امروز بیش از هر زمان دیگری، ضرورت آماردهی دقیق، مستند و مسئولانه درباره تعداد شهدا و تلفات دو طرف یک ضرورت انکارناپذیر است. در شرایطی که برخی رسانههای غربی و جریانهای معاند جمهوری اسلامی ایران، با اعداد و ارقام اغراقآمیز و بعضاً متناقض - از ادعای کشتههای هزاران نفری تا آمارهای غیرواقعی- تلاش میکنند واقعیت میدان را تحریف کنند، سکوت یا ابهام در ارائه آمار رسمی، عملاً به تکمیل همین جنگ روانی کمک میکند. شفافیت آماری، نهتنها یک مطالبه افکار عمومی، بلکه بخشی از نبرد روایتها در برابر پروژه دروغسازی رسانهای دشمن است؛ نبردی که بیتوجهی به آن، هزینههای سیاسی و روانی سنگینی بهدنبال خواهد داشت. یکی از آسیبهای جدی و تکرارشوندهای که در طول بحرانهای مختلف تاریخ انقلاب اسلامی با آن مواجه بودهایم، مسئله اطلاعرسانی درست، دقیق و بهموقع است؛ ضعفی که هر بار در بزنگاههای حساس، هزینههای سنگین رسانهای و روانی به کشور تحمیل کرده است. تجربههای متعدد نشان میدهد اگر این خلأ بهدرستی مدیریت نشود، دشمن با سرعت و مهارت، روایت اول را تصاحب کرده و افکار عمومی را مطابق خواست خود شکل میدهد.
نخستین اصل در مدیریت رسانهای بحران، تصاحب روایت اول است. روایت اول یعنی همان تصویری که در ساعات اولیه در ذهن مخاطب شکل میگیرد و پس از آن، اصلاح یا تغییرش بسیار دشوار میشود. اما مشکل اساسی اینجاست حتی در مواردی که روایت اول را بیان میکنیم، این روایت اغلب فاقد سناریو و راهبرد رسانهای مشخص است. روایت اول نباید صرفاً یک خبر خام باشد؛ بلکه باید در قالب یک سناریو حسابشده و در دل یک راهبرد رسانهای ملی تعریف شود.
آسیب مهمتر، تأخیر در انتقال اطلاعات است. وقتی اخبار و دادههای اولیه با وقفه به دست مخاطب میرسد، طبیعی است که روایتهای جعلی و عملیات روانی رسانههای معاند جای آن را پر کند. در چنین شرایطی، مخاطب بر اساس اطلاعات غلط و آمارهای اغراقآمیز، قرائتی میسازد که دقیقاً همان چیزی است که دشمن میخواهد.
نمونههای روشنی از این وضعیت را در سالهای اخیر دیدهایم؛ از پرونده مهسا امینی گرفته تا برخی حواشی دیپلماتیک. حتی در موضوعاتی مانند انتشار اخبار غیررسمی درباره دیدار نماینده ایران در سازمان ملل با ایلان ماسک، شاهد بودیم که چگونه یک خبر ناقص و رهاشده، بهسرعت در فضای رسانهای و ذهن مخاطب رسوب میکند. ما اجازه میدهیم خبر به صورت کنترلنشده رسانهای شود، دشمن روایت خود را میسازد و بعد تازه به فکر پاتک رسانهای، تکذیب یا پاکسازی ذهن مخاطب میافتیم؛ آن هم زمانی که کار از کار گذشته است.
مسئله مهم دیگر، شکاف میان سیاست اعلامی و سیاست اعمالی است. وقتی آنچه گفته میشود با آنچه در عمل رخ میدهد متفاوت باشد، اعتماد عمومی به رسانه رسمی دچار فرسایش میشود. تجربههایی مانند برخی ادعاها درباره تلفات یا تجهیزات دشمن در مقاطع جنگی، نشان داد این دوگانگی چگونه میتواند به سرمایه اجتماعی ضربه بزند.
امروز مخاطب ایرانی، با وجود بصیرت و تجربه میداند آمارهای اعلامی دشمن معمولاً چند برابر واقعیت است؛ اما تأخیر ما در اعلام آمار دقیق و شفاف بهتدریج این ذهنیت خطرناک را ایجاد میکند که شاید روایت دشمن به واقعیت نزدیکتر باشد. بیان صریح تعداد شهدا، تلفات و حتی موارد مبهم، نهتنها ضعف نیست، بلکه لازمه مدیریت افکار عمومی در یک جنگ ترکیبی تمامعیار است. در جنگ روایتها، رها کردن میدان اطلاعرسانی یعنی واگذاری ابتکار عمل به دشمن و این، پرهزینهترین خطای رسانهای است.
۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۲:۵۶
کد مطلب: ۱۱۲۵۱۲۷
امروز بیش از هر زمان دیگری، ضرورت آماردهی دقیق، مستند و مسئولانه درباره تعداد شهدا و تلفات دو طرف یک ضرورت انکارناپذیر است.
زمان مطالعه: ۲ دقیقه
منبع: روزنامه قدس



نظر شما