به گزارش قدس آنلاین، اتفاقی که شاید روی کاغذ نگرانکننده به نظر برسد، اما اگر کمی منصفانه نگاه کنیم، بیشتر شبیه پایان یک همکاری بیخاصیت است تا یک بحران واقعی.این دو بازیکن در شرایطی از بازگشت سر باز زدهاند که تقریباً تمام خارجیهای دیگر استقلال بدون دردسر کنار تیم هستند. حتی در همین روزهای خاص هم تیم از هم نپاشید، تمرینات تعطیل نشد و ساپینتو ـ با همه حاشیهها و فشارها ـ
تیم را رها نکرد. همین مقایسه ساده، خیلی چیزها را روشن میکند.واقعیت این است که جنپو و نازون، با وجود هزینهای که روی دست باشگاه گذاشتند، هیچوقت به بخشی از بدنه فنی استقلال تبدیل نشدند. حضورشان بیشتر یادآور بازیکنانی بود که انگار برای دیدن بازیها آمدهاند، نه برای تغییر نتیجه. بیشتر از آنکه در زمین دیده شوند، از روی سکوها تماشاگر بودند و سهمشان از استقلال، فاصلهای معنادار با انتظارات یک مهاجم خارجی داشت.برای همین هم رفتنشان، اگرچه از نظر حقوقی و مالی ممکن است باشگاه را درگیر کند، اما از نظر فنی ضربه خاصی به استقلال نمیزند.
تیم مدتهاست بدون اتکا به این دو نفر بازی کرده و نبودشان خللی در ساختار فنی ایجاد نمیکند.اما اگر قرار باشد کسی را «برنده» این نقلوانتقالات بدانیم، قطعاً نه استقلال است و نه هوادارانش. برندههای واقعی، همان دلالهایی هستند که این انتقالها را جلو بردند؛ کسانی که امروز هم با خیال راحت نشستهاند و با دمشان گردو میشکنند، بیآنکه پاسخگوی هزینهای باشند که به باشگاه تحمیل شد.
قصه جنپو و نازون، بیش از هر چیز، یادآور یک درد قدیمی است؛ جذبهای خارجی پرهزینه، کماثر و بیتعهد. شاید این پایان پرسروصدا، حداقل یک فایده داشته باشد: اینکه استقلال یک بار دیگر به خودش یادآوری کند هر بازیکن خارجی، الزاماً تقویت نیست؛ بعضیها فقط میآیند، میبینند، میروند… و فاکتور را جا میگذارند.



نظر شما