنیم. به همین دلیل معتقد هستیم میتوانیم علوم انسانی قرآنی را بنیان کنیم. اما این حرف به این معنا نیست که از عقل و تجربه استفاده نکنیم. قرآن آمده تا به منابع معرفتی کمک کند. عقل هم منبع و هم ابزار فهم دین است. در موارد بسیاری قرآن به عقل یا تجربه ارجاع داده یا بحث فطرت را مطرح میکند. حضرت علی(ع) در این خصوص فرموده است «وَ یُثِیرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ العُقُولِ» یعنی از رسالتها و اهداف انبیا شکوفا کردن و استخراج دفینههای عقل بشر است.
قرآن کریم و بازتعریف مراتب حیات انسان
مدیر گروه تخصصی علوم انسانی قرآنی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی میافزاید: قرآن کریم در سه حوزه اندیشه، سلایق و رفتار افراد ورود کرده است. در حوزه اندیشه میتوان گفت عمل به قرآن و محور قرار دادن آن، نوع نگاه ما را به دنیا عوض کرده و جهانبینی جدیدی میدهد. بر اساس نگاه قرآنی؛ آینده جهان، آینده خوب و زیبایی است: «وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِین» قرآن جهانی را برای ما ترسیم میکند که به حکومت مهدوی ختم میشود.
دکتر ترخان ادامه میدهد: افزون بر آن، قرآن در میلها، سلایق و گرایشها نیز تأثیر دارد. وقتی نوع نگاه و جهانبینی عوض شود این انسان است که قرآن را مبنای زندگی خود قرار میدهد و نسبت به هر چیزی گرایش ندارد. سلیقه او عوض میشود و سبک زندگیاش و رفتارهایش نیز تغییر پیدا میکند. دین و قرآن نه تنها میخواهند ما را از زندگی حیوانی بالاتر ببرند، بلکه حتی میخواهند ما را از زندگی انسانی نیز بالاتر ببرند که آن سطح حیات الهی است. این موجود مادی و عالم ماده روح الهی و ملکوتی دارد. همچنان که در آیه ۷۵ سوره انعام آمده است «وَکَذلِکَ نُرِی إِبْرَاهِیمَ مَلَکُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ» یعنی به ابراهیم ملکوت و باطن آسمانها و زمین را ارائه دادیم. با این نوع نگاه تمام زندگی انسانها، زندگی الهی میشود.
زندگی قرآنی؛ تلفیق دین و سیاست
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی تشریح میکند: در زندگی الهی، مؤلفهها و ویژگیهای سبک زندگی نیز عوض میشود. زندگی قرآنی توأم با دین و سیاست است. او هم به رفاه توجه میکند، هم به ارتقای معنوی. سبک زندگی قرآنی بر محور شریعت و فقه است. اینطور نیست که انسان مدعی باشد به قرآن عمل میکند اما دستورات فقهی را کنار بگذارد. در زندگی قرآنی، عبودیت و عقلانیت کنار هم هستند. سبک زندگی قرآنی، سبکی است که در آن هم عقلانیت است «أَفَلا تَعْقِلُون» و هم عبودیت. او تسلیم محض خداست و در این حیطه چون و چرا نمیکند. در سبک زندگی قرآنی عدالت رکن اساسی است. یعنی قرآن عدالت را رکن اساسی میداند لذا سبک زندگی قرآنی عدالتمحور است. یکی دیگر از مؤلفهها امانتداری است. اگر همین امانتداری در زندگی و سبک زندگی اجرا، نهادینه و به آن عمل شود روابط ما با انسانهای دیگر و طبیعت متفاوت خواهد شد. نوع نگاه قرآن به سبک زندگی و عمل به دستورات آن سبب متعالی شدن زندگی میشود.
دکتر ترخان در پاسخ به این پرسش که جامعه ما بر مبنای عمل به قرآن؛ چقدر اسلامی و قرآنی است، عنوان میکند: برای این منظور باید بررسی کنیم چقدر به دستورات قرآن عمل میکنیم. به عنوان نمونه قرآن در مواجهه با بلاها و گرفتاریها دستور داده صبوری کرده و آن را به عنوان امتحان الهی تلقی کنید. نیمه پر لیوان را ببینید و امید خود را از دست ندهید. بر اساس آیه ۱۵۵ سوره بقره «وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ و بَشِّرِ الصَّابِرِین» یعنی شما را به پارهای از سختیها چون ترس، گرسنگی، نقصان اموال و نفوس و آفات زراعت بیازماییم و صابران را بشارت و مژده بده. اگر این صبوری و امید در جامعه وجود داشت و همه آن را امتحان الهی تلقی کردند؛ به قرآن نزدیک شدهایم.
مراحلی برای بازگشت به نور
این کارشناس دینی میافزاید: قرآن کریم در مواجهه با بلاها، توصیه میکند از وسایل مادی و معنوی استفاده کنیم و در کنار استفاده از اسباب مادی در دایره نظام اسباب و مسببات، باید از اسباب معنوی مانند دعا و توسل به اهل بیت(ع) استفاده کنیم. در این صورت به زندگی قرآنمحور و جامعه قرآنی نزدیک شدهایم. هر چند در سالهای پس از انقلاب اسلامی توفیقات زیادی در این زمینه داشتهایم اما تا رسیدن به نقطه مطلوب فاصله داریم و باید بیشتر تلاش کنیم که قرآن را در متن زندگی خود راه داده و زندگیهایمان را قرآنی کنیم.
حجتالاسلام ترخان در پایان با بیان آیه ۳۰ سوره فرقان توضیح میدهد: در این آیه آمده است «وَ قَالَ الرَّسُولُ یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا» یعنی در آن روز رسول(ص) به شکوه از امت در پیشگاه خدا عرض کند: بارالها تو آگاهی که امت من این قرآن را به کلی متروک و رها کردند. شکایت پیغمبر(ص) از این است که قرآن در میان ما مسلمانان حرف اول را نمیزند. این همان مهجوریت قرآن است که مراتبی دارد. برخی از مراتب مربوط به خواندن روزانه قرآن است. مرحله بعد فهمیدن است؛ یعنی افراد قرآن میخوانند اما نسبت به فهم آن تدبر نمیکنند. مرحله دیگر از مهجوریت این است که به آن عمل نمیشود. برای اهمیت این مرحله میتوان به آیه ۸۲ سوره اسرا اشاره کرد که میفرماید «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَلَا یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلا خَسَارًا» یعنی ما آنچه از قرآن فرستیم شفای دل و رحمت الهی برای اهل ایمان است و ظالمان را به جز زیان و شقاوت چیزی نخواهد افزود. باید قرآن را بخوانیم، در آن تدبر کنیم و برای فهم قرآن به دامان اهل بیت(ع) چنگ زنیم که آنان مفسران واقعی قرآناند. پس از آن باید به دستورات این کتاب نورانی عمل کنیم. اگر میخواهیم قرآن را از مهجوریت خارج کنیم باید در سه حوزه قرائت، فهم و عمل به آن کار کنیم. هر میزان که این موارد را نهادینه کردیم و مردم توانستند در آنها موفقیت پیدا کنند، قرآن از مهجوریت خارج خواهد شد.





نظر شما